English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
delusion of control هذیان کنترل شدگی
Other Matches
eviration هذیان زن شدگی
gelation بسته شدگی سفت شدگی
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
imminution کم شدگی باریک شدگی
delusions هذیان
delirium هذیان
delusion هذیان
delirium tremens هذیان خمری
grandeur delusion هذیان عظمت
religious delusion هذیان دینی
delusion of jealousy هذیان حسادت
delusion of negation هذیان نفی
expansive delusion هذیان عظمت
delusion of grandeur هذیان عظمت
appersonification هذیان همانندی
mazes سرسام هذیان
bizzare delusion هذیان نامانوس
appersonation هذیان همانندی
amentia حالت هذیان
sexual delusion هذیان جنسی
nihilistic delusion هذیان نفی
maze سرسام هذیان
encapsulated delusion هذیان منفک
dt's هذیان الکلی
fragmentary delusion هذیان پراکنده
mignon delusion هذیان می نیون
hallucinous هذیان اور
paranoid delusion هذیان پارانویایی
paraphrenia هذیان زدگی
delusion of poverty هذیان فقر
illuminism هذیان وحی
jimjams هذیان الکلی
delusion of persecution هذیان گزند و اسیب
delire a quatre هذیان چهار نفری
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
persecution delusion هذیان گزند و اسیب
delusion of reference هذیان بخود بستن
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
hallucinate هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinated هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinates هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinating هذیان گفتن اشتباه کردن
paranoia جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
control statement حکم کنترل دستور کنترل
necks نخ شدگی
embeddeness حک شدگی
bottling نخ شدگی
depression کم شدگی
depressions کم شدگی
dostortion کج شدگی
neck نخ شدگی
geniculation خم شدگی
erections شق شدگی
erection شق شدگی
the mast has raked کج شدگی
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
pulverization خرد شدگی
detruncation کوتاه شدگی
desuetude موقوف شدگی
nigrescence سیاه شدگی
necking باریک شدگی
diminution کم شدگی تحقیر
choking اب بند شدگی
occlusion بسته شدگی
occlusion جفت شدگی
puchery جمع شدگی
petrifaction سنگ شدگی
conglomeration گلوه شدگی
conglomerations گلوه شدگی
damnation لعنت شدگی
sclerosis سخت شدگی
pairing جفت شدگی
paralysation فلج شدگی
dilution رقیق شدگی
flocculence قلنبه شدگی
pucker جمع شدگی
invagination غلاف شدگی
gasification تبخیر شدگی
intensification افزون شدگی
depression گود شدگی
hybridization هیبرید شدگی
gelidity بسته شدگی
incalescence گرم شدگی
fading محو شدگی
homogenization هم جنس شدگی
puckered جمع شدگی
congestion جمع شدگی
polarization قطبی شدگی
distotion factor ضریب کج شدگی
puckers جمع شدگی
puckering جمع شدگی
liquescence مایع شدگی
erasure پاک شدگی
removal جدا شدگی
expunction پاک شدگی
narrowing تنگ شدگی
fixedness تثبیت شدگی
flagginess ول شدگی اویختگی
lateral yield له شدگی جانبی
expurgation پاک شدگی
purler پرت شدگی از سر
encrustations دلمه شدگی
shortening کوتاه شدگی
locking قفل شدگی
shrinkage چروک شدگی
coagulation دلمه شدگی
comminution خرد شدگی
concretion سفت شدگی
petrification سنگ شدگی
strobilation باریک شدگی
contractions جمع شدگی
contraction جمع شدگی
blotting پاک شدگی
leakages فاش شدگی
coupling جفت شدگی
bronchocele بزرگ شدگی
scarlet سرخ شدگی
carburization پودر شدگی
turn over واژگون شدگی
acetification ترش شدگی
dispersion پخش شدگی
hardening سفت شدگی
acceptability قبول شدگی
tight coupling جفت شدگی
encrustation دلمه شدگی
leakage فاش شدگی
blotted پاک شدگی
blots پاک شدگی
smelting ذوب شدگی
sprains رگ برگ شدگی
recvrvature دولا شدگی
translocation جابجا شدگی
crookedness انحناء و کج شدگی
scleriasis سفت شدگی
spraining رگ برگ شدگی
sprain رگ برگ شدگی
elongation دراز شدگی
diffusion پخش شدگی
sprained رگ برگ شدگی
offset دوخم شدگی
offsetting دوخم شدگی
depressions گود شدگی
expulsion بیرون شدگی
blot پاک شدگی
expulsions بیرون شدگی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
hepatization سفت شدگی بافته
constrictions فشار تنگ شدگی
accru اجتماع فراهم شدگی
malady فاسد شدگی بیماری
degree of shrinkage ضریب جمع شدگی
maladies فاسد شدگی بیماری
constriction فشار تنگ شدگی
breaking پاره گی قطع شدگی
diffraction broadening پهن شدگی پراشی
yielding تسلیم شدگی فلز
encephalomalacia نرم شدگی مغز
shrink انقباض چوروک شدگی
shrinking انقباض چوروک شدگی
erasure حک جای پاک شدگی
erethism تحریک شدگی زیاد
shrinks انقباض چوروک شدگی
depressions گود شدگی فرودافت
condensation جمع شدگی تکاثف
digression پرت شدگی ازموضوع
depression گود شدگی فرودافت
shrinkage وابست جمع شدگی
edge triggered با رها شدگی لبهای
disseisin محروم شدگی ازتصرف
scleroma سفت شدگی بافتها
sclerosis سفت شدگی بافتها
varicosity گشاد شدگی سیاهرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com