Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
Other Matches
glances
نگاه نگاه مختصر
glance
نگاه نگاه مختصر
glanced
نگاه نگاه مختصر
blinked
نادیده گرفته نگاه مختصر
blink
نادیده گرفته نگاه مختصر
blinks
نادیده گرفته نگاه مختصر
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
precise
مختصر کردن مختصر
abridge
مختصر کردن
out lawry
طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
abbreviate
مختصر یا مفید کردن
shortens
مختصر کردن کاستن
shorten
مختصر کردن کاستن
abbreviating
مختصر یا مفید کردن
look in
دیدن کردن مختصر
abbreviates
مختصر یا مفید کردن
shortened
مختصر کردن کاستن
step in
بازدید مختصر وکوتاهی کردن
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
to run in to a person
دیدنی مختصر از کسی کردن بکسی سرزدن
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
simplify
اسان تر کردن مختصر کردن
simplifies
اسان تر کردن مختصر کردن
simplifies
مختصر کردن اسانتر کردن
simplify
مختصر کردن اسانتر کردن
simplifying
مختصر کردن اسانتر کردن
simplifying
اسان تر کردن مختصر کردن
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
skims
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
squints
چپ نگاه کردن
stares
رک نگاه کردن
to look on with
نگاه کردن
see
نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
squint
چپ نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
eye
نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
sees
نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
eying
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
leering
نگاه کج کردن
regards
نگاه کردن
to dwell on
نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
to watch
نگاه کردن
regard
نگاه کردن
to set eyes on
نگاه کردن
leered
نگاه کج کردن
leers
نگاه کج کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
leer
نگاه کج کردن
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
gazes
خیره نگاه کردن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
stares
خیره نگاه کردن
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
gazing
خیره نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
pry
بادقت نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
look
نگاه کردن نگریستن
glares
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glare
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
pried
بادقت نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
glows
نگاه سوزان کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
looks
نگاه کردن نگریستن
gloats
خیره نگاه کردن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
looked
نگاه کردن نگریستن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
to look down
با نگاه مطیع کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
glowed
نگاه سوزان کردن
glow
نگاه سوزان کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
peek
زیرچشمی نگاه کردن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
peer
با دقت نگاه کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
look about
بهر سو نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
glowers
اخم کردن نگاه خیره
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
stares
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
peeps
باچشم نیم باز نگاه کردن
peeping
باچشم نیم باز نگاه کردن
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
to watch the clock
[با بیحوصلگی]
دائما به ساعت نگاه کردن
to make eyes at
به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com