Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
read head
هد خواندن راس خواندن
Search result with all words
write
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
job
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها
jobs
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها
pop
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
popped
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pops
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
align
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligning
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligns
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
floppy discs
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disk
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disks
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
sense
زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
sensed
زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
senses
زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
fetch
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetched
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
fetches
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود
cylinder
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
crash
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
increment
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
increments
انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
compilation
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
compilations
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
recall
فرا خواندن احضار لغو کردن
recalled
فرا خواندن احضار لغو کردن
recalls
فرا خواندن احضار لغو کردن
scanner
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanners
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
access
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایل های ذخیره شده
accessed
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accesses
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
accessing
مجاز بودن به استفاده از کامپیوتر و خواندن و تغییردادن فایلهای ذخیره شده
alien
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
aliens
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
lip read
لب خواندن
lip-read
لب خواندن
lip-reads
لب خواندن
hidden
فایلهای سیستم مهم که در لیست دایرکتوری نشان داده نمیشوند و توسط کاربر قابل خواندن نیستند
invite
خواندن وعده گرفتن
invited
خواندن وعده گرفتن
invites
خواندن وعده گرفتن
preparation
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
image
[وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند.]
images
وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند
yoke
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
extend
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
cipher
سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
ciphers
سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
cyphers
سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
serial
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
serial
فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید.
serials
یک دادهای که با خواندن لیست داده و رسیدن به داده صحیح بدست آید.
serials
فضای ذخیره سازی که داده خاص در آن تنها با خواندن داده قبلی در لیست بدست آید.
read
خواندن
read
رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
read
عملیات خواندن که در آن داده ذخیره شده پس از بازیابی پک میشود
read
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
read
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
reads
خواندن
reads
رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
reads
عملیات خواندن که در آن داده ذخیره شده پس از بازیابی پک میشود
reads
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
reads
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
rehearsal
تمرین از بر خواندن
rehearsals
تمرین از بر خواندن
check
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checked
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checks
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
boast
رجز خواندن
boasted
رجز خواندن
boasts
رجز خواندن
recoveries
زمانی که وسیله RAMاز حالت خواندن به نوشتن می رود
recovery
زمانی که وسیله RAMاز حالت خواندن به نوشتن می رود
readable
قابل خواندن
readable
آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
optical
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر
optical
طرح حرف که توسط خواننده OCR به خوبی قابل خواندن است
optical
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
peek
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
peeked
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
peeking
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
peeks
دستور کامپیوتری BASIC که به کاربر امکان خواندن محتوای محل حافظه را میدهد
Other Matches
lilt
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilts
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
head crash
برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
misread
بد خواندن
reading
خواندن
reading age
سن خواندن
intone
خواندن
intoned
خواندن
intones
خواندن
intoning
خواندن
rhapsodiz
خواندن
recitations
از بر خواندن
recitation
از بر خواندن
readings
خواندن
misreads
بد خواندن
to take lessons
یا خواندن
misreading
بد خواندن
brags
رجز خواندن
bragged
رجز خواندن
bragging
رجز خواندن
beatifying
مبارک خواندن
beatified
مبارک خواندن
beatify
مبارک خواندن
to song a song
سرود خواندن
beatifies
مبارک خواندن
brag
رجز خواندن
perusing
بدقت خواندن
to fling down the gauntlet
بمبارزه خواندن
to glance
بشتاب خواندن
to go to school
درس خواندن
to read out
بلند خواندن
to throw down the glove
بمبارزه خواندن
unreadable
غیرقابل خواندن
unreadable
نامستحق خواندن
to call to witness
بگواهی خواندن
to bid d. to
بمبارزه خواندن
peruses
بدقت خواندن
perused
بدقت خواندن
peruse
بدقت خواندن
citing
به دادگاه خواندن
cites
به دادگاه خواندن
cited
به دادگاه خواندن
cite
به دادگاه خواندن
chitter
اواز خواندن
numerate
خواندن یاشمردن
To misread the facts . To infer wrongly .
کور خواندن
cantillate
با اواز خواندن
bastardize
حرامزاده خواندن
read/write
خواندن- نوشتن
readability
قابلیت خواندن
reading disability
ناتوانی در خواندن
reading habit
عادت خواندن
reading quotient
بهر خواندن
lulls
لالایی خواندن
lulling
لالایی خواندن
lulled
لالایی خواندن
read pulse
تپش خواندن
criminate
مجرم خواندن
nondestructive read
خواندن غیرمخرب
parallel reading
خواندن موازی
psalmodize
زبور خواندن
quirister
باجمع خواندن
destructive read
خواندن مخرب
r/w
خواندن- نوشتن
raw head
نوک خواندن
read head
نوک خواندن
criminiate
مرجم خواندن
lull
لالایی خواندن
reading rate
سرعت خواندن
scan
با وزن خواندن
chortling
سرودوتسبیح خواندن
chortles
سرودوتسبیح خواندن
readout
خواندن بازخواندن
chortled
سرودوتسبیح خواندن
chortle
سرودوتسبیح خواندن
lullaby
لالایی خواندن
lullabies
لالایی خواندن
misreads
غلط خواندن
misreading
غلط خواندن
scanned
با وزن خواندن
scans
با وزن خواندن
trill
با تحریر خواندن
reading speed
سرعت خواندن
reading readiness
امادگی خواندن
reading span
فراخنای خواندن
reading station
ایستگاه خواندن
spells
پی بردن به خواندن
spelled
پی بردن به خواندن
spell
پی بردن به خواندن
rhapsodiz
از بر خواندن سرودن
trills
با تحریر خواندن
trilled
با تحریر خواندن
misread
غلط خواندن
to read wrong
اشتباه
[ی]
خواندن
read strobe
بارقه خواندن
sing
تصنیف اواز خواندن
sing
سرود خواندن سراییدن
sings
سرود خواندن سراییدن
sings
تصنیف اواز خواندن
psalms
سرود مذهبی خواندن
when reading a book
در حال خواندن کتابی
chanted
سرود یا اهنگ خواندن
chanting
سرود یا اهنگ خواندن
chants
سرود یا اهنگ خواندن
recited
با صدایی موزون خواندن
recites
با صدایی موزون خواندن
bidden
خواندن پیشنهاد دادن
reciting
با صدایی موزون خواندن
psalm
سرود مذهبی خواندن
chant
سرود یا اهنگ خواندن
to get wise to someone
<idiom>
دست کسی را خواندن
read write privilege
امتیاز خواندن- نوشتن
read write head
نوک خواندن و نوشتن
read write cycle
چرخه خواندن و نوشتن
read restore cycle
چرخه خواندن و ترمیم
recite
با صدایی موزون خواندن
to read over something
چیزی را کاملا خواندن
to read through something
چیزی را کاملا خواندن
he took to books
پرداخت به کتاب خواندن
photodigital memory
خواندن چند بار
paganize
کافرو زندیق خواندن
orate
نطق کردن خواندن
nondestructive
خواندن غیر مخرب
nonoverlap processing
روشی که به وسیله ان خواندن
read/write head
نوک خواندن / نوشتن
the three r's
خواندن ونوشتن وحساب
skim
بطور سطحی خواندن
skimmed
بطور سطحی خواندن
skims
بطور سطحی خواندن
reemploy
دوباره بخدمت خواندن
studies
درس خواندن خوانش
study
درس خواندن خوانش
studying
درس خواندن خوانش
vocal
اوازی ویژه خواندن
vocals
اوازی ویژه خواندن
to serve with a summons
با خواست برگ خواندن
speak one's piece
<idiom>
فکر کسی را خواندن
to choir a hymn
سرودی راباهم خواندن
see through
<idiom>
فکر کسی را خواندن
To read someone s mind (thoughts).
فکر کسی را خواندن
literacy
سواد خواندن ونوشتن
literacy
قادر به خواندن بودن
direct read after write
خواندن مستقیم پس از نوشتن
to tune up
خواندن ونواختن اغازکردن
to study for the bar
درس حقوق خواندن
to strike up
خواندن یازدن اغازکردن
to pipe up
زدن یا خواندن اغاز کردن
praelect
سخنرانی کردن خطا به خواندن
prelect
سخنرانی کردن خطا به خواندن
to read off
از روی چیزی خواندن بلندخواندن
to spell out
بزحمت خواندن یا هجی کردن
rwm
حافظه خواندن و نوشتن emory
to read over something
چیزی را از اول تا آخر خواندن
scatter read gather write
خواندن توزیعی و نوشتن تجمعی
singsong
بطور یکنواخت یا یک وزن خواندن
to read through something
چیزی را از اول تا آخر خواندن
choir loft
جای مخصوص خواندن کلیسا
t i. afauit to a person
کسی را خطا کار خواندن
he cannot read or write
خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
he could read the future
خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
monroe diagnostic reading test
ازمون تشخیص خواندن مونرو
machine readable
قابل خواندن توسط ماشین
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
image interpreter
متخصص خواندن عکس هوایی
sight read
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-reading
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-read
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-read
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
To drum something into someones head .
مطلبی را به گوش کسی خواندن
burn the midnight oil
<idiom>
تا دیر وقت درس خواندن
sight-reads
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight read
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reads
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reading
بدون مطالعه قبلی خواندن
He cant reade let alone write.
خواندن هم بلد نیست چه رسد به نوشتن
cleanest
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
addressed memory
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
RAM
[random access memory]
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
cleaned
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
to swot
[British E]
for an exam
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to mug up
[British E]
for an exam
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
clean
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
to cram
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
Random-access memory
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
browses
جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
ndro
ReadOut NonDstructive خواندن غیر مخرب
hymn
سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
hierology
علم خواندن خطوط قدیم مصر
hymns
سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
hierologist
متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
quirister
دسته سرودخوانان کلیسا باهم خواندن
psalmodic
مانندمزامیری که برای خواندن ترتیب دهند
browse
جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
cleans
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
Every one is supposed to know to read and write .
فرض بر اینست که هر کس خواندن ونوشتن را می داند
addressable storage
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
browsed
جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
arraign
با تنظیم کیفر خواست متهمی را بمحاکمه خواندن
replaying
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
replayed
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com