English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
rangeguard نگهبان میدان تیر
Search result with all words
rangeguard نگهبان قرق میدان تیر
Other Matches
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
courses میدان تیر میدان
coursed میدان تیر میدان
course میدان تیر میدان
lifeguard نگهبان
guardians نگهبان
inspector نگهبان
inspectors نگهبان
custodial نگهبان
chaser نگهبان
lifeguards نگهبان
sentinel نگهبان
gallant نگهبان
chasers نگهبان
enntinel نگهبان
custos نگهبان
custodier نگهبان
conservator نگهبان
body guard نگهبان
escorting نگهبان
custodian نگهبان
custodians نگهبان
sentinels نگهبان
guardian نگهبان
duty نگهبان
guardsmen نگهبان
escorted نگهبان
escort نگهبان
watchman نگهبان
watchmen نگهبان
watchdogs سگ نگهبان
watchdog سگ نگهبان
keeper نگهبان
keepers نگهبان
escorts نگهبان
warden نگهبان
wardens نگهبان
sentries نگهبان
sentry نگهبان
guard نگهبان
guarding نگهبان
guards نگهبان
watching نگهبان
watches نگهبان
watched نگهبان
watch نگهبان
guardsman نگهبان
life guard نگهبان
left half back نگهبان چپ
out post نگهبان
on guard نگهبان
K9 [canine] سگ نگهبان
guard dog سگ نگهبان
watch man نگهبان
wards نگهبان
watch dog سگ نگهبان
police dog سگ نگهبان
look out نگهبان
ward نگهبان
watch officer افسر نگهبان
officer of the day افسر نگهبان
beach patrol نگهبان اسکله
memory guard نگهبان حافظه
warden نافر نگهبان
guardian angel فرشته نگهبان
air sentinel نگهبان هوایی
copied نگهبان مخابراتی
bailiff نگهبان دژ سلطنتی
churchmen نگهبان کلیسا
curators نگهبان متصدی
right half back نگهبان راست
sergeant of the guard گروهبان نگهبان
trick سکانی نگهبان
tricked سکانی نگهبان
tricking سکانی نگهبان
to stand sentinel نگهبان گذاشتن در
curator نگهبان متصدی
bailiffs نگهبان دژ سلطنتی
relief of sentry عوض نگهبان
port watch نگهبان بندر
wardens نافر نگهبان
officer of the watch افسر نگهبان
churchman نگهبان کلیسا
radio guard نگهبان بی سیم
copies نگهبان مخابراتی
copy نگهبان مخابراتی
interior guard نگهبان داخلی
flag guard نگهبان پرچم
guard post پایه نگهبان
watchdog سگ پاسبان نگهبان
factionary نگهبان قراول
guard signal علامت نگهبان
gangway staff نگهبان پله
curing membrane پوسته نگهبان
covers نگهبان بگوش
coverings نگهبان بگوش
guard band باند نگهبان
copying نگهبان مخابراتی
boat gang نگهبان قایق
anchor watch نگهبان لنگر
arcturus نگهبان شمال
cover نگهبان بگوش
guardian council شورای نگهبان
watchdogs سگ پاسبان نگهبان
beach patrol نگهبان ساحلی
guardsman سرباز هنگ نگهبان
guardsmen سرباز هنگ نگهبان
watch dog ناو نگهبان ناوگان
attendant همراه نگهبان کشیک
to relieve guard نگهبان راعوض کردن
earth retaining wall دیوار نگهبان خاک
attendants همراه نگهبان کشیک
service officer افسر ارشد نگهبان
warders نگهبان دروازه یا قصر
am i the keep of my brother? ایامن نگهبان برادرخودهستم
Beefeaters نگهبان برج لندن
armorer نگهبان اسلحه زراد
Beefeater نگهبان برج لندن
cryptoguard نگهبان اطاق رمز
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان
duty officer افسر نگهبان ستاد
sentry box سایبان چوبی نگهبان
time orderly نگهبان اعلام ساعت
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
warder نگهبان دروازه یا قصر
air controlman نگهبان کنترل هوایی
watchdog نگهبانی دادن نگهبان بودن
watchdogs نگهبانی دادن نگهبان بودن
chaperon نگهبان یاملازم خانمهای جوان
officer of the deck افسر نگهبان عرشه ناو
curatorial نگهبان یامتصدی کتابخانه یاموزه
sounding patrol نگهبان عمق سنج ناو
posts گماردن نگهبان قرار دادن
posted گماردن نگهبان قرار دادن
chaperone نگهبان یاملازم خانمهای جوان
post گماردن نگهبان قرار دادن
chaperons نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperones نگهبان یاملازم خانمهای جوان
post- گماردن نگهبان قرار دادن
hasty breaching نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
dog watch پلیس یا نگهبان عصر و غروب افتاب
sentry box سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
coverings دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
covers دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
cover دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
watch fire اتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند
raid clerk نگهبان یا متصدی مرکزاطلاعات سیستم اعلام خطرهوایی
guardship ناو یا کشتی نگهبان یا مسئول گشت زنی دریایی
radio guard نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
plains میدان
arenas میدان
open space میدان
field line خط میدان
forum میدان
forums میدان
plaza میدان
reach میدان
reached میدان
reaches میدان
reaching میدان
trone میدان
piazza میدان
agora میدان
zero field بی میدان
sq میدان
line of force خط میدان
line bay میدان خط
ROUNDABOUT میدان
arena میدان
places میدان
fields میدان
aim میدان
aimed میدان
aims میدان
placing میدان
place میدان
plain میدان
plainest میدان
scope میدان
spaces میدان
space میدان
plainer میدان
ring میدان
domains میدان
domain میدان
frontages میدان
field میدان
fielded میدان
frontage میدان
air sentinel گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
arcturus نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
field of application میدان کاربرد
field of battle میدان جنگ
field judge داور میدان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com