Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
semisynthetic
نیمه ترکیبی
Other Matches
overlaps
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
seahorses
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
semipublic
نیمه عمومی نیمه دولتی
splicing
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semilustrous
نیمه درخشان نیمه مجلل
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
ingradient
جز جز ترکیبی
combinatory
ترکیبی
trivalency
سه ترکیبی
trivalence
سه ترکیبی
combinational
ترکیبی
synthetical
ترکیبی
combinative
ترکیبی
combinatorial
ترکیبی
agglutinative
ترکیبی
synthetic
ترکیبی
composite casting
ترکیبی
synthesic
ترکیبی
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
ingredients
جزء ترکیبی
diphthong
صدای ترکیبی
sequential storage
انباره ترکیبی
diphthongs
صدای ترکیبی
shapeliness
خوش ترکیبی
mix
مخلوط ترکیبی
mixes
مخلوط ترکیبی
ordinal number
عدد ترکیبی
parathesis
ترکیبی بی تغییر
synthetic method
روش ترکیبی
syntactical analysis
تحلیل ترکیبی
syntax error
اشتباه ترکیبی
mixed strategy
استراتژی ترکیبی
mixed glue
چسب ترکیبی
turboramjet
ترکیبی از توربوجت و رم جت
combination influence
عامل ترکیبی
affinity
میل ترکیبی
composite symbol
علامت ترکیبی
affinities
میل ترکیبی
combinational circuit
مدار ترکیبی
composite metal
فلز ترکیبی
combination tone
صوت ترکیبی
composite video
تصویر ترکیبی
mixed cell refernce
ارجاع سل ترکیبی
elective affinity
میل ترکیبی
ingredient
جزء ترکیبی
combination bands
نوارهای ترکیبی
from mid may to mid june
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
ctd
سند حمل ترکیبی
compound leverage floor jack
اهرم بالابر ترکیبی
Borromini capital
[نوعی سر ستون ترکیبی]
hydrogen bomb
بمب ترکیبی اتمی
hydrogen bombs
بمب ترکیبی اتمی
multiplex
تسهیم مخابره ترکیبی
hemiterpene
ترکیبی بفرمول 8H5C
histamine
ترکیبی بفرمول 3N9H5C
chemical affinity
میل ترکیبی شیمیایی
feasion
بمب ترکیبی اتمی
ct
حمل و نقل ترکیبی
combined transport
حمل و نقل ترکیبی
combined transport document
اسناد حمل ترکیبی
basophile
میل ترکیبی شدیدبا موادقلیایی
basophil
میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
fiata combined transport bill of lading
بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
lattin
ترکیبی مانند فلز برنج
combined transport operator
عامل حمل و نقل ترکیبی
latten
ترکیبی مانند فلز برنج
cto
عامل حمل ونقل ترکیبی
carbide
ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
deoxidize
از صورت ترکیبی با اکسیژن دراوردن
ketol
ترکیبی مرکب ازالکل و استون
hexahydrate
ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
contraction parry
ترکیبی ازدفاع ساده وچرخشی
cob
[ترکیبی از خاک رس، ریگ، شن و کاه و آب]
mixed column line chart
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
mixed column line graph
نمودار ستونی- خطی ترکیبی
iodoform
ترکیبی از ید که برای گندزدایی و مانند انهابکارمیبرند
BPP
چهار بیت برای ترکیبی از رنگها
BPP
هشت بیت برای ترکیبی از رنگها
syntactic
طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
soft return
فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
syntactical
طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
polyene
ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
to orient compound
نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
chloramine
هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
monad
ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
cannon
[ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
consolute
ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
silicone
ترکیبی الی بفرمول Sio2R شبیه کتون
protoxide
ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
She has long and shapely legs .
ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
hypotaxis
رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
fbl
lading of bill combinedtransport FIATA بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
octad
جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
distemper
ترکیبی از گچ اب چسب و موادرنگی که در رنگ کردن داخل اطاقها بکار میرود
characters
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
character
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
dual
دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
opalite
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
large model
مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
part way
نیمه
mid-
نیمه
in noon of night
در نیمه شب
division line
خط نیمه
half deck
نیمه پل
moiety
نیمه
mid
نیمه
stiffish
نیمه شق
semis
نیمه
semi
نیمه
midnight
نیمه شب
half faced
نیمه کاره
quasi private
نیمه خصوصی
quasi public
نیمه دولتی
semiofficial
نیمه رسمی
semifinal
نیمه نهایی
middle watch
نگهبانی نیمه شب
semicolonial
نیمه ازاد
semi mechanization
نیمه مکانیزه
quasi public
نیمه عمومی
quasi commercial
نیمه بازرگانی
quasi concave
نیمه مقعر
quasi convex
نیمه محدب
half tracked
نیمه شنی
semicrystalline
نیمه متبلور
half time
نیمه بازی
left heart
نیمه چپ قلب
semiformal
نیمه رسمی
semifluid
نیمه ابکی
preconscious
نیمه هشیار
semiconscious
نیمه بیهوش
semiconscious
نیمه اگاه
semiconscious
نیمه هوشیار
half loaded
سلاح نیمه پر
semifixed
نیمه ثابت
semicolonialism
نیمه مستعمراتی
half mast high
نیمه افراشته
semicolonial
نیمه مستعمره
partially sighted
نیمه بینا
partially hearing
نیمه شنوا
semidivine
نیمه خدا
semierect
نیمه ایستاده
semidomesticated
نیمه اهلی
megrim
درد نیمه سر
semicrystalline
نیمه بلورین
semiautomatic
نیمه خودکار
nocturn
عبادت نیمه شب
semicinductor
نیمه هادی
semicinductor
نیمه رسانا
semidome
نیمه گنبد
semi conductor
نیمه هادی
semicivilized
نیمه متمدن
sub-tropical
نیمه حاره
semidetached
نیمه مجزا
semi independent
نیمه مستقل
half way
نیمه راه
semiarid
نیمه خشک
second half
نیمه دوم
partial fixing
نیمه گیرداری
semi official
نیمه رسمی
semi skilled
نیمه ماهر
semi trailer
نیمه یدک
halvers
نیمه مشترک
midwatch
پاس نیمه شب
midyear
نیمه سال
semiactive
نیمه فعال
semierect
نیمه قائم
semiaquatic
نیمه ابزی
semi literate
نیمه نویسا
semiarboreal
نیمه درختی
semidivine
نیمه الهی
subacute
نیمه حاد
midsummer
نیمه تابستان
inchoate
نیمه تمام
partial
نیمه کامل
half-timbered
نیمه چوبی
semi-conscious
نیمه هشیار
semi-conscious
نیمه بیهوش
semi-conscious
در حال نیمه غش
semi-final
نیمه نهایی
semi-precious
نیمه بهادار
subsaline
نیمه شور
subovate
نیمه بیضی
subadult
نیمه بالغ
subarid
نیمه خشک
half-mast
نیمه افراشتن
subfossil
نیمه سنگواره
half-mast
نیمه افراشتگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com