Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
subrogation
نیابت جانشین سازی
Other Matches
vicarious
به نیابت قبول کردن جانشین
displacement
جانشین سازی
substitution
جانشین سازی
replacement
جانشین سازی
replacements
جانشین سازی
substitution test
ازمون جانشین سازی
symbol substitution test
ازمون جانشین سازی نمادها
tokens
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
token
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
viceroyship
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
viceroyalty
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
procuration
نیابت
representation
نیابت
representations
نیابت
vicegerency
نیابت
vicariousness
نیابت
vicarship
نیابت
procuance
نیابت
substitution
نیابت
lieutenancy
نیابت
deputyship
نیابت
rogatory commission
نیابت قضائی
succession
نیابت توالی
successions
نیابت توالی
vice president
نیابت ریاست
lieutenancy
ناوبانی نیابت
rogatory
نیابت قضایی
on behalf of
نیابت از طرف
regency
نیابت سلطنت
regencies
نیابت سلطنت
viceroyal
مربوط به نیابت سلطنت
viceregal
مربوط به نیابت سلطنت
vice regent
وابسته به نیابت سلطنت
take over
مسلط شدن غلبه کردن جانشین کردن جانشین شدن
letters rogatory
نامه مشعر بر تقاضای نیابت قضایی
rogatory letters
نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
economic and social council
به نیابت از طرف مجمع عمومی است
princess regent
شاهزاده خانمیکه نیابت سلطنت راعهده دارباشد
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
standbys
جانشین
standby
جانشین
locumtenens
جانشین
surrogate
جانشین
surrogates
جانشین
relief
جانشین
substitute
جانشین
substituted
جانشین
substituting
جانشین
absence indicator
جانشین
imam or imaum
جانشین
deputy
جانشین
subsitute
جانشین
succedaneum
جانشین
locum
جانشین
locums
جانشین
vicar
جانشین
vicars
جانشین
deputies
جانشین
heir
جانشین
replacements
جانشین
superseder
جانشین
succeeder
جانشین
successor
جانشین
succedent
جانشین
replacement
جانشین
repeater
پرچم جانشین
swops
جانشین کردن
expromissor
جانشین بدهکار
father surrogate
جانشین پدر
fill in
جانشین شونده
fill in
جانشین کردن
swopped
جانشین کردن
swaps
جانشین کردن
substitute goods
کالاهای جانشین
substitute goals
هدفهای جانشین
succedaneous
متعاقب جانشین
displace
جابجاکردن جانشین
surrogate
جانشین شدن
he succeeded his father
جانشین پدرش شد
displaced
جابجاکردن جانشین
surrogates
جانشین شدن
displacing
جانشین شدن
displaced
جانشین شدن
displaces
جابجاکردن جانشین
displaces
جانشین شدن
displacing
جابجاکردن جانشین
complete substitution
جانشین کامل
displace
جانشین شدن
swopping
جانشین کردن
backup
جانشین بازیگر
standby application
کاربرد جانشین
substituting
جانشین کردن
mother surrogate
جانشین مادر
mother substitute
جانشین مادر
heir
جانشین شدن
vicar of christ
جانشین یا خلیفه
alternate forms
شکلهای جانشین
kludge
جانشین کردن
wlldcard
علامت جانشین
vacant succession
بدون جانشین
surreptitiously
محرمانه جانشین
pinches
اندک جانشین
alias
نام جانشین
swap
جانشین کردن
incomer
جانشین مهاجر
b. eliminator
جانشین باتری ب
swapped
جانشین کردن
aliases
نام جانشین
substitute
جانشین کردن
substituted
جانشین کردن
to take over
جانشین شدن
pinch
اندک جانشین
stand in
جانشین هنرپیشه شدن
vice chief of staff
جانشین رئیس ستاد
stand-ins
جانشین هنرپیشه شدن
vicegerent
جانشین قائم مقام
stand-in
جانشین هنرپیشه شدن
standards
کالای جانشین رزمی
standard
کالای جانشین رزمی
deputies
قائم مقام جانشین
substitute
تعویض جانشین کردن
deputy
قائم مقام جانشین
substituted
تعویض جانشین کردن
substituting
تعویض جانشین کردن
to take the place of something
جانشین چیزی شدن
alternate command authority
مقام جانشین فرماندهی
alternate command authority
افسر جانشین فرمانده
stand in for someone
<idiom>
جانشین کسی بودن
ingraft
در ذهن جانشین کردن
locumtenens
کفیل جانشین موقت
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
acceptable product
فراورده جانشین قابل قبول
deputy chief of naval operation
جانشین فرماندهی نیروی دریایی
make do with something
<idiom>
جانشین چیزی به جای چیزدیگر
succession of the presidency
سیستم تعیین جانشین درریاست
succee
جانشین شدن میراث بردن
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
deputised
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputizing
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputizes
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputized
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputize
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputising
نیابت کردن نمایندگی کردن
deputises
نیابت کردن نمایندگی کردن
expansion
فرآیندی که در آن فراخوان ماکرو با دستورات درون آن جانشین میشود
standard
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
fuzzy logic
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
fuzzy theory
نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
potential substitution
حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
replaces
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
subrogate
بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
Overdrive
قطعه پردازنده که به عنوان جانشین قدرتمند برای پردازنده Intelاست
replace
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replacing
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
mode
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود
modes
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود
take over from
کار را از کسی تحویل گرفتن جانشین کسی شدن
superseding
جانشین شدن جایگزین چیز دیگری شدن
superseded
جانشین شدن جایگزین چیز دیگری شدن
two way alternate operation
عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
supersede
جانشین شدن جایگزین چیز دیگری شدن
supersedes
جانشین شدن جایگزین چیز دیگری شدن
algebra
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
united nations organization
سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
ends
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ended
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
end
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
Conservative Party
یکی از دوحزب مهم سیاسی انگلستان که جانشین حزب " توری "است که حزب اخیر در قرن 81 و 91 در انگلستان فعالیت داشته
second in command
معاون فرماندهی جانشین فرماندهی
inheriting
مالک شدن جانشین شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com