Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (12 milliseconds)
English
Persian
gaze
نگاه خیره
gazed
نگاه خیره
gazes
نگاه خیره
gazing
نگاه خیره
gape seed
نگاه خیره
gapeseed
نگاه خیره
Search result with all words
glare
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
gape
نگاه خیره با دهان باز
gape
خیره نگاه کردن
gaped
نگاه خیره با دهان باز
gaped
خیره نگاه کردن
gapes
نگاه خیره با دهان باز
gapes
خیره نگاه کردن
gaping
نگاه خیره با دهان باز
gaping
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
glaringly
با نگاه خیره
glower
خیره نگاه کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
glowered
خیره نگاه کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
glowering
خیره نگاه کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
glowers
خیره نگاه کردن
glowers
اخم کردن نگاه خیره
gaze
خیره نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gloatingly
با نگاه خیره
gorgonize
خیره نگاه کردن
starer
دارای نگاه خیره
to stare any one into silence
کسیرا با نگاه خیره از روبردن
Other Matches
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glances
نگاه نگاه مختصر
glanced
نگاه نگاه مختصر
glance
نگاه نگاه مختصر
pertinacious
خیره سر
mulish
خیره سر
stubborn
خیره سر
starring
خیره
staring
خیره
obstinate
خیره سر
perverse
<adj.>
خیره سر
intractable
<adj.>
خیره سر
eccentric
<adj.>
خیره سر
willful
<adj.>
خیره سر
sullen
<adj.>
خیره سر
agaze
خیره
screwball
خیره سر
testy
<adj.>
خیره سر
dour
خیره سر
stubborn
<adj.>
خیره سر
dourly
خیره سر
glaring
خیره
blinded
خیره کردن
blinds
خیره کردن
obstinacy
خیره سری
to stand at gaze
خیره ایستادن
foudroyant
خیره کننده
stubbornness
خیره سری
dazzle
خیره کردن
goggle-eyed
خیره چشم
dazzled
خیره کردن
dazzles
خیره کردن
blind
خیره کردن
intractable
خیره سر ستیزه جو
fulgurant
خیره کننده
dazzlement
خیره سازی
relucent
خیره کننده
perrinaciousness
خیره سری
stares
خیره شدن
stared
خیره شدن
impudence
خیره سری
stare
خیره شدن
staring red
یا خیره کننده
mulishness
خیره سری
to look fixedly
خیره نگریستن
moon eyed
خیره ومتحیر
steadfastly
پابرجای خیره
steadfast
پابرجای خیره
dazzling
خیره کردن
bedazzle
بکلی خیره کردن
stargaze
بستاره ها خیره شدن
eclat
روشنی خیره کننده
watcheye
چشم خیره وسفید
dazzlingly
بطور خیره کننده
glare
تابش خیره کننده تشعشع
glares
تابش خیره کننده تشعشع
to gape
با خیره دهان باز کردن
glared
تابش خیره کننده تشعشع
fixations
خیره شدگی تعلق خاطر
fixation
خیره شدگی تعلق خاطر
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
dazzling
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzled
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzle
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzles
تابش یا روشنی خیره کننده
gaping stock
چیزی که موجب خیره نگریستن گرد د
Boketto
عمل خیره شدن به دوردست در غیاب تفکر
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
gawps
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawped
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawp
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
to stare at person in the face
توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
gawping
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gape seed
چیزی که مایه حیرت وموجب خیره نگریستن گرد د
leers
نگاه چپ
leers
نگاه کج
gander
: نگاه
glimpse
نگاه کم
regard
نگاه
looks
نگاه
looked
نگاه
look
نگاه
i say
نگاه کن
regards
نگاه
glimpses
نگاه کم
by sight
از نگاه
glimpsing
نگاه کم
glimpsed
نگاه کم
regarded
نگاه
leer
نگاه کج
view
نگاه
gloatingly
با نگاه
leer
نگاه چپ
leered
نگاه چپ
leered
نگاه کج
ganders
: نگاه
leering
نگاه چپ
look here
نگاه کن
slants
نگاه کج
slanted
نگاه کج
observantion
نگاه
leering
نگاه کج
slant
نگاه کج
upholders
نگاه دارنده
glimpse
نگاه سریع
glimpses
نگاه انی
glimpse
نگاه انی
at first sight
بیک نگاه
at a glance
بیک نگاه
leer
نگاه دزدکی
voyeur
نگاه کننده
voyeurs
نگاه کننده
glimpsed
نگاه سریع
holders
نگاه دارنده
holder
نگاه دارنده
tenable
نگاه داشتنی
glimpsed
نگاه انی
leering
نگاه کج کردن
upholder
نگاه دارنده
kept
نگاه داشته
glimpses
نگاه سریع
an upward glance
نگاه سربالا
peeper
نگاه کننده
looker
نگاه کننده
leers
نگاه دزدکی
leered
نگاه دزدکی
leered
نگاه کج کردن
an am or ous glance
یک نگاه عاشقانه
oeillade
نگاه عاشقانه
leering
نگاه دزدکی
peeked
نگاه دزدانه
parthian glance
اخرین نگاه
look down
با نگاه از رو بردن
an intent look
یک نگاه مشتاقانه
leers
نگاه کج کردن
leer
نگاه کج کردن
glimpsing
نگاه انی
glimpsing
نگاه سریع
sheep's eye
نگاه عاشقانه
retrospection
نگاه به قهقرا
i say
نگاه کنید
pryingly
با نگاه دقیق
preservatize
نگاه داشتن
keek
نگاه دزدانه
leontief table
نگاه کنید به :
retrospect
نگاه به گذشته
refraining
نگاه داشتن
refrained
نگاه داشتن
refrain
نگاه داشتن
come-on
نگاه دعوتآمیز
come-ons
نگاه دعوتآمیز
oblongs
نگاه ممتد
oblong
نگاه ممتد
Peeping Tom
نگاه دزد
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
refrains
نگاه داشتن
vide infara
را نگاه کنید
squints
چپ نگاه کردن
retained
نگاه داشتن
Peeping Toms
نگاه دزد
retain
نگاه داشتن
keeps
نگاه داشتن
keep
نگاه داشتن
to put to a pause
نگاه داشتن
to set eyes on
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
to stop
[doing something]
نگاه داشتن
stay
نگاه داشتن
sees
نگاه کردن
see
نگاه کردن
hold
نگاه داشتن
tackling
نگاه داشتن
tackles
نگاه داشتن
tackled
نگاه داشتن
tackle
نگاه داشتن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
eye
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
holds
نگاه داشتن
squinted
چپ نگاه کردن
sheep's eyes
نگاه عاشقانه
retrospective view
[on]
نگاه به گذشته
to keep in
نگاه داشتن
stopping
نگاه داشتن
stops
نگاه داشتن
stayed
نگاه داشتن
to watch
نگاه کردن
to lay fast
نگاه داشتن
stopped
نگاه داشتن
stop
نگاه داشتن
shim
نظر یک نگاه
squinny
کج کج نگاه کردن
to catch a glimpse of
نگاه مختصرکردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com