English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (9 milliseconds)
English Persian
regard نگاه
regarded نگاه
regards نگاه
look نگاه
looked نگاه
looks نگاه
observantion نگاه
view نگاه
Other Matches
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glanced نگاه نگاه مختصر
glance نگاه نگاه مختصر
glances نگاه نگاه مختصر
leer نگاه چپ
gloatingly با نگاه
i say نگاه کن
look here نگاه کن
by sight از نگاه
leering نگاه چپ
leers نگاه کج
leers نگاه چپ
leered نگاه چپ
leered نگاه کج
leer نگاه کج
slants نگاه کج
slanted نگاه کج
slant نگاه کج
leering نگاه کج
glimpsing نگاه کم
ganders : نگاه
glimpse نگاه کم
glimpsed نگاه کم
glimpses نگاه کم
gander : نگاه
steely look نگاه با اراده
holders نگاه دارنده
leer نگاه دزدکی
leer نگاه کج کردن
glimpses نگاه انی
stares رک نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
retrospective view [on] نگاه به گذشته
leered نگاه دزدکی
leered نگاه کج کردن
holder نگاه دارنده
upholders نگاه دارنده
glimpsing نگاه سریع
glimpses نگاه سریع
glimpsed نگاه سریع
glimpsed نگاه انی
glimpse نگاه سریع
glimpse نگاه انی
glaringly با نگاه خیره
gazing نگاه خیره
squinny کج کج نگاه کردن
voyeur نگاه کننده
voyeurs نگاه کننده
retrospect نگاه به گذشته
kept نگاه داشته
upholder نگاه دارنده
glimpsing نگاه انی
vide infara را نگاه کنید
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
to catch a glimpse of نگاه مختصرکردن
shim نظر یک نگاه
sheep's eyes نگاه عاشقانه
sheep's eye نگاه دزدکی
sheep's eye نگاه عاشقانه
retrospection نگاه به قهقرا
pryingly با نگاه دقیق
preservatize نگاه داشتن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
peeper نگاه کننده
parthian glance اخرین نگاه
to dwell on نگاه کردن
to give support to نگاه داشتن
to hang up نگاه داشتن
to set eyes on نگاه کردن
come-on نگاه دعوتآمیز
to put to a pause نگاه داشتن
come-ons نگاه دعوتآمیز
to look on with نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
to lock out نگاه داشتن
to lay fast نگاه داشتن
Peeping Tom نگاه دزد
to keep in نگاه داشتن
to keep any one waiting نگاه داشتن
Peeping Toms نگاه دزد
oeillade نگاه عاشقانه
looker نگاه کننده
look down با نگاه از رو بردن
an intent look یک نگاه مشتاقانه
an am or ous glance یک نگاه عاشقانه
gazes نگاه خیره
gazed نگاه خیره
gaze نگاه خیره
tenable نگاه داشتنی
leers نگاه کج کردن
leers نگاه دزدکی
leering نگاه کج کردن
an upward glance نگاه سربالا
at a glance بیک نگاه
at first sight بیک نگاه
leontief table نگاه کنید به :
keek نگاه دزدانه
i say نگاه کنید
gloatingly با نگاه خیره
gapeseed نگاه خیره
gape seed نگاه خیره
to stop [doing something] نگاه داشتن
leering نگاه دزدکی
stare رک نگاه کردن
stay نگاه داشتن
refrained نگاه داشتن
refraining نگاه داشتن
refrains نگاه داشتن
peeking نگاه دزدانه
peeked نگاه دزدانه
tackling نگاه داشتن
peek نگاه دزدانه
retrospectively با نگاه بگذشته
keep نگاه داشتن
keeps نگاه داشتن
retain نگاه داشتن
to watch نگاه کردن
regards نگاه کردن
retained نگاه داشتن
refrain نگاه داشتن
peeks نگاه دزدانه
squint چپ نگاه کردن
stayed نگاه داشتن
see نگاه کردن
holds نگاه داشتن
tackle نگاه داشتن
tackled نگاه داشتن
tackles نگاه داشتن
hold نگاه داشتن
eyes نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
eye نگاه کردن
sees نگاه کردن
oblong نگاه ممتد
oblongs نگاه ممتد
squints چپ نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
eying نگاه کردن
retains نگاه داشتن
retaining نگاه داشتن
stopped نگاه داشتن
stops نگاه داشتن
stop نگاه داشتن
regard نگاه کردن
regarded نگاه کردن
stopping نگاه داشتن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
eye baby دیگری که به او نگاه میکند
glares خیره نگاه کردن
enwomb در رحم نگاه داشتن
glare خیره نگاه کردن
glared خیره نگاه کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
hold down مطیع نگاه داشتن
he looked me in the face در روی من نگاه کرد
he kept me waiting مرامنتظریامعطل نگاه داشت
gorgonize خیره نگاه کردن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
glim نگاه اجمالی کردن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
goggling چپ نگاه کردن گشتن
impark در محوطه نگاه داشتن
to look down با نگاه مطیع کردن
gazed بادقت نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
skew منحرف کج نگاه کردن
gaze بادقت نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
to run through نگاه اجمالی کردن در
skews منحرف کج نگاه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
to pick up oneself خودرا نگاه داشتن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
wifely دارای نگاه زنانه
gazing بادقت نگاه کردن
gazing خیره نگاه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
gazes خیره نگاه کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
A blank look. نگاه بی حالت ( بی روح )
freezes ثابت نگاه داشتن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
freeze ثابت نگاه داشتن
to hold in trust بطورامانت نگاه داشتن
keep under one's hat <idiom> پنهان نگاه داشتن
on ice <idiom> دور نگاه داشتن
to hush up ساکت نگاه داشتن
parthian glance نگاه هنگام جدایی
wedging باگوه نگاه داشتن
regardant نگاه کننده به عقب
wedges باگوه نگاه داشتن
to behave oneself ادب نگاه داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com