Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
warder
نگهبان دروازه یا قصر
warders
نگهبان دروازه یا قصر
Other Matches
team handball court
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
passout
پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
kick save
نجات دروازه با پای دروازه بان
goal judge
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
element
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
elements
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
goalposts
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalpost
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
inspectors
نگهبان
custodians
نگهبان
custodian
نگهبان
body guard
نگهبان
watched
نگهبان
guardian
نگهبان
duty
نگهبان
sentries
نگهبان
sentry
نگهبان
guardians
نگهبان
watchdog
سگ نگهبان
chaser
نگهبان
chasers
نگهبان
inspector
نگهبان
sentinels
نگهبان
sentinel
نگهبان
lifeguards
نگهبان
lifeguard
نگهبان
custodial
نگهبان
conservator
نگهبان
watching
نگهبان
warden
نگهبان
keeper
نگهبان
escorts
نگهبان
keepers
نگهبان
escorting
نگهبان
guardsman
نگهبان
escorted
نگهبان
guardsmen
نگهبان
escort
نگهبان
guard
نگهبان
guarding
نگهبان
guards
نگهبان
watches
نگهبان
watch
نگهبان
wardens
نگهبان
watchman
نگهبان
watchmen
نگهبان
watchdogs
سگ نگهبان
custos
نگهبان
enntinel
نگهبان
gallant
نگهبان
K9
[canine]
سگ نگهبان
police dog
سگ نگهبان
look out
نگهبان
on guard
نگهبان
life guard
نگهبان
left half back
نگهبان چپ
out post
نگهبان
watch dog
سگ نگهبان
watch man
نگهبان
ward
نگهبان
wards
نگهبان
custodier
نگهبان
guard dog
سگ نگهبان
relief of sentry
عوض نگهبان
radio guard
نگهبان بی سیم
port watch
نگهبان بندر
curator
نگهبان متصدی
curators
نگهبان متصدی
guardian angel
فرشته نگهبان
right half back
نگهبان راست
sergeant of the guard
گروهبان نگهبان
to stand sentinel
نگهبان گذاشتن در
watchdog
سگ پاسبان نگهبان
watchdogs
سگ پاسبان نگهبان
copied
نگهبان مخابراتی
copies
نگهبان مخابراتی
copy
نگهبان مخابراتی
copying
نگهبان مخابراتی
churchmen
نگهبان کلیسا
anchor watch
نگهبان لنگر
wardens
نافر نگهبان
warden
نافر نگهبان
officer of the watch
افسر نگهبان
covers
نگهبان بگوش
guard signal
علامت نگهبان
guard post
پایه نگهبان
guard band
باند نگهبان
air sentinel
نگهبان هوایی
flag guard
نگهبان پرچم
churchman
نگهبان کلیسا
factionary
نگهبان قراول
beach patrol
نگهبان ساحلی
coverings
نگهبان بگوش
curing membrane
پوسته نگهبان
arcturus
نگهبان شمال
beach patrol
نگهبان اسکله
boat gang
نگهبان قایق
cover
نگهبان بگوش
guardian council
شورای نگهبان
interior guard
نگهبان داخلی
bailiffs
نگهبان دژ سلطنتی
officer of the day
افسر نگهبان
memory guard
نگهبان حافظه
watch officer
افسر نگهبان
tricking
سکانی نگهبان
bailiff
نگهبان دژ سلطنتی
tricked
سکانی نگهبان
trick
سکانی نگهبان
gangway staff
نگهبان پله
armorer
نگهبان اسلحه زراد
rangeguard
نگهبان میدان تیر
am i the keep of my brother?
ایامن نگهبان برادرخودهستم
duty officer
افسر نگهبان ستاد
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
sentry box
سایبان چوبی نگهبان
wardress
نگهبان و محافظ زن در زندان
to relieve guard
نگهبان راعوض کردن
air controlman
نگهبان کنترل هوایی
time orderly
نگهبان اعلام ساعت
watch dog
ناو نگهبان ناوگان
service officer
افسر ارشد نگهبان
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان
cryptoguard
نگهبان اطاق رمز
guardsman
سرباز هنگ نگهبان
attendants
همراه نگهبان کشیک
guardsmen
سرباز هنگ نگهبان
Beefeater
نگهبان برج لندن
attendant
همراه نگهبان کشیک
Beefeaters
نگهبان برج لندن
rangeguard
نگهبان قرق میدان تیر
officer of the deck
افسر نگهبان عرشه ناو
chaperons
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
watchdogs
نگهبانی دادن نگهبان بودن
chaperones
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
post
گماردن نگهبان قرار دادن
watchdog
نگهبانی دادن نگهبان بودن
sounding patrol
نگهبان عمق سنج ناو
curatorial
نگهبان یامتصدی کتابخانه یاموزه
chaperone
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
posts
گماردن نگهبان قرار دادن
posted
گماردن نگهبان قرار دادن
chaperon
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
post-
گماردن نگهبان قرار دادن
gate
دروازه
barbacan
دروازه
hoops
دروازه
hoop
دروازه
gates
دروازه
gateways
دروازه
goal area line
خط دروازه
goals
دروازه
portals
دروازه
portal
دروازه
goal
دروازه
gateway
دروازه
barbican
دروازه
port
دروازه
covers
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
watch fire
اتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
sentry box
سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
cover
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
coverings
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
dog watch
پلیس یا نگهبان عصر و غروب افتاب
attacting zone
منطقه دروازه
tend goal
دروازه بانی
goal area
منطقه دروازه
goalkeeper
دروازه بان
goal crease
محوطه دروازه
goal
دروازه بان
gatekeeper
دروازه بان
between the pipes
تیر دروازه
goal keeper
دروازه بان
starting gate
دروازه شروع
goalies
دروازه بان
goalkeepers
دروازه بان
gate keeper
دروازه بان
keepers
دروازه بان
gatekeepers
دروازه بان
goals
دروازه بان
gatepost
بازوی دروازه
saves
نجات دروازه
goal keeper line
خط دروازه بان
tend goal
حفظ دروازه
gateposts
بازوی دروازه
goal mouth
دهانه دروازه
keeper
دروازه بان
logic gate
دروازه منطقی
octroi
مالیات دم دروازه
goalie
دروازه بان
saved
نجات دروازه
save
نجات دروازه
own goals
گل به دروازه خودی
goalar
دروازه بان
goal tender
دروازه بان
own goal
گل به دروازه خودی
octroi
دروازه بانی
in goal
دروازه بان
keep goal
دروازه بانی
wickets
دروازه کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com