English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English Persian
semipermeable نیمه تراوا
Search result with all words
perforated cutoff دیواره نیمه تراوا
semipermeable materials مصالح نیمه تراوا
semipervious materials مصالح نیمه تراوا
Other Matches
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
permeable تراوا
permeable ground زمین تراوا
semipermeable نیم تراوا
permeable materials مصالح تراوا
permeable membrance غشای تراوا
permeable membrane غشای تراوا
permeable ground تراوا زمین
gel permeation chromatography کروماتوگرافی ژل تراوا
gel filtration کروماتوگرافی ژل تراوا
pervious ground تراوا زمین
g.p.c premeationchromatography gelکروماتوگرافی ژل تراوا
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
midnight نیمه شب
stiffish نیمه شق
part way نیمه
semi نیمه
mid- نیمه
division line خط نیمه
mid نیمه
moiety نیمه
in noon of night در نیمه شب
half deck نیمه پل
semis نیمه
solid state نیمه هادی
semipro نیمه حرفهای
semiactive نیمه فعال
partially sighted نیمه بینا
partially hearing نیمه شنوا
semiterrestrial نیمه خاکی
semitranslucent نیمه کدر
semitranslucent نیمه شفاف
left heart نیمه چپ قلب
semitransparent نیمه شفاف
semitropic نیمه گرمسیری
semivitrified نیمه شیشهای
semiconscious نیمه اگاه
halvers نیمه مشترک
half tracked نیمه شنی
shaly clay رس نیمه بلوری
semisynthetic نیمه ترکیبی
semisynthetic نیمه مصنوعی
partial fixing نیمه گیرداری
semipublic نیمه همگانی
nocturn عبادت نیمه شب
semireligious نیمه مذهبی
middle watch نگهبانی نیمه شب
semirigid نیمه سخت
midyear نیمه سال
midwatch پاس نیمه شب
semiskilled نیمه ماهر
semisolid نیمه جامد
megrim درد نیمه سر
half time نیمه بازی
semiopaque نیمه شفاف
semifinal نیمه نهایی
semierect نیمه قائم
semierect نیمه ایستاده
semidomesticated نیمه اهلی
semidome نیمه گنبد
semidivine نیمه خدا
semidivine نیمه الهی
semidetached نیمه مجزا
semicrystalline نیمه بلورین
semicrystalline نیمه متبلور
semiconscious نیمه بیهوش
semiconscious نیمه هوشیار
semiparasitic نیمه انگلی
semifixed نیمه ثابت
semifluid نیمه ابکی
semimobile نیمه متحرک
semilustrous نیمه درخشنده
semilogarithmic نیمه لگاریتمی
semilog نیمه لگاریتمی
semiliquid نیمه مایع
semilate نیمه دیررس
semihard نیمه محکم
semihard نیمه سخت
semigloss نیمه شفاف
semigloss نیمه درخشان
semiofficial نیمه رسمی
semiformal نیمه رسمی
semicolonialism نیمه مستعمراتی
semicolonial نیمه مستعمره
semiopaque نیمه کدر
semi official نیمه رسمی
second half نیمه دوم
semipermanent نیمه جاودان
quasi convex نیمه محدب
quasi concave نیمه مقعر
quasi commercial نیمه بازرگانی
quasi public نیمه عمومی
quasi public نیمه دولتی
quasi private نیمه خصوصی
preconscious نیمه هشیار
semi skilled نیمه ماهر
semi trailer نیمه یدک
semiaquatic نیمه ابزی
semicolonial نیمه ازاد
semi mechanization نیمه مکانیزه
semi literate نیمه نویسا
semi independent نیمه مستقل
semi conductor نیمه هادی
semicivilized نیمه متمدن
semicinductor نیمه رسانا
semicinductor نیمه هادی
semiautomatic نیمه خودکار
semiarid نیمه خشک
semiarboreal نیمه درختی
semiprivate نیمه خصوصی
half mast high نیمه افراشته
translucent نیمه شفاف
semi-final نیمه نهایی
half-time نیمه نخست
part time نیمه وقت
semi-precious نیمه بهادار
semi-precious نیمه گرانبها
part-time نیمه وقت
sub-tropical نیمه حاره
half-mast نیمه افراشتن
parboils نیمه پختن
first half نیمه نخست
semi-conscious در حال نیمه غش
semi-conscious نیمه بیهوش
halfway نیمه راه
semi-finals نیمه نهایی
semi finals نیمه نهایی
midway نیمه راه
semi-conscious نیمه هشیار
subliminally نیمه خوداگاه
subliminal نیمه خوداگاه
semis نیمه تاحدی
semi نیمه تاحدی
half-column نیمه ستون
parboiling نیمه پختن
aileron نیمه سنتوری
aileron نیمه لچکی
half-bat آجر نیمه
subconscious نیمه هشیار
subconscious نیمه اگاه
subconsciously نیمه اگاه
subconsciously نیمه هشیار
dwarf wall دیوار نیمه
drafts نیمه نهایی
drafted نیمه نهایی
parboiled نیمه پختن
parboil نیمه پختن
underemployed نیمه کار
midsummer نیمه تابستان
half way نیمه راه
inchoate نیمه تمام
draft نیمه نهایی
partial نیمه کامل
half faced نیمه کاره
subfossil نیمه سنگواره
before mid night قبل از نیمه شب
subacute نیمه حاد
half نیمه نخست
subsaline نیمه شور
brow ague درد نیمه سر
backcourt نیمه دفاعی
subovate نیمه بیضی
subadult نیمه بالغ
subarid نیمه خشک
demigod نیمه خدا
half loaded سلاح نیمه پر
foreconscious نیمه هشیاری
half-timbered نیمه چوبی
half-mast نیمه افراشتگی
seminomad نیمه بیابان گرد
draft report گزارش نیمه نهایی
semi independent نیمه خود مختار
split wheel چرخ نیمه یا نصفه
semi finished goods کالاهای نیمه ساخته
partial نیمه کاره بخشی از
semiautomatic نیمه خود کار
semiautonomous نیمه خود مختار
the small hours ساعات بعد از نیمه شب
semi durable goods کالاهای نیمه بادوام
semi interquartile range دامنه نیمه چارکی
semidefinite matrix ماتریس نیمه معین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com