English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (38 milliseconds)
English Persian
to run through نگاه اجمالی کردن در
Search result with all words
glance نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glanced نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glances نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glim نگاه اجمالی کردن
Other Matches
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
glancing اجمالی
curt اجمالی
bird's eye view نظر اجمالی
bird's eye views نظر اجمالی
general knowledge علم اجمالی
glimmering فهم اجمالی
glimmerings فهم اجمالی
outlines شکل اجمالی
outlining شکل اجمالی
c.de oeil نظر اجمالی
compendiously <adv.> بصورت اجمالی
briefly <adv.> بصورت اجمالی
overview [of] نظر اجمالی [از]
overview نظر اجمالی
schematic diagram نمودار اجمالی
curtly <adv.> بصورت اجمالی
outline شکل اجمالی
briefly <adv.> بطور اجمالی
outlined شکل اجمالی
compendiously <adv.> بطور اجمالی
curtly <adv.> بطور اجمالی
overviews نظر اجمالی
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
eyes نگاه کردن
eying نگاه کردن
squints چپ نگاه کردن
eye نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
to dwell on نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
stare رک نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
stares رک نگاه کردن
to set eyes on نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
to look on with نگاه کردن
squinny کج کج نگاه کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
leer نگاه کج کردن
leered نگاه کج کردن
leering نگاه کج کردن
leers نگاه کج کردن
squint چپ نگاه کردن
to watch نگاه کردن
regard نگاه کردن
regards نگاه کردن
sees نگاه کردن
see نگاه کردن
regarded نگاه کردن
ogled نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
gaze بادقت نگاه کردن
gazes خیره نگاه کردن
gorgonize خیره نگاه کردن
glowered خیره نگاه کردن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
glows نگاه سوزان کردن
glowed نگاه سوزان کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
skew منحرف کج نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
to look down با نگاه مطیع کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
gazing خیره نگاه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
glow نگاه سوزان کردن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
goggling چپ نگاه کردن گشتن
skews منحرف کج نگاه کردن
stared خیره نگاه کردن
peered با دقت نگاه کردن
glare خیره نگاه کردن
to stael a look دزدانه نگاه کردن
glowers خیره نگاه کردن
glared خیره نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
peer با دقت نگاه کردن
glower خیره نگاه کردن
gazed بادقت نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
stare خیره نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
glowering خیره نگاه کردن
stares خیره نگاه کردن
thumb one's nose <idiom> با تنفر نگاه کردن
peering با دقت نگاه کردن
gloats خیره نگاه کردن
pries بادقت نگاه کردن
pries فضولانه نگاه کردن
peeks زیرچشمی نگاه کردن
pry بادقت نگاه کردن
pry فضولانه نگاه کردن
gapes خیره نگاه کردن
gaping باشگفتی نگاه کردن
gapes باشگفتی نگاه کردن
gaped خیره نگاه کردن
pried فضولانه نگاه کردن
pried بادقت نگاه کردن
peek زیرچشمی نگاه کردن
squinny زیرچشمی نگاه کردن
gloating خیره نگاه کردن
looks نگاه کردن نگریستن
gloated خیره نگاه کردن
gloat خیره نگاه کردن
peeked زیرچشمی نگاه کردن
looked نگاه کردن نگریستن
gaping خیره نگاه کردن
peeking زیرچشمی نگاه کردن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
gape باشگفتی نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
gawking احمقانه نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
gawks احمقانه نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
gawk احمقانه نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
look نگاه کردن نگریستن
gaped باشگفتی نگاه کردن
look up نگاه کردن مراجعهای
gawked احمقانه نگاه کردن
look about بهر سو نگاه کردن
gape خیره نگاه کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
glower اخم کردن نگاه خیره
gawped مات و احمقانه نگاه کردن
gawping مات و احمقانه نگاه کردن
teleview به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
gawps مات و احمقانه نگاه کردن
to drink in with ones eyes بچشم خریداری نگاه کردن
glowered اخم کردن نگاه خیره
to look one up and down بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
glowering اخم کردن نگاه خیره
gazing چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gawp مات و احمقانه نگاه کردن
glowers اخم کردن نگاه خیره
gazed چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazes چشم دوختن زل زل نگاه کردن
oeillade با کرشمه نگاه کردن غمزه
celebrating نگاه داشتن تقدیس کردن
snoops نگاه تجسس امیز کردن
snooping نگاه تجسس امیز کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
snoop نگاه تجسس امیز کردن
languishes باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishing باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
retain ابقاء کردن نگاه داشتن
to d. into a book نگاه مختصر بکتابی کردن
gaze چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leer از گوشه چشم نگاه کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languish باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retaining ابقاء کردن نگاه داشتن
celebrates نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrate نگاه داشتن تقدیس کردن
retains ابقاء کردن نگاه داشتن
keep tabs on <idiom> نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
snooped نگاه تجسس امیز کردن
leers از گوشه چشم نگاه کردن
leered از گوشه چشم نگاه کردن
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
filed در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
To look fondly at someone . با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
peeped باچشم نیم باز نگاه کردن
peeps باچشم نیم باز نگاه کردن
peep باچشم نیم باز نگاه کردن
to make eyes at به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
to watch the clock [با بیحوصلگی] دائما به ساعت نگاه کردن
stared از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
to paint a rosy picture of something امیدوارانه به چیزی [موضوعی] نگاه کردن
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
peeping باچشم نیم باز نگاه کردن
to shut in تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
stares از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stare از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com