Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
eviration
هذیان زن شدگی
Search result with all words
delusion of control
هذیان کنترل شدگی
Other Matches
gelation
بسته شدگی سفت شدگی
imminution
کم شدگی باریک شدگی
delirium
هذیان
delusions
هذیان
delusion
هذیان
sexual delusion
هذیان جنسی
fragmentary delusion
هذیان پراکنده
hallucinous
هذیان اور
illuminism
هذیان وحی
jimjams
هذیان الکلی
religious delusion
هذیان دینی
mignon delusion
هذیان می نیون
mazes
سرسام هذیان
paraphrenia
هذیان زدگی
paranoid delusion
هذیان پارانویایی
encapsulated delusion
هذیان منفک
dt's
هذیان الکلی
delusion of grandeur
هذیان عظمت
expansive delusion
هذیان عظمت
grandeur delusion
هذیان عظمت
delusion of jealousy
هذیان حسادت
bizzare delusion
هذیان نامانوس
nihilistic delusion
هذیان نفی
maze
سرسام هذیان
appersonification
هذیان همانندی
appersonation
هذیان همانندی
amentia
حالت هذیان
delusion of poverty
هذیان فقر
delirium tremens
هذیان خمری
delusion of negation
هذیان نفی
persecution delusion
هذیان گزند و اسیب
delusion of reference
هذیان بخود بستن
delire a quatre
هذیان چهار نفری
delusion of persecution
هذیان گزند و اسیب
deliriousness
هذیان گویی
[روانشناسی]
hallucinates
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinated
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinate
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinating
هذیان گفتن اشتباه کردن
paranoia
جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
necks
نخ شدگی
the mast has raked
کج شدگی
geniculation
خم شدگی
depression
کم شدگی
neck
نخ شدگی
depressions
کم شدگی
dostortion
کج شدگی
embeddeness
حک شدگی
erection
شق شدگی
bottling
نخ شدگی
erections
شق شدگی
gelidity
بسته شدگی
translocation
جابجا شدگی
desuetude
موقوف شدگی
diminution
کم شدگی تحقیر
dilution
رقیق شدگی
distotion factor
ضریب کج شدگی
detruncation
کوتاه شدگی
turn over
واژگون شدگی
shortening
کوتاه شدگی
liquescence
مایع شدگی
encrustations
دلمه شدگی
encrustation
دلمه شدگی
tight coupling
جفت شدگی
erasure
پاک شدگی
purler
پرت شدگی از سر
incalescence
گرم شدگی
intensification
افزون شدگی
invagination
غلاف شدگی
pulverization
خرد شدگی
lateral yield
له شدگی جانبی
puchery
جمع شدگی
occlusion
بسته شدگی
occlusion
جفت شدگی
petrifaction
سنگ شدگی
recvrvature
دولا شدگی
homogenization
هم جنس شدگی
strobilation
باریک شدگی
expunction
پاک شدگی
expurgation
پاک شدگی
fixedness
تثبیت شدگی
flagginess
ول شدگی اویختگی
necking
باریک شدگی
flocculence
قلنبه شدگی
scleriasis
سفت شدگی
gasification
تبخیر شدگی
pairing
جفت شدگی
nigrescence
سیاه شدگی
paralysation
فلج شدگی
choking
اب بند شدگی
expulsions
بیرون شدگی
expulsion
بیرون شدگی
contraction
جمع شدگی
depressions
گود شدگی
damnation
لعنت شدگی
puckered
جمع شدگی
smelting
ذوب شدگی
elongation
دراز شدگی
blot
پاک شدگی
blots
پاک شدگی
blotted
پاک شدگی
blotting
پاک شدگی
puckers
جمع شدگی
puckering
جمع شدگی
leakage
فاش شدگی
removal
جدا شدگی
dispersion
پخش شدگی
scarlet
سرخ شدگی
acceptability
قبول شدگی
fading
محو شدگی
hybridization
هیبرید شدگی
coupling
جفت شدگی
pucker
جمع شدگی
contractions
جمع شدگی
leakages
فاش شدگی
petrification
سنگ شدگی
depression
گود شدگی
sclerosis
سخت شدگی
comminution
خرد شدگی
diffusion
پخش شدگی
offsetting
دوخم شدگی
coagulation
دلمه شدگی
carburization
پودر شدگی
offset
دوخم شدگی
hardening
سفت شدگی
conglomerations
گلوه شدگی
conglomeration
گلوه شدگی
acetification
ترش شدگی
concretion
سفت شدگی
congestion
جمع شدگی
narrowing
تنگ شدگی
crookedness
انحناء و کج شدگی
sprains
رگ برگ شدگی
spraining
رگ برگ شدگی
sprained
رگ برگ شدگی
shrinkage
چروک شدگی
sprain
رگ برگ شدگی
polarization
قطبی شدگی
locking
قفل شدگی
bronchocele
بزرگ شدگی
digression
پرت شدگی ازموضوع
depression
گود شدگی فرودافت
varicosity
گشاد شدگی سیاهرگ
supersession
جانشینی لغو شدگی
shrinkage stress
خستگی جمع شدگی
shrinkage coefficient
ضریب جمع شدگی
scloroderma
سفت شدگی پوست
scleroma
سفت شدگی بافتها
depressions
گود شدگی فرودافت
erasure
حک جای پاک شدگی
shrinkage
وابست جمع شدگی
shrinks
انقباض چوروک شدگی
condensation
جمع شدگی تکاثف
constriction
فشار تنگ شدگی
edge triggered
با رها شدگی لبهای
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
constrictions
فشار تنگ شدگی
maladies
فاسد شدگی بیماری
malady
فاسد شدگی بیماری
erethism
تحریک شدگی زیاد
shrinking
انقباض چوروک شدگی
shrink
انقباض چوروک شدگی
disseisin
محروم شدگی ازتصرف
encephalomalacia
نرم شدگی مغز
degree of shrinkage
ضریب جمع شدگی
malposition
جابجا شدگی جنین
hepatization
سفت شدگی بافته
accru
اجتماع فراهم شدگی
yielding
تسلیم شدگی فلز
breaking
پاره گی قطع شدگی
diffraction broadening
پهن شدگی پراشی
sclerosis
سفت شدگی بافتها
hyperostosis
کلفت شدگی استخوان
domesticity
زندگانی خانگی رام شدگی
shrinkage prevention
وسیله جلوگیری از جمع شدگی
depigmentation
بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
enlarged tonsils
بزرگ شدگی لوزه ها
[پزشکی]
dipole dipole coupling
جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
dc coupling
جفت شدگی جریان مستقیم
scoliosis
کج شدگی تیره پشت ازپهلو
scrappiness
اوراق شدگی ستیزه جویی
strobilization
تشکیل رشته باریک شدگی
coupling
جفت شدگی اتصال درگیری
fixations
خیره شدگی تعلق خاطر
fixation
خیره شدگی تعلق خاطر
incarcerated hernia
جمع شدگی کیسه فتق
individuation
تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
senile keratosis
کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
hydrargyia or rism
مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
budding
تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
self insurance
بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
couplement
عمل امتزاج و جفت کردن جفت شدگی
acceptance test
آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
hyprostosis
رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
shoulders
[اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
wrick
برگ برگ شدگی
delamination
لایه لایه شدگی
cleavage
ورقه ورقه شدگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com