English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (6 milliseconds)
English Persian
western hemisphere نیمکره غربی
Search result with all words
New World نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا
rio treaty پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
Other Matches
hemisphere نیمکره
cerebral himisphere نیمکره مخ
eastern hemisphere نیمکره شرقی
hemispherectomy نیمکره برداری
cerebral dominance سو برتری نیمکره مخ
hemispherical dominance برتری نیمکره
soiuthern cross چهارستاره درخشان نیمکره جنوبی
hemi پیشوندی است بمعنی نیم ونصف مانند hemisphereیعنی نیمکره
westerly غربی
occidental غربی
hesperian غربی
south-western جنوب غربی
westernizing غربی کردن
east elevation نمای غربی
westernizing غربی شدن
westerly باد غربی
north western شمال غربی
north-western شمال غربی
northwestern شمال غربی
northwestwards روبشمال غربی
southwest بادجنوب غربی
south western جنوب غربی
ind هند غربی
to lie east and west شرقی غربی
westernizes غربی شدن
westernizes غربی کردن
westernised غربی شدن
westernization غربی شدن
north-westerly شمال غربی
north westerly شمال غربی
westwork بدنه غربی
NW شمال غربی
Western Sahara صحرای غربی
Wild West ایالتهای غربی
sou'westers جنوب غربی
westernmost غربی ترین
westernised غربی کردن
wester طوفان غربی
westernises غربی کردن
west country whipping بست غربی
westernized غربی شدن
westernising غربی شدن
westernising غربی کردن
wester باد غربی
westernize غربی شدن
westernized غربی کردن
westernises غربی شدن
westernize غربی کردن
turk's capcactus کاکتوس هند غربی
northwestwards بطرف شمال غربی
southwestern واقع در جنوب غربی
northwester طوفان شمال غربی
northwester باد شمال غربی
turk'shead کاکتوس هند غربی
southwestwards بسوی جنوب غربی
southwesterner اهل جنوب غربی
roaring forties منطقه بادهای غربی
Western Samoa کشور ساموآی غربی
southwest واقع در جنوب غربی
southwestward بسوی جنوب غربی
southwester باد جنوب غربی
narthex ایوان غربی کلیسا
atlantic دریای محیط غربی
westernizes تمدن غربی را پذیرفتن
westernised تمدن غربی را پذیرفتن
first world واقع دراروپای غربی
westernize تمدن غربی را پذیرفتن
westernized تمدن غربی را پذیرفتن
westernising تمدن غربی را پذیرفتن
westernizing تمدن غربی را پذیرفتن
westernises تمدن غربی را پذیرفتن
libecchio باد جنوب غربی
libeccio باد جنوب غربی
southwester توفان یا تندباد جنوب غربی
Benin کشور بنین در افریقای غربی
Ivory Coast کرانهی مرکزی و غربی افریقا
western غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerns غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerners غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerner غربی وابسته به مغرب یا باختر
piedmont ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
jonah crab خرچنگ بزرگ امریکای غربی
Cornish وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
GI انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
denier نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
finlander اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
khowar زبان رایج درشمال غربی پاکستان
GIs انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
harmattan بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
st helena جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
troy شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
granger road راه اهنی که ازایالات غربی غله بارکرده میاورد
Nahavand شهر نهاوند [در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
west lndies جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
c سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
albanega [دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
western european union ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
Common Market بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
western european union اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
marshall plan طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
south-west جنوب غربی سوی جنوب باختر
Alhambra تزئینات الحمرا [در ساختمان غربی اسپانیا استفاده می شود که شامل مجموعه ای از غرفه های به هم متصل شده با دو حیاط بزرگ در هر گوشه می شود.]
south west جنوب باختر جنوب غربی
north west شمال غرب شمال غربی
north-west شمال غربی در شمال غرب
northwest شمال غرب شمال غربی
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com