English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (24 milliseconds)
English Persian
crossing target هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
Other Matches
fleeting target هدف متحرک و زودگذر هدفی که با سرعت حرکت میکند
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
course recorder دستگاه ثبت کننده مسیر حرکت
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
traversed حرکت درسمت
traverse حرکت درسمت
traversing حرکت درسمت
traverses حرکت درسمت
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
windage پیچ خوردگی حرکت دادن دستگاه درجه درسمت
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
mechanical mouse mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
vapor trail مسیر عبور بخار
traffic lane مسیر عبور و مرور
current path مسیر عبور جریان برق
destructive cursor نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
inbound traffic مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
air traffic control clearance اجازه حرکت و عبور و مرورهواپیما
carriages بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
carriage بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
Web crawler نرم افزاری که درهر صفحه وب جدید در اینترنت حرکت میکند و یک اندیس پایه روی محتوای هرصفحه ایجاد میکند
delaying یچ بسته به دیگری عبور میکند
delays یچ بسته به دیگری عبور میکند
delay یچ بسته به دیگری عبور میکند
courses مسیر حرکت
coursed مسیر حرکت
trends مسیر حرکت
course مسیر حرکت
trend مسیر حرکت
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
headings جهت مسیر حرکت
leg شاخه مسیر حرکت
legs شاخه مسیر حرکت
heading جهت مسیر حرکت
sea legs شاخههای مسیر حرکت ناو
underway replenishment تجدید تدارکات در مسیر حرکت
delay en route تاخیر درحین حرکت در مسیر
transcutaneous عبور کننده از پوست
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
trunkair route مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
terminal phase مرحله اخر مسیر حرکت موشک
sweeper track مسیر حرکت ناو مین جمع کن
transcontinental عبور کننده از سرتاسر قاره
jaywalker پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
circle of position دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
channel capacity حداکثر جریانی که از یک کانال عبور میکند بدون لبریز شدن
jaywalkers پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
azimuth نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
flatbed وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
LCD چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
plotting chart نقشه ثبت و رسم مسیر حرکت ناو
remaining velocity سرعت گلوله در نقاط مختلف مسیر حرکت
crane track واگن بالابر مسیر عبور کفچه بالابر
tactical diversions تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
circulating چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
coronas سیم نازکی که بخش پودری تونر در چاپگر لیزری رابار میکند با عبور از آن
corona سیم نازکی که بخش پودری تونر در چاپگر لیزری رابار میکند با عبور از آن
crab angle زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
bandpass filter فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
communication مسیر فیزیکی که فرستنده را به گیرنده وصل میکند
grazing point نقطهای که مسیر گلوله به مانع برخورد میکند
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
plotting ثبت یا رسم مسیر حرکت بردن نقاط روی طرح یانقشه
cut off attack تک قطع کننده مسیر
course stabilizer تثبیت کننده مسیر
burster course مسیر منفجر کننده
open cycle reactor system سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
calibrated orifice سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
plotting board صفحه مخصوص محاسبات سمت و بردتیراندازی طرح تیر یا نقشه مسیر حرکت
capture کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
captures کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
capturing کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
communication وسیله الکترونیکی که ارسال داده و router مسیر را کنترل میکند
pass pattern مسیر منحنی که گیرنده پاس برای گرفتن توپ طی میکند
trial مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
trials مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
mouse حرکت میکند
mouses حرکت میکند
coroutine بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
short بدون نیاز به حمل کننده مسیر
shorter بدون نیاز به حمل کننده مسیر
stabilizing fin پرههای متعادل کننده گلوله در مسیر
shortest بدون نیاز به حمل کننده مسیر
newsgroup خصوصیتی در اینترنت که امکانات ای که برای همه مسیر است را فراهم میکند
band project filter فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
range markers علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
round آنچه در دایره حرکت میکند
roundest آنچه در دایره حرکت میکند
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
look ahead جمع کننده سریع که وجود رقم نقلی ناشی از جمع را پیش بینی میکند. و تاخیر ناشی از آن را حذف میکند
caloric engine ماشینی که باهوای گرم حرکت میکند
air controlman کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
off roader شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
rail borne vehicle وسیله نقلیهای که روی ریل حرکت میکند
read کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
reads کانال حمل داده که در دو جهت حرکت میکند
ginny carriage واگن بارکش که روی ریل حرکت میکند
homing adaptor تطبیق کننده مسیر پروازهواپیما با جهت امواج راداریا ایستگاه کنترل
straight ball پرتابی در بولینگ که گوی باچرخش مستقیما حرکت میکند
coulisse ناویا شیاری که دریچه بند اب دران حرکت میکند
autogyro هواپیمایی سنگین که توسط چند رتور حرکت میکند
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
hair trigger باسانی حرکت کننده
layers استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
layer استاندارد ISO/OSI که مراحل عبور پیام از لحظه ارسال از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر روی شبکه محلی را بیان میکند
sinisteral واقع درسمت چپ
right درسمت راست
righted درسمت راست
on the sunny side . درسمت آفتاب رو
righting درسمت راست
cation یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
weatherly حرکت در مسیر باد دارای باد مساعد
elevation stop متوقف کننده حرکت ارتفاع
barrier تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
barriers تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
running gear قسمت حرکت کننده ماشین
open loop system مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
square in پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
turn table سینی گردش درسمت
start button دگمهای که معمولاگ گوشه سمت چپ در پایین صفحه نمایش ویندوز است و یک مسیر مناسب به برنامه ها و فایلهای کامپیوتر ایجاد میکند
handcar چهارچرخه کوچکی که بوسیله دست یا موتورکوچکی روی خط اهن حرکت میکند
short haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
swim گرافیک کامپیوتری که به علت واحد نمایش خراب به آرامی حرکت میکند
short-haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
sea skimmer موشکی که در روی سطح اب سینه مال حرکت میکند موشک خزنده
friction feed مکانیزم چاپگر که در آن کاغذ با قرار دادن آن بین دوچرخ حرکت میکند
swims گرافیک کامپیوتری که به علت واحد نمایش خراب به آرامی حرکت میکند
wingman خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
succussatory وابسته به تکان حرکت کننده باصعوبت
shambling حرکت کننده با قدم های کج ونامنظم
dash pot دستگاه کند کننده حرکت میراگر
flanerie بی هدفی
bear درسمت قرار گرفتن در سمت
bears درسمت قرار گرفتن در سمت
dead ahead درست درسمت سینه ناو
tandem roller نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
gust lock قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
mdr ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
transhumant حرکت کننده بسوی کوهستان برای چرا
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
whereto بچه هدفی
ramble پریشانی بی هدفی
whereunto بچه هدفی
rambles پریشانی بی هدفی
rambled پریشانی بی هدفی
rove سرگردانی و بی هدفی
roved سرگردانی و بی هدفی
roves سرگردانی و بی هدفی
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
opens پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
opened پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
open پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
hovercraft رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
vertical متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
hovercrafts رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
mardi gras سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتولیک ها که دراستان لویزیانا کاروان شادی حرکت میکند
targetting هدفی که می خواهید به آن برسید
target هدفی که می خواهید به آن برسید
targeted هدفی که می خواهید به آن برسید
targets هدفی که می خواهید به آن برسید
targeting هدفی که می خواهید به آن برسید
targetted هدفی که می خواهید به آن برسید
climp milling عمل فرز کاری که طی ان قطعه کار در همان جهت حرکت تیغه برش به جلومرکت میکند
pointing device وسیله ورودی که محل نشانه گر را روی صفحه کنترل میکند طبق حرکت آن توسط کاربر
hotspot فضای خاص در تصویر یا نمایش که در صورت حرکت کردن نمایشگر روی آن کار خاصی میکند
membrane keyboard احساس کننده فشار را فعال میکند
opportunity target هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
goals گل زدن هدفی در پیش داشتن
goal گل زدن هدفی در پیش داشتن
gained افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gain افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
sag wagon وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
gains افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
to have connections رابطه داشتن [با مردم برای هدفی]
leeboard ورق فلزی یاتخته واقع درسمت باد پناه قایق
mouse وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
mouses وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
wading crossing عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
campers شرکت کننده در اردو کسی که در چادر زندگی میکند
camper شرکت کننده در اردو کسی که در چادر زندگی میکند
to make friends [to make connections] رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
automatic reset circuit breaker محافظت کننده مدر که باافزایش بیش از حد مجازمدار را قطع میکند
coupling base وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com