|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 13 (1 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
they are at loggerheads | هردو کله خرند | ||||
Other Matches | |||||
terrace | خرند | ||||
terraces | خرند | ||||
apron ![]() |
خرند | ||||
aprons | خرند | ||||
both | هردو | ||||
in letter and in spirit | از حیث نص و معنی هردو | ||||
All is ephemeral , the fame and the famous . | شهرت ومشهور هردو درگذرند | ||||
the two books are a like ![]() |
با هردو یک جور معامله کردم | ||||
i p that they are both gone | احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند | ||||
contempt | در CLممکن است این جرم به وسیله جریمه یا زندان یا هردو کیفر داده شود اهانت | ||||
Mamihlapinatapai | نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند. | ||||
double footed | بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا |
Recent search history | |
|