English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
megasporangium هاگدان بزرگ محتوی هاگ ماده
Other Matches
macrocyte هاگدان بزرگ
megaspore هاگدان بزرگ وغیرجنسی بعضی سرخسها
RIFF ماده بزرگ همراه ID RIFF.
fruiting body هاگدان عضو مولد تخم یا هاگ
oogamous دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
thermite ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
coolants ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolant ماده سرماساز ماده خنک کننده
dopes معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
gunk ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
female connector دوشاخه ماده متصل کننده ماده
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
criteria محتوی
containers محتوی
container محتوی
contenting محتوی
content محتوی
contents محتوی
fillers محتوی
filler محتوی
hydrous محتوی اب
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
contain محتوی بودن
sanguinolent محتوی خون
bottle محتوی یک بطری
contained محتوی بودن
platinous محتوی پلاتین
contains محتوی بودن
aluminous محتوی الومینیوم
bottles محتوی یک بطری
copper bearing محتوی مس حاوی مس
gas content محتوی گاز
fuelling ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment ماده رنگی ماده ملونه
fuelled ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments ماده رنگی ماده ملونه
saccharine قندی محتوی قند
content خرسند کردن محتوی
contenting خرسند کردن محتوی
pouncet box قوطی محتوی گردخوشبو
clearer تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearest تغییر محتوی یک خانه حافظه
clears تغییر محتوی یک خانه حافظه
clear تغییر محتوی یک خانه حافظه
palling تابوت محتوی مرده حائل
palled تابوت محتوی مرده حائل
palls تابوت محتوی مرده حائل
tea bag پاکت محتوی چای فوری
pall تابوت محتوی مرده حائل
tea bags پاکت محتوی چای فوری
content addressed نشامی یافته از روی محتوی
quartzite سنگ شنی محتوی کوارتز
docket فهرست محتوی بسته ارسالی
music box جعبه محتوی ساز کوکی
compressed gas cylinder سیلندر محتوی گاز متراکم
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
docketing فهرست محتوی بسته ارسالی
dockets فهرست محتوی بسته ارسالی
poster color شیشه محتوی ابرنگ وخمیررنگ
bottled gas بشگه یااستوانه محتوی گازفشرده
content addressable نشانی پذیر از روی محتوی
binary alloy الیاژ محتوی دوفلز بنیانی
docketed فهرست محتوی بسته ارسالی
seabag کیف پارچه یی محتوی لباس ملوانان
scandal sheet نشریه محتوی شایعات افتضاح امیز
rogatory letters نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
myoglobin پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
epos مجموعه اشعار محتوی افسانههای ملی
time capsule محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
urn گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
urns گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
swizzle انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
sausage روده محتوی گوشت چرخ شده
sausages روده محتوی گوشت چرخ شده
dumplings نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
dumpling نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
hematoma توموریاغده محتوی خون خارج شده از رگها
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
enchilada کیک ذرت محتوی گوشت وگوجه فرهنگی وادویه
doorplate پلاک محتوی نام شخص که روی درنصب میشود
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
Molotov cocktails بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
puddings دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
pudding دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
Molotov cocktail بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
compressed air tunnel تونل باد مدار بستهای محتوی گاز یا هوای تحت فشار
gynandromorph جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
child یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
cases جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
case جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
offertory سینی محتوی پول یا پول جمع اوری شده از حضار در کلیسا
contain در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
chars نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
char نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
foamed meterid ماده کف
stuffless بی ماده
stuffed ماده
stuffs ماده
item ماده
items ماده
material ماده
materials ماده
stuff ماده
abscess ماده
monoclinous نر و ماده
anti matter ضد ماده
stipulation ماده
agents ماده
agent ماده
provision ماده
metals ماده
metal ماده
abscesses ماده
clauses ماده
clause ماده
female ماده
catch for door bolt ماده
substances ماده
substance ماده
bitch سگ ماده
matter ماده
bitching سگ ماده
bitches سگ ماده
bitched سگ ماده
matters ماده
articles ماده
mattering ماده
mattered ماده
article ماده
nany بز ماده
nanny goats بز ماده
nanny goat بز ماده
antimatter ضد ماده
high explosive ماده منفجره
hyades اشتران ماده
chemical agent ماده شیمیایی
continuation clause ماده تداوم
immaterialist منکر ماده
preservative ماده جلوگیری
conservation of matter بقای ماده
cow calf گوساله ماده
consumable ماده مصرفی
chronogram ماده تاریخ
chlorophyl ماده سبزگیاهی
coloring agent ماده رنگ
coloring matter ماده رنگ
coloring substance ماده رنگ
preservatives ماده جلوگیری
corrodent ماده اکاله
article ماده بند
ogress ماده غول
lionesses ماده شیر
guinea hen بوقلمون ماده
grimalkin گربه ماده
gray matter ماده خاکستری
lubricant ماده روغنی
explosive d. ماده منفجره دی
fecula ماده نشاستهای
female connector بسط ماده
female connector اتصال ماده
article ماده قانون
female f. قوش ماده
female plug دو شاخه ماده
ferroelectric material ماده فروالکتریک
fluoresent matter ماده فلوئورسان
fluxing agent ماده گدازاور
fly dope ماده ضد مگس
lioness ماده شیر
gynandrous نر و ماده دو جنسی
deglutinate ماده لزج
heparin ماده چندقندی
developer agent ماده فهور
hen sparrow گنجشک ماده
hen pheasant قرقاول ماده
disinfector ماده ضدعفونی
hen parrot طوطی ماده
hen bird پرنده ماده
hen bird مرغ ماده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com