Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
arcturus
نگهبان شمال
Search result with all words
arcturus
نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
Other Matches
northing
عرض شمالی انحراف به سوی شمال شمال شبکه
north east
شمال شرق شمال شرقی
north-east
شمال شرقی در شمال شرق
northeast
شمال شرقی شمال شرق
north north east
میان شمال و شمال خاور
north west
شمال غرب شمال غربی
northwest
شمال غرب شمال غربی
north by cast
میان شمال و شمال شرقی
north-west
شمال غربی در شمال غرب
holarctic
وابسته به ناحیه قطب شمال منطقه قطب شمال
watchdog
سگ نگهبان
guardsmen
نگهبان
guardsman
نگهبان
keepers
نگهبان
keeper
نگهبان
guarding
نگهبان
guards
نگهبان
wardens
نگهبان
out post
نگهبان
on guard
نگهبان
watchman
نگهبان
watchmen
نگهبان
watchdogs
سگ نگهبان
escort
نگهبان
custos
نگهبان
look out
نگهبان
custodial
نگهبان
lifeguard
نگهبان
lifeguards
نگهبان
life guard
نگهبان
left half back
نگهبان چپ
body guard
نگهبان
conservator
نگهبان
guardians
نگهبان
escorted
نگهبان
escorting
نگهبان
escorts
نگهبان
warden
نگهبان
watch
نگهبان
watched
نگهبان
watches
نگهبان
watching
نگهبان
duty
نگهبان
guardian
نگهبان
custodier
نگهبان
watch dog
سگ نگهبان
custodian
نگهبان
custodians
نگهبان
sentinel
نگهبان
sentinels
نگهبان
inspector
نگهبان
inspectors
نگهبان
chaser
نگهبان
chasers
نگهبان
guard dog
سگ نگهبان
enntinel
نگهبان
ward
نگهبان
wards
نگهبان
gallant
نگهبان
police dog
سگ نگهبان
K9
[canine]
سگ نگهبان
sentries
نگهبان
sentry
نگهبان
guard
نگهبان
watch man
نگهبان
copied
نگهبان مخابراتی
interior guard
نگهبان داخلی
covers
نگهبان بگوش
curator
نگهبان متصدی
curators
نگهبان متصدی
sergeant of the guard
گروهبان نگهبان
copies
نگهبان مخابراتی
cover
نگهبان بگوش
trick
سکانی نگهبان
tricked
سکانی نگهبان
memory guard
نگهبان حافظه
guard signal
علامت نگهبان
copying
نگهبان مخابراتی
coverings
نگهبان بگوش
to stand sentinel
نگهبان گذاشتن در
copy
نگهبان مخابراتی
right half back
نگهبان راست
air sentinel
نگهبان هوایی
guard post
پایه نگهبان
anchor watch
نگهبان لنگر
tricking
سکانی نگهبان
wardens
نافر نگهبان
guardian angel
فرشته نگهبان
warden
نافر نگهبان
relief of sentry
عوض نگهبان
curing membrane
پوسته نگهبان
gangway staff
نگهبان پله
churchmen
نگهبان کلیسا
radio guard
نگهبان بی سیم
churchman
نگهبان کلیسا
flag guard
نگهبان پرچم
bailiff
نگهبان دژ سلطنتی
bailiffs
نگهبان دژ سلطنتی
factionary
نگهبان قراول
guard band
باند نگهبان
officer of the watch
افسر نگهبان
beach patrol
نگهبان ساحلی
beach patrol
نگهبان اسکله
boat gang
نگهبان قایق
watchdogs
سگ پاسبان نگهبان
port watch
نگهبان بندر
guardian council
شورای نگهبان
watchdog
سگ پاسبان نگهبان
officer of the day
افسر نگهبان
watch officer
افسر نگهبان
northerly
شمال
north
شمال
north
در شمال
north
<adj.>
شمال
armorer
نگهبان اسلحه زراد
rangeguard
نگهبان میدان تیر
attendants
همراه نگهبان کشیک
warders
نگهبان دروازه یا قصر
am i the keep of my brother?
ایامن نگهبان برادرخودهستم
Beefeater
نگهبان برج لندن
guardsmen
سرباز هنگ نگهبان
Beefeaters
نگهبان برج لندن
cryptoguard
نگهبان اطاق رمز
guardsman
سرباز هنگ نگهبان
watch dog
ناو نگهبان ناوگان
warder
نگهبان دروازه یا قصر
duty officer
افسر نگهبان ستاد
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
wardress
نگهبان و محافظ زن در زندان
to relieve guard
نگهبان راعوض کردن
sentry box
سایبان چوبی نگهبان
air controlman
نگهبان کنترل هوایی
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان
attendant
همراه نگهبان کشیک
service officer
افسر ارشد نگهبان
time orderly
نگهبان اعلام ساعت
grid north
شمال شبکه
the north pole
قطب شمال
north-eastern
رو به شمال شرق
north-eastern
از شمال خاوری
north east
شمال خاور
epsilon bootis
رایت شمال
Libya
شمال افریقا
north east
در شمال خاور
northeastward
شمال شرقی
northeastern
شمال شرقی
northeast
شمال خاوری
NW
شمال غربی
north wind
باد شمال
north west
شمال باختر
northwardly
سوی شمال
northwest
شمال باختری
ina northerly direction
سوی شمال
north-western
شمال غربی
north-easterly
شمال شرقی
northbound
عازم شمال
northerly
به سمت شمال
north easterly
شمال شرقی
north-east
شمال شرق
north western
شمال غربی
true north
شمال واقعی
northwestern
شمال غربی
magnetic north
شمال مغناطیسی
true north
شمال جغرافیایی
northern
ساکن شمال
northerners
اهل شمال
north westerly
شمال غربی
northerner
اهل شمال
arctic
قطب شمال
north-westerly
در شمال باختر
north-west
شمال غرب
North Pole
قطب شمال
true north
شمال حقیقی
compass rose
شمال نما
north
باد شمال
north westerly
در شمال باختر
compass north
شمال مغناطیسی
north
روبه شمال
north-westerly
شمال غربی
post-
گماردن نگهبان قرار دادن
sounding patrol
نگهبان عمق سنج ناو
posts
گماردن نگهبان قرار دادن
watchdogs
نگهبانی دادن نگهبان بودن
officer of the deck
افسر نگهبان عرشه ناو
rangeguard
نگهبان قرق میدان تیر
watchdog
نگهبانی دادن نگهبان بودن
posted
گماردن نگهبان قرار دادن
post
گماردن نگهبان قرار دادن
chaperons
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperon
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
curatorial
نگهبان یامتصدی کتابخانه یاموزه
chaperones
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperone
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
ice foot
دیواره یخ درنواحی شمال
ina northerly direction
بطرف شمال شمالا
northernmost
دورترین محل در شمال
northwestwards
بطرف شمال غربی
northwester
طوفان شمال غربی
northwester
باد شمال غربی
Flemish Mannerism
انقلاب شمال اروپا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com