Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
half-mast
نیمه افراشتن
Other Matches
overlapped
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
flag
پرچم افراشتن افراشتن
flags
پرچم افراشتن افراشتن
seahorses
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
pmos
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
splice
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous
نیمه درخشان نیمه مجلل
imbricate
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
spliced
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semipublic
نیمه عمومی نیمه دولتی
rearing
افراشتن
unfurl
افراشتن
unfurled
افراشتن
unfurling
افراشتن
reared
افراشتن
rear
افراشتن
unfurls
افراشتن
rears
افراشتن
erects
شق شدن افراشتن
erect
شق شدن افراشتن
erected
شق شدن افراشتن
erecting
شق شدن افراشتن
fly
بهوافرستادن افراشتن
dressing ship
افراشتن پرچم
half mast
نیم افراشتن
dress ship
پرچم جشن را افراشتن
elevates
نشاط دادن افراشتن
elevate
نشاط دادن افراشتن
elevating
نشاط دادن افراشتن
hoists
افراشتن بالا بردن
hoist
افراشتن بالا بردن
half mast
نیم افراشتن پرچم
hoisted
افراشتن بالا بردن
mast
افراشتن پرچم به دکل ناو
masts
افراشتن پرچم به دکل ناو
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
streams
جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
streamed
جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
stream
جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
boatswain
افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
boatswains
افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
half life
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
meal break
افراشتن پرچم ناهار زنگ ناهار
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
dips
اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
dip
اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
mid-
نیمه
midnight
نیمه شب
mid
نیمه
semi
نیمه
part way
نیمه
in noon of night
در نیمه شب
stiffish
نیمه شق
half deck
نیمه پل
moiety
نیمه
division line
خط نیمه
semis
نیمه
semiautomatic
نیمه خودکار
semiconscious
نیمه هوشیار
partially hearing
نیمه شنوا
partially sighted
نیمه بینا
foreconscious
نیمه هشیاری
preconscious
نیمه هشیار
quasi private
نیمه خصوصی
semicolonial
نیمه مستعمره
partial fixing
نیمه گیرداری
left heart
نیمه چپ قلب
semicrystalline
نیمه متبلور
megrim
درد نیمه سر
midwatch
پاس نیمه شب
midyear
نیمه سال
middle watch
نگهبانی نیمه شب
semiconscious
نیمه بیهوش
semiconscious
نیمه اگاه
nocturn
عبادت نیمه شب
quasi public
نیمه دولتی
half-column
نیمه ستون
semiaquatic
نیمه ابزی
semiarboreal
نیمه درختی
semiarid
نیمه خشک
quasi convex
نیمه محدب
semicinductor
نیمه رسانا
semicivilized
نیمه متمدن
semi conductor
نیمه هادی
semi literate
نیمه نویسا
semiactive
نیمه فعال
semi trailer
نیمه یدک
semi skilled
نیمه ماهر
semicinductor
نیمه هادی
quasi public
نیمه عمومی
quasi commercial
نیمه بازرگانی
semicolonialism
نیمه مستعمراتی
quasi concave
نیمه مقعر
second half
نیمه دوم
semicolonial
نیمه ازاد
semi official
نیمه رسمی
semi mechanization
نیمه مکانیزه
semi independent
نیمه مستقل
half-bat
آجر نیمه
subarid
نیمه خشک
subadult
نیمه بالغ
subacute
نیمه حاد
solid state
نیمه هادی
shaly clay
رس نیمه بلوری
semivitrified
نیمه شیشهای
semitropic
نیمه گرمسیری
semitransparent
نیمه شفاف
semitranslucent
نیمه شفاف
semitranslucent
نیمه کدر
semiterrestrial
نیمه خاکی
semisynthetic
نیمه ترکیبی
semisynthetic
نیمه مصنوعی
semisolid
نیمه جامد
semiskilled
نیمه ماهر
subfossil
نیمه سنگواره
subovate
نیمه بیضی
dwarf wall
دیوار نیمه
aileron
نیمه لچکی
aileron
نیمه سنتوری
underemployed
نیمه کار
sub-tropical
نیمه حاره
semi-precious
نیمه گرانبها
semi-precious
نیمه بهادار
semi-final
نیمه نهایی
semi-conscious
در حال نیمه غش
semi-conscious
نیمه بیهوش
semi-conscious
نیمه هشیار
half-timbered
نیمه چوبی
subsaline
نیمه شور
semirigid
نیمه سخت
semireligious
نیمه مذهبی
semigloss
نیمه شفاف
semigloss
نیمه درخشان
semiofficial
نیمه رسمی
semiformal
نیمه رسمی
semifluid
نیمه ابکی
semifixed
نیمه ثابت
semifinal
نیمه نهایی
semierect
نیمه قائم
semierect
نیمه ایستاده
semidomesticated
نیمه اهلی
semidome
نیمه گنبد
semidivine
نیمه خدا
semidivine
نیمه الهی
semidetached
نیمه مجزا
semihard
نیمه سخت
semihard
نیمه محکم
semipublic
نیمه همگانی
semipro
نیمه حرفهای
semiprivate
نیمه خصوصی
semipermeable
نیمه تراوا
semipermanent
نیمه جاودان
semiparasitic
نیمه انگلی
semiopaque
نیمه کدر
semiopaque
نیمه شفاف
semimobile
نیمه متحرک
semilustrous
نیمه درخشنده
semilogarithmic
نیمه لگاریتمی
semilog
نیمه لگاریتمی
semiliquid
نیمه مایع
semilate
نیمه دیررس
semicrystalline
نیمه بلورین
semis
نیمه تاحدی
half loaded
سلاح نیمه پر
subconsciously
نیمه اگاه
subconsciously
نیمه هشیار
subconscious
نیمه اگاه
subconscious
نیمه هشیار
subliminally
نیمه خوداگاه
halfway
نیمه راه
half mast high
نیمه افراشته
partial
نیمه کامل
semi-finals
نیمه نهایی
semi finals
نیمه نهایی
half-mast
نیمه افراشتگی
parboils
نیمه پختن
parboiling
نیمه پختن
parboiled
نیمه پختن
parboil
نیمه پختن
semi
نیمه تاحدی
midway
نیمه راه
subliminal
نیمه خوداگاه
inchoate
نیمه تمام
before mid night
قبل از نیمه شب
demigod
نیمه خدا
backcourt
نیمه دفاعی
half
نیمه نخست
half faced
نیمه کاره
translucent
نیمه شفاف
half way
نیمه راه
midsummer
نیمه تابستان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com