English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
semicolonialism نیمه مستعمراتی
Other Matches
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
colonial مستعمراتی
colonialism سیاست مستعمراتی
colonial government دولت یا حکومت مستعمراتی
The [main] protagonists in the colonial struggle were Great Britain and France. بریتانیا و فرانسه سردمداران [اصلی] در مبارزه مستعمراتی بودند.
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
stiffish نیمه شق
moiety نیمه
in noon of night در نیمه شب
semi نیمه
part way نیمه
semis نیمه
mid نیمه
division line خط نیمه
half deck نیمه پل
mid- نیمه
midnight نیمه شب
semidetached نیمه مجزا
foreconscious نیمه هشیاری
semiparasitic نیمه انگلی
semiopaque نیمه کدر
semiopaque نیمه شفاف
semipermeable نیمه تراوا
half tracked نیمه شنی
semiprivate نیمه خصوصی
semihard نیمه سخت
semigloss نیمه شفاف
semipro نیمه حرفهای
semihard نیمه محکم
semilate نیمه دیررس
semilogarithmic نیمه لگاریتمی
semilustrous نیمه درخشنده
half time نیمه بازی
semilog نیمه لگاریتمی
half mast high نیمه افراشته
half way نیمه راه
semimobile نیمه متحرک
halvers نیمه مشترک
half loaded سلاح نیمه پر
semiliquid نیمه مایع
half faced نیمه کاره
semipermanent نیمه جاودان
semigloss نیمه درخشان
semicinductor نیمه هادی
quasi concave نیمه مقعر
quasi commercial نیمه بازرگانی
semi literate نیمه نویسا
quasi public نیمه عمومی
quasi public نیمه دولتی
quasi private نیمه خصوصی
semi mechanization نیمه مکانیزه
preconscious نیمه هشیار
semicolonial نیمه ازاد
semicolonial نیمه مستعمره
semi independent نیمه مستقل
second half نیمه دوم
semiautomatic نیمه خودکار
semicinductor نیمه رسانا
semiarid نیمه خشک
semiarboreal نیمه درختی
semiaquatic نیمه ابزی
semiactive نیمه فعال
semi trailer نیمه یدک
semicivilized نیمه متمدن
semi skilled نیمه ماهر
semi conductor نیمه هادی
semi official نیمه رسمی
quasi convex نیمه محدب
partially sighted نیمه بینا
midyear نیمه سال
midwatch پاس نیمه شب
semierect نیمه ایستاده
semierect نیمه قائم
semifinal نیمه نهایی
megrim درد نیمه سر
semifixed نیمه ثابت
semifluid نیمه ابکی
left heart نیمه چپ قلب
semiformal نیمه رسمی
semidomesticated نیمه اهلی
semidome نیمه گنبد
partially hearing نیمه شنوا
partial fixing نیمه گیرداری
semiconscious نیمه هوشیار
semiconscious نیمه اگاه
semiconscious نیمه بیهوش
semicrystalline نیمه متبلور
semicrystalline نیمه بلورین
nocturn عبادت نیمه شب
semidivine نیمه الهی
semidivine نیمه خدا
middle watch نگهبانی نیمه شب
semiofficial نیمه رسمی
half-mast نیمه افراشتن
inchoate نیمه تمام
semi-conscious در حال نیمه غش
partial نیمه کامل
semi-final نیمه نهایی
semi-precious نیمه بهادار
semi-precious نیمه گرانبها
sub-tropical نیمه حاره
underemployed نیمه کار
semi-conscious نیمه بیهوش
semi-conscious نیمه هشیار
half-timbered نیمه چوبی
half-mast نیمه افراشتگی
parboils نیمه پختن
parboiling نیمه پختن
parboiled نیمه پختن
parboil نیمه پختن
midsummer نیمه تابستان
semi finals نیمه نهایی
half نیمه نخست
subconsciously نیمه اگاه
aileron نیمه لچکی
dwarf wall دیوار نیمه
half-bat آجر نیمه
part-time نیمه وقت
part time نیمه وقت
half-time نیمه نخست
first half نیمه نخست
translucent نیمه شفاف
draft نیمه نهایی
drafted نیمه نهایی
subconsciously نیمه هشیار
subconscious نیمه اگاه
subconscious نیمه هشیار
aileron نیمه سنتوری
drafts نیمه نهایی
half-column نیمه ستون
subsaline نیمه شور
semisynthetic نیمه مصنوعی
solid state نیمه هادی
brow ague درد نیمه سر
shaly clay رس نیمه بلوری
semivitrified نیمه شیشهای
semitropic نیمه گرمسیری
halfway نیمه راه
semi-finals نیمه نهایی
semirigid نیمه سخت
semiskilled نیمه ماهر
semitransparent نیمه شفاف
semitranslucent نیمه شفاف
semitranslucent نیمه کدر
backcourt نیمه دفاعی
semisolid نیمه جامد
before mid night قبل از نیمه شب
semiterrestrial نیمه خاکی
semisynthetic نیمه ترکیبی
midway نیمه راه
subadult نیمه بالغ
subacute نیمه حاد
demigod نیمه خدا
subfossil نیمه سنگواره
subovate نیمه بیضی
subarid نیمه خشک
semipublic نیمه همگانی
semi نیمه تاحدی
semireligious نیمه مذهبی
subliminally نیمه خوداگاه
subliminal نیمه خوداگاه
semis نیمه تاحدی
fair-weather friend رفیق نیمه راهه
semi killed steel فولاد نیمه ارام
half-timbering ساختمان نیمه چوبی
semi independent نیمه خود مختار
demi-metope [نیمه چهارگوش افریز]
semi finished goods کالاهای نیمه ساخته
semi durable goods کالاهای نیمه بادوام
semipervious materials مصالح نیمه تراوا
semirandom access دستیابی نیمه تصادفی
semipermeable materials مصالح نیمه تراوا
semi logarithmic paper کاغذ نیمه لگاریتمی
semidefinite matrix ماتریس نیمه معین
split half method روش دو نیمه کردن
split wheel چرخ نیمه یا نصفه
halfway houses منزل نیمه راه
halfway house منزل نیمه راه
semifixed مهمات نیمه ثابت
subception ادراک نیمه هشیار
submediterranean climate اقلیم نیمه مدیترانهای
beauty sleep خواب پیش از نیمه شب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com