Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (17 milliseconds)
English
Persian
director
هدایت کننده
directors
هدایت کننده
Search result with all words
director
هدایت کننده اتش
directors
هدایت کننده اتش
coax
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxed
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxes
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxing
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
armstrong
سیستم عمل کننده فرامین موشک هدایت شونده
ballistic director
هدایت کننده بالیستیکی
bell's bund
دیوار هدایت کننده اب
channelising island
سکوی هدایت کننده
co axial cable
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
conducting staff
ستاد هدایت کننده
cylinder baffles
صفحات نازک قلزی برای هدایت هوا از میان تیغههای خنک کننده و جذب حداکثر گرمای ممکن از جدارسیلندر
diastereotopic group
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
directing staff
ستاد هدایت کننده
dredging ladder
هدایت کننده سطل
guideway
شیار هدایت کننده
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
meta director
هدایت کننده به موقعیت متا
ortho director
هدایت کننده به موقعیت ارتو
ortho para director
هدایت کننده به موقعیتعای ارتو- پارا
para director
هدایت کننده به موقعیت پارا
plane director
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
rocketeer
هدایت کننده پرتابه یا موشک دانشمند پرتابه شناس
Other Matches
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
guidance
هدایت کردن سیستم هدایت هدایت
terminal guidance
هدایت موشک در مراحل اخرمسیر هدایت هواپیما ازفرودگاه یا به فرودگاه
homing guidance
هدایت هواپیما یا موشک بااستفاده از امواج رادار هدایت الکترونیکی
mace
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
beamrider
موشک هدایت شوندهای که به وسیله اشعه رادار هدایت میشود
fighter direction
هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
maces
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
stellar guidance
سیستم هدایت نجومی موشکهای هدایت شونده
inertial guidance
سیستم هدایت داخلی موشک هدایت خودکار
conductance
ضریب هدایت قدرت هدایت
gyro pilot
سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
celestial guidance
سیستم هدایت نجومی موشک هدایت موشک یا قمرمصنوعی با استفاده از صورفلکی
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
azimuth guidance
هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
conductance
هدایت
conduction
هدایت
total conductivity
هدایت کل
transduction
هدایت
leads
هدایت
lead
هدایت
leading
هدایت
navigator
هدایت گر
navigators
هدایت گر
direction
هدایت
guidance
هدایت
steerage
هدایت
conveys
هدایت کردن
directing
هدایت کردن
convect
هدایت کردن
fire direction
هدایت اتش
admittance
هدایت فاهری
conveying
هدایت کردن
conduct of fire
هدایت تیراندازی
electric conduction
هدایت الکتریسیته
conduct
هدایت کردن
conducting
هدایت کردن
stream line
خط هدایت جریان
enlightened
هدایت شده
electron conduction
هدایت الکترون
conducted
هدایت کردن
electrical conductivity
هدایت الکتریکی
guide way
مسیر هدایت
conveyed
هدایت کردن
convey
هدایت کردن
guides
هدایت کردن
direct
هدایت کردن
directed
هدایت کردن
dirigible
قابل هدایت
ionic conduction
هدایت یونی
operating stand
اطاق هدایت
direction
هدایت رهبری
steerable
هدایت کردنی
directs
هدایت کردن
afferent transmission
هدایت اورانی
superconductivity
فوق هدایت
guided
هدایت کردن
guide
هدایت کردن
leading marks
نشانههای هدایت
leading line
خط هدایت هواپیما
afferent conduction
هدایت اورانی
avigation
فن هدایت هواپیما
navigates
هدایت کردن
hydraulic conductivity
هدایت ابی
conductible
قابل هدایت
navigating
هدایت کردن
navigate
هدایت کردن
conduction velocity
سرعت هدایت
cons
هدایت کردن
conning
هدایت کردن
undirected
هدایت نشده
conductive
قابل هدایت
conned
هدایت کردن
commutate
هدایت وتغییر
steering
هدایت کردن
joystick
سکان هدایت
joysticks
سکان هدایت
navigated
هدایت کردن
conduction
هدایت تنظیم
conductance
میزان هدایت
templates
ریل هدایت
conduction
هدایت گرم
managements
هدایت یا سازماندهی
management
هدایت یا سازماندهی
template
ریل هدایت
bus bar line
سیم هدایت
conductibility
قابلیت هدایت
canalization
هدایت در مسیر
conductivity
قابلیت هدایت
con
هدایت کردن
vee guideways
مسیر هدایت "وی "
conning tower
برج هدایت
rede
هدایت کردن
conducts
هدایت کردن
heat conduction
هدایت حرارتی
conductivity
ضریب هدایت
heat conductivity
هدایت حرارتی
image line
هدایت تصویر
diathermacy
خاصیت هدایت گرما
magnetic permeance
مقدار هدایت مغناطیسی
conduction
رسانش الکتریکی هدایت
conduct grade
درجه هدایت یک ماده
trafficking
تجارت هدایت شده
guided missile
موشک هدایت شونده
guided missiles
موشک هدایت شونده
increase in conductivity
افزایش قابلیت هدایت
susceptance
مقدار هدایت کور
absolute joystick
سکان هدایت مطلق
steered wheel
چرخ هدایت شده
specific electrical conductivity
هدایت الکتریکی مخصوص
aircraft modification and control
کنترل و هدایت هواپیما
fire control
کنترل یا هدایت اتش
fire direction
هدایت کردن اتش
traffic
تجارت هدایت شده
trafficked
تجارت هدایت شده
traffics
تجارت هدایت شده
directional
وابسته به راهنمایی و هدایت
direction center
مرکز هدایت عملیات
laser guidance
سیستم هدایت لیزری
fire direction net
شبکه هدایت اتش
vectored thrust
تراست هدایت شونده
directed net
شبکه هدایت شده
directed exercise
تمرین هدایت شده
vectored
تراست هدایت شونده
direction
مسیر هدایت کردن
ideal conductivity
قابلیت هدایت ایده ال
fire direction center
مرکز هدایت اتش
tactical control
کنترل و هدایت تاکتیکی
conductibility
ضریب هدایت مخصوص
conduct
هدایت کردن بردن
current carring
انتقال یا هدایت جریان
heat conductivity
قابلیت هدایت حرارت
conducts
هدایت کردن بردن
conductivity
ضریب هدایت یا انتشار
high conductivity
قابلیت هدایت زیاد
conductance
مقدار هدایت واقعی
barrels
وفیفه هدایت در یک ترمینال
leads
سیر هدایت الکتریکی
photoconductivity
قابلیت هدایت نور
lead
سیر هدایت الکتریکی
guded missile
موشک هدایت شوند
transverse conductance
مقدار هدایت عرضی
directors
برج هدایت تیر
director
برج هدایت تیر
hot blast main
هدایت هوای دم داغ
conducted
هدایت کردن بردن
conducting
هدایت کردن بردن
input of current
تغذیه و هدایت جریان
barrel
وفیفه هدایت در یک ترمینال
pgm
نوعی موشک هدایت شونده
lead
هدایت کردن بست اتصال
input admittance of the tube
مقدار هدایت اولیه لامپ
canalize
هدایت اجباری منشعب کردن
directive planning
برنامه ریزی هدایت شده
conductibility of heat
قابلیت هدایت گرما گرمارسانی
guided weapon
جنگ افزار هدایت شونده
laser guidance
هدایت لیزری بمب یا موشک
high frequency conductivity
قابلیت هدایت فرکانس بالا
induced conductivity
قابلیت هدایت القاء شده
debunks
کسی را اگاه و هدایت کردن
debunking
کسی را اگاه و هدایت کردن
to direct traffic through
ترافیک را از طریق...هدایت کردن
debunked
کسی را اگاه و هدایت کردن
airmanship
متخصص در خلبانی و هدایت هواپیما
debunk
کسی را اگاه و هدایت کردن
vectored attacks
تک هدایت شده هواپیما به هدف
fire direction net
شبکه مخابراتی هدایت اتش
cruise missile
موشک هدایت شونده کروز
cruise missiles
موشک هدایت شونده کروز
secondary cone
برج هدایت یدکی ناو
leads
هدایت کردن بست اتصال
aircraft guide
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
cryogenic memory
استفاده از خصوصیات هدایت مواد
input admittance
مقدار هدایت طاهری اولیه
cores
بخش هدایت مرکز یک کابل
core
بخش هدایت مرکز یک کابل
job stick
سکان هدایت دسته فرمان
tail race
کانال هدایت اب از توربین به خارج
insulator
مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
insulators
مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
automation
کنترل و هدایت دستگاهی بطورخودکار
free rocket
موشک غیر هدایت شونده
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
conductivity meter
دستگاه اندازه گیری قابلیت هدایت
beacon
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
beacons
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
conduction
توانایی یک ماده برای هدایت جریان
plotting room
مرکز هدایت اتش توپخانه ناو
nike ajax
نوعی موشک ضد هوایی هدایت شونده
automatic pilots
دستگاه خودکار هدایت کشتی وهواپیما
director sight
زاویه یاب مخصوص هدایت تیر
electronic navigation
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
rudder
سکان هواپیما وسیله هدایت یا خط سیر
automatic pilot
دستگاه خودکار هدایت کشتی وهواپیما
rudders
سکان هواپیما وسیله هدایت یا خط سیر
air inst alations
تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
air facility
تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
omnidirection range
سیستم هدایت چند جهتی هواپیما
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com