Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (12 milliseconds)
English
Persian
attraction force
نیروی جاذبه
attractive force
نیروی جاذبه
gravitational force
نیروی جاذبه
Search result with all words
affinities
نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
affinity
نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
cohesion
نیروی جاذبه بین ذرات همگن
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
free air anomaly
اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
intermolecular attractive force
نیروی جاذبه بین مولکولی
neap tide
دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
Other Matches
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
law of gravity
جاذبه
gravitation
جاذبه
attractions
جاذبه
gravity
جاذبه
valence
جاذبه
appeals
جاذبه
appealed
جاذبه
appeal
جاذبه
attraction
جاذبه
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
adhesion
جاذبه سطحی
coulomb attraction
جاذبه کولنی
sexiness
جاذبه جنسی
electric attraction
جاذبه الکتریکی
electron capture
جاذبه الکترونی
electrostatic attraction
جاذبه الکترواستاتیکی
electromagnetic attraction
جاذبه الکترومغناطیسی
gravitation
قوه جاذبه
gravitation
جاذبه ثقلی
gravitation
جاذبه گرانشی
counter attraction
جاذبه متقابله
sex appeal
جاذبه جنسی
gravitation
کشش جاذبه
absorpthiveness
قوه جاذبه
attractive field
میدان جاذبه
attration
جاذبه کشندگی
gravitational attraction
جاذبه گرانشی
gravitational constant
ثابت جاذبه
gravitational waves
امواج جاذبه
capillary attraction
جاذبه شعریه
cohesion
جاذبه مولکولی
attraction of current
جاذبه میدان
magnetic attraction
جاذبه مغناطیسی
intermolecular attraction
جاذبه بین مولکولی
interionic attraction
جاذبه بین یونی
law of universal gravitation
قانون جاذبه عمومی
law of electrostatic attraction
قانون جاذبه الکترواستاتیکی
centripetal force
قوه جاذبه مرکز
geomagnetic
وابسته به جاذبه زمین
magnetic dip
قوه جاذبه مغناطیسی
intensity of gravity
شدت با زیادی جاذبه
magnetic dip
میدان جاذبه مغناطیسی
intensity of gravity
گرانی یا جاذبه زیاد
scenic attractions
جاذبه های دیدنی
ablatitious
کاهنده قوه جاذبه
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
gravity
جاذبه زمین درجه کشش
cohesion
التصاق یا قوه جاذبه ذرات
gravity
جاذبه زمین کشش انحراف
gravitating
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitates
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitates
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitated
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitated
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
centriole
ذره کوچکی در مرکز جاذبه میان دانه
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
geotropism
رشدو نمو گیاه تحت تاثیر قوه جاذبه زمین
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
electrostatics
بخشی از علم فیزیک که درباره پدیدههای قوه جاذبه و دافعه بارهای الکتریکی گفتگومینماید
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
eagle flight
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
attached strength
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
jet
نیروی جت
jets
نیروی جت
jetted
نیروی جت
jetting
نیروی جت
total force
نیروی کل
jet propulsion
نیروی جت
by military force
با نیروی نظامی
capillarity
نیروی موئینهای
cohesive force
نیروی همدوسی
burst force
نیروی ناگهانی
cathexis
نیروی عاطفی
holding force
نیروی بازدارنده
burst force
نیروی انفجاری
attraction force
نیروی ربایش
atomic energy
نیروی اتمی
assault force
نیروی هجوم
assault force
نیروی هجومی
army of occupation
نیروی اشغالگر
amphibious force
نیروی اب خاکی
compressive force
نیروی تراکمی
hydro
نیروی محرکه اب
hydroelectric power
نیروی برقابی
impact force
نیروی ضربهای
auxiliary forces
نیروی کمکی
blocking force
نیروی سد کننده
buoyant force
نیروی شناورسازی
brake pressure
نیروی ترمز
brake horsepower
نیروی ترمز
gravitational force
نیروی گرانشی
body force
نیروی حجمی
ground force
نیروی زمینی
ground forces
نیروی زمینی
he acted from impluse
نیروی ناگهانی یا
hoisting power
نیروی صعودی
joint force
نیروی مشترک
electromotive force
نیروی برقرانی
dissipative force
نیروی اتلافی
dispersion force
نیروی پاشیدگی
destrudo
نیروی ویرانگری
electromotive force
نیروی الکتروموتوری
damping force
نیروی میران
cutting thrust
نیروی برش
covering force
نیروی پوششی
electrostatic force
نیروی الکتروستاتیکی
drag force
نیروی کششی
electric force
نیروی الکتریکی
dymanic
نیروی جنباننده
eccentric force
نیروی برونگرا
economic potential
نیروی اقتصادی
driving force
نیروی محرک
elanvital
نیروی حیاتی
driving force
نیروی محرکه
elastic force
نیروی ارتجاع
drifting force
نیروی رانش
drifting force
نیروی وزش
e. power
نیروی اجرایی
emf
نیروی برقرانی
contractile force
نیروی انقباضی
field force
نیروی میدانی
conservation force
نیروی باقی
concurrent force
نیروی همرس
fire power
نیروی اتش
cohesive force
نیروی چسبندگی
external force
نیروی خارجی
coriolis force
نیروی کوریولیس
external force
نیروی بیرونی
equilibrant
نیروی متعادل
exchange force
نیروی تبادلی
countervailing power
نیروی همسنگ
effective force
نیروی موثر
counterpoise
نیروی مقاوم
coulombic force
نیروی کولنی
coulomb force
نیروی کولنی
explosive force
نیروی انفجار
cohesive force
نیروی همچسبی
impact force
نیروی برخورد
security force
نیروی تامینی
tonicity
نیروی ارتجاعی
torsional force
نیروی پیچشی
total labor force
کل نیروی کار
tractive effort
نیروی کشنده
uniaxial force
نیروی تک محوری
vertical force
نیروی عمودی
vertical force
نیروی قائم
vertical force
نیروی شاغولی
virile strength
نیروی مردانه
vital energy
نیروی زندگی
vital force
نیروی حیاتی
waterpower
نیروی ابی
work force
نیروی کار
to gauge wind
نیروی بادراسنجیدن
tide rising force
نیروی کشنداور
thews
نیروی عضلانی
sediment dislodging force
نیروی کشش
seed stock
نیروی ذخیره
service component
نیروی مسلح
shear load
نیروی برشی
shearing force
نیروی برشی
soldiery
نیروی نظامی
specified command
نیروی اختصاصی
strike force
نیروی ضربتی
striking force
نیروی ضربتی
striking force
نیروی یورش
tensile force
نیروی کششی
the enemy
نیروی دشمن
the power of imagination
نیروی پندار
the sabre
نیروی نظامی
HP
نیروی اسب
workforce
نیروی کار
the electromagnetic force
نیروی الکترومغناطیسی
active force
نیروی فعال
generalized force
نیروی کلی
solar power
نیروی خورشیدی
law of gravity
نیروی گرانشی
impulsive force
نیروی ضربهای
lifting power
نیروی بالابری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com