English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English Persian
granfather file نگهداری می شوند
Search result with all words
area بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
areas بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
record تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند
store حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
storing حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
Ardabil carpet فرش شیخ صفی و یا فرش اردبیل که یکی در موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگری در موزه هنر لس آنجلس نگهداری می شوند
Other Matches
shifted جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
corrective maintenance نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
optical فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
maintenance تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
sequential داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند
trafficked نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffic نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffics نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
trafficking نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
overlays بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlay بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
activities روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند
activity روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند
routinely توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
routines توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
batch processing سیستم پردازش داده ها که در آن اطلاعات در دسته هایی جمع آوری می شوند و سپس در یک ماشین اجرا می شوند
routine توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
stacked ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stacks ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stack ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
detect سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
ended حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
end حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
detects سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
ends حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
saturated colour که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
VDU ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
vdt ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
VDUs ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
bubble sort روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
row 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rowed 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rows 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
safe keeping نگهداری
retention نگهداری
holding نگهداری
protection نگهداری
upkeep نگهداری
safe guard نگهداری
storage نگهداری
detainer نگهداری
landing, storage, delivery نگهداری
internment نگهداری
retinue نگهداری
maintenance نگهداری
retinues نگهداری
keeping نگهداری
sustention نگهداری
detention نگهداری
sustentation نگهداری
preservation نگهداری
guarding subsidy حق نگهداری
sustenance نگهداری
conservation نگهداری
guardianship نگهداری
detentions نگهداری
custody نگهداری
field maintenance نگهداری در صحرا
maintenance تعمیر و نگهداری
holding capacity فرفیت نگهداری
safeguarded نگهداری کردن
holding costs مخارج نگهداری
safeguarding نگهداری کردن
safeguards نگهداری کردن
the keeping of a festival نگهداری عید
tenability قابلیت نگهداری
maintenance status وضعیت نگهداری
maintenance نگهداری و تعمیر
maintenance support پشتیبانی نگهداری
maintrain نگهداری کردن
restraint نگهداری خودداری
maintenance period دوره نگهداری
LSD نگهداری تحویل
safeguard نگهداری کردن
maintenance functions کارکردهای نگهداری
maintenance cost ارزش نگهداری
energy preservation نگهداری انرژی
preventive maintenance نگهداری پیشگیرانه
depot maintenance نگهداری دپویی
depot maintenance نگهداری امادگاهی
hold ایست نگهداری
retentivity قدرت نگهداری
program maintenance نگهداری برنامه
levels of maintenance ردههای نگهداری
deffered maintenance نگهداری مخصوص
record keeping نگهداری سوابق
preventive maintenance نگهداری پیشگیری
field capacity فرفیت نگهداری
holding time زمان نگهداری
organizational maintenance نگهداری سازمانی
categories of maintenance انواع نگهداری
support نگهداری کردن
categories of maintenance طبقات نگهداری
maintenance cost هزینه نگهداری
interlude نگهداری مقدماتی
care of supplies نگهداری اماد
restraints نگهداری خودداری
holds ایست نگهداری
preventive maintenance نگهداری حفافتی
field maintenance نگهداری صحرایی
cares نگهداری موافبت
conserving نگهداری کردن
maintains نگهداری کردن
maturing نگهداری بتن
keep نگهداری کردن
interludes نگهداری مقدماتی
tended نگهداری کردن از
keeps نگهداری کردن
keep track of <idiom> نگهداری یاداشت
maintained نگهداری کردن
conserves نگهداری کردن
conserved نگهداری کردن
category طبقه نگهداری
tenure نگهداری اشغال
maintain نگهداری کردن
maintain نگهداری کردن
manage نگهداری کردن
conserve نگهداری کردن
account نگهداری حسابها
warehousing نگهداری در انبار
to take keep نگهداری کردن
to maintain one's family نگهداری کردن
to maintain a road نگهداری کردن
care نگهداری موافبت
cared نگهداری موافبت
tends نگهداری کردن از
tend نگهداری کردن از
upkeep نگهداری کردن
tending نگهداری کردن از
remote servicing نگهداری از راه دور
managements اجرا و نگهداری شبکه
depositery محل نگهداری سپرده
management اجرا و نگهداری شبکه
entertainable قابل پذیرائی و یا نگهداری
remote maintenance نگهداری از راه دور
maintenance work کار تعمیر و نگهداری
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
moist curing نگهداری مرطوب بتن
membrane curing نگهداری غشایی بتن
maintenance نگهداری از تاسیسات یاساختمان
poor law قانون نگهداری از تهیدستان
maintenance routine روال تعمیر و نگهداری
gurantee period دوره نگهداری تاسیسات
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
bestride نگهداری ودفاع کردن از
baby farm محل نگهداری کودکان
mew دراصطبل نگهداری کردن
mewed دراصطبل نگهداری کردن
mewing دراصطبل نگهداری کردن
ammunition depot محل نگهداری مهمات
software maintenance نگهداری نرم افزار
upkeep هزینه نگهداری وتعمیر
upkeep هزینه نگهداری و تعمیر
hold something back <idiom> نگهداری اطلاعات از کسی
support تایید کردن نگهداری
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
schedule maintenance نگهداری زمانبندی شده
keep time <idiom> نگهداری میزان و وزن
gasholder محل نگهداری بنزین
to bear up نا امیدنشدن نگهداری کردن
gasholders محل نگهداری بنزین
serviced بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
carry over <idiom> برای بعد نگهداری کردن
remote servicing تعمیر و نگهداری از راه دور
remote maintenance تعمیر و نگهداری از راه دور
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
patronised نگهداری کردن مشتری شدن
fit call رده یکم تعمیر و نگهداری
tape library اتاق مخصوص نگهداری نوار
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
bee-keepers متصدی نگهداری از زنبور عسل
hold at disposal در اختیار دیگری نگهداری کردن
stickboy متصدی نگهداری چوبهای هاکی
accountable depot مرکز نگهداری سوابق حسابداری
preventive ماده نگهدارنده وسایل نگهداری
customer نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
customers نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
confessio [محل نگهداری جسد شهید]
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
patronizes نگهداری کردن مشتری شدن
columbarium جای نگهداری خاکستر مردگان
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
to safeguard [against] نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
accountable supply distribution activity سازمان نگهداری سوابق امادی
patronises نگهداری کردن مشتری شدن
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
maintenance shop کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
patronized نگهداری کردن مشتری شدن
patronize نگهداری کردن مشتری شدن
conservancy نگهداری جنگلهاوشیلات ومنابع طبیعی دیگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com