Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
off-putting
نگران کننده
Other Matches
uptight
نگران
agag
نگران
agog
نگران
apprehensive
نگران
anguished
نگران
perturbed
نگران
agaze
نگران
worked up
<idiom>
عصبانی ،نگران
bother
نگران شدن
bothered
نگران شدن
worry
نگران کردن
shook up
<idiom>
نگران ،ناراحت
solicitously
مایل نگران
anguish
نگران کردن
solicitous
مایل نگران
cark
نگران شدن
Don't worry!
<idiom>
نگران نباش!
never mind
<idiom>
نگران نباش
look for
نگران بودن
worries
نگران کردن
bothers
نگران شدن
bothering
نگران شدن
bated
مشتاقو نگران
I am not worried about it.
من در موردش نگران نیستم.
Don't worry about it!
<idiom>
در موردش نگران نباش!
weigh on/upon
<idiom>
نگران کردن شخص
let the chips fall where they may
<idiom>
نگران نتیجه یک کشف نبودن
You need spare no expense .
نگران خرج ( مخارج ) آن نباش
nervous Nelly
آدم همیشه نگران و دلواپس
Take no thought of the morrow.
نگران فردا
[آینده]
نباش.
concern
دلواپس کردن نگران بودن
nervous wreck
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
concerns
دلواپس کردن نگران بودن
jitterbug
آدم همیشه نگران و دلواپس
bundle of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
panicky person
آدم همیشه نگران و دلواپس
bag of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
write off
<idiom>
پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
We were all so anxious about you.
ما همه به خاطر تو اینقدر نگران بودیم.
to lose sleep over something
[someone]
<idiom>
بخاطر چیزی
[کسی]
نگران بودن ا
[صطلاح روزمره]
to greenwash
نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
greenwash
نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
think nothing of something
<idiom>
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
anguish
غمگین شدن نگران شدن
NiMH
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
skittish
رم کننده
abjurer or abjuror
کننده
ear-splitting
کر کننده
mitigatory
کم کننده
squasher
له کننده
filler
پر کننده
catterer
پچ پچ کننده
fillers
پر کننده
squelcher
له کننده
refutatory
رد کننده
solver
حل کننده
commulator
یک سو کننده
fluxing oil
اب کننده
filleted
پر کننده
jaberer
پچ پچ کننده
filleting
پر کننده
fillets
پر کننده
fillet
پر کننده
attenuant
اب کننده
tracker
پی کننده
bandwidth
یچ کننده
mitigative
کم کننده
spurner
رد کننده
trackers
پی کننده
hoppers
لی لی کننده
hopper
لی لی کننده
mauler
له کننده
crepitant
خش خش کننده
mumbler
من من کننده
thinner
کم کننده
percutient
دق کننده
rebutter
رد کننده
doers
کننده
doer
کننده
solvents
اب کننده
bidders
کننده
solvent
اب کننده
refuser
رد کننده
crusher
له کننده
surfy
کف کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com