English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 237 (48 milliseconds)
English Persian
get by نگه داری کردن
Search result with all words
refrain خود داری کردن
refrained خود داری کردن
refraining خود داری کردن
refrains خود داری کردن
baby sit بچه داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby-sits بچه داری کردن
baby-sitting بچه داری کردن
wake شب زنده داری کردن
waked شب زنده داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
attorn اجاره داری کردن
explicit rent اجاره داری کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
housekeep خانه داری کردن
keep house خانه داری کردن
lucubrate شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
natarize محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
run the show اختیار داری کردن
to contain one self خود داری یا حوصله کردن
to flinch the flagon ازخوردن نوشابه خود داری کردن
to govern one's passions خود داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to keep oneself to oneself ازامیزش بادیگران خود داری کردن
to keb at a lamb ازشیردادن به بره خود داری کردن
to keep house خانه داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
to recede from an engagement از افهار عقیدهای خود داری کردن
to recede from an opinicn ازافهار عقیدهای خود داری کردن
to rule the roast اختیار داری کردن
to run the show در کاری اختیار داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
Other Matches
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft کشور داری ملک داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
wet storage تر داری
tensility کش داری
grittiness شن داری
bigamy دو زن داری
blind man's buff از من داری
stigmatism خال داری
pernoctation شب زنده داری
treasury general خرانه داری کل
tenancy اجاره داری
tresury general خزانه داری کل
refusal خود داری رد
vigilance شب زنده داری
bulkiness جثه داری
refusals خود داری رد
tenancies اجاره داری
creaminess خامه داری
incumbency عهده داری
treasurership خزانه داری
vigils شب زنده داری
menage خانه داری
continenece خود داری
vigil شب زنده داری
cellarge حق انبار داری
abstinence;or abstinency خود داری
self restraint خود داری
wakes شب زنده داری
quartermaster سررشته داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
household art هنرخانه داری
spinosity سیخ داری
angularity زاویه داری
angulation زاویه داری
patchiness وصله داری
angularity گوشه داری
quartermasters سررشته داری
conchiferous داری صدف
fasting روزه داری
housekeeping خانه داری
thrift خانه داری
house work خانه داری
wake شب زنده داری
serrulation دندانه داری
slaveholding برده داری
waked شب زنده داری
notbility خانه داری
dry storage خشک داری
bursary خزانه داری
altruism همگونه داری
Exchequer خزانه داری
lucubration شب زنده داری
capitalism سرمایه داری
night waking شب زنده داری
bursaries خزانه داری
communism مردم داری
farming مزرعه داری
blind mans buff ازمن داری
non commital خود داری
retenv خود داری
slavery برده داری
viscosity شیره داری
rhythmicity نواخت داری
sang froid خود داری
sang-froid خود داری
wakefulness شب زنده داری
tenure اجاره داری
charges عهده داری
fisk خزانه داری
bulkiness تنه داری
treasury خزانه داری
charge عهده داری
leasing اجاره داری
trusteeship امانت داری
trusteedhip امانت داری
bean caper پیرسن داری
leasehold اجاره داری
bank protection ساحل داری
black capitalism سرمایه داری سیاه
continence خویشتن داری پرهیزگاری
quartermasters رسته سررشته داری
quartermaster رسته سررشته داری
procurator general کفیل خزانه داری
joint tenancy اجاره داری مشترک
day nursery بچه داری در روز
joint tenancy شرکت در اجاره داری
chest تابوت خزانه داری
bourgeoisie سرمایه داری بورژوازی
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
industrial capitalism سرمایه داری صنعتی
chests تابوت خزانه داری
household art اصول خانه داری
house keeping operation اعمال خانه داری
bailment امانت داری سمساری
capitalism رژیم سرمایه داری
capitalistic منسوب به سرمایه داری
day nurseries بچه داری در روز
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
angularity زاویه داری لاغری
precapitalism پیش از سرمایه داری
precapitalism ماقبل سرمایه داری
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
spatiality فضا داری فضائیت
holding متصرفی اجاره داری
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
nolle proseequi خود داری از پی کرد
chamberlainship پرده داری گنجوری
keeps حفافت امانت داری
keepworthy قابل نگه داری
capitalist system نظام سرمایه داری
home economics اقتصاد خانه داری
succulence اب داری حالت ابکی
refrainment خود داری اجتناب
double entry دفتر داری مضاعف
light housekeeping کارهای خانه داری
How old are you?Whats your age? چند سال داری ؟
You have cobwebs in your head. <idiom> تو گچ تو سرت داری. [اصطلاح]
land tenure اجاره داری زمین
keep حفافت امانت داری
ruffed دارای یقه چین داری
Treasury Department اداره خزانه داری [ در آمریکا]
cornetcy پرچم داری سواره نظام
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
purulence زخم چرکی چرک داری
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
passive resistance خود داری از قبول یاموافقت
piquancy گوشه داری طعنه امیزی
mental reservation خود داری از ذکر مطلبی
accounties علم حساب یا دفتر داری
Do you have an extra pen to lend me? یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
jointure اجاره داری مشترک و مشاعی
He is a brainy person . آدم کله داری است
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue. آدم سر وزبان داری است
capitalization اعمال سیستم سرمایه داری
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
subtenancy اجاره داری دست دوم
I cant be bothered. bother the flies! برو بابا حوصله داری !
capacity utilization rate نرخ بهره داری از فرفیت
wombats جانور کیسه داری شبیه خرس
carpet sweeper جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
wombat جانور کیسه داری شبیه خرس
bourgeoisie سرمایه داری حکومت طبقه دوم
You are sure a dead ringer for muy brother. تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
stagnation thesis تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
housewifely از روی خانه داری یا صرفه جوئی
tenantry اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
He is of noble birth. آدم پدر و مادر داری است
vesta الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
Let's see how much you can take. <idiom> ببینیم تا چه حد توانایی [استقامت] داری . [اصطلاح روزمره]
What is that strange contraption you've got in the garage? آن دستگاه عجیب و غریب که تو در گاراژ داری چیست؟
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
You are roasting yourself in front of the fire . خودت را جلوی آتش که داری کباب می کنی
Perhaps you expect me to work like an automaton ( robot ) . لابد انتظاری داری مثل یک ماشین کار کنم
severalty مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth. لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
cangue تخته سوراخ داری که چینی هادورگردن خطاکاران می اندازند
cang تخته سوراخ داری که چینی هادورگردن خطاکاران می اندازند
first world کشورهای کنونی سرمایه داری پیشرفته ازنظر اقتصادی
gallio ماموریاشخصی که ازدخالت درکاری که بیرون ازصلاحیت اوست خود داری
outdegree تعداد رئوس جهت داری که ازیک گره خارج می شوند
fjeld فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
zoophyte انواع جانوران مهره داری که رشد انها شبیه گیاه میباشد
table money فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
liberty party حزب مخالف سیستم برده داری که در سال 0481 در ایالات متحده امریکاتشکیل شد
go cart چارچوب غلتک داری که کودکان دست بدان گرفته راه رفتن میاموزند
multipe expansion of credit استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
Marxist طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxists طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
camisado شبیخون لباس یا پیراهن علامت داری که هنگام شبیخون می پوشندتاطرفین یکدیگر رابشناسند
open market operation عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
self goverment خود داری حکومت خود مختار
socialism جامعه گرایی جامعه داری اقتصادسوسیالیستی
paymaster general رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com