Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (39 milliseconds)
English
Persian
traipse
هرزه گردی کردن
traipsed
هرزه گردی کردن
traipses
هرزه گردی کردن
traipsing
هرزه گردی کردن
Search result with all words
gad
با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
Other Matches
to poke a bout
ول گردی کردن
hoboes
دوره گردی کردن
peddles
دوره گردی کردن
peddled
دوره گردی کردن
peddle
دوره گردی کردن
hawks
دوره گردی کردن
hawked
دوره گردی کردن
hobos
دوره گردی کردن
pub crawls
میخانه گردی کردن
hawk
دوره گردی کردن
hobo
دوره گردی کردن
packman
دوره گردی کردن
pub crawl
میخانه گردی کردن
shopped
مغازه گردی کردن دکه
shop
مغازه گردی کردن دکه
shops
مغازه گردی کردن دکه
cadge
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadges
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging
اخاذی کردن دوره گردی کردن
debauch
هرزه کردن
jaws
هرزه درایی کردن
jaw
هرزه درایی کردن
prate
هرزه درایی کردن
rogue
از علف هرزه پاک کردن
rogues
از علف هرزه پاک کردن
farinose
گردی
round
گردی
rotundily
گردی
knobbiness
گردی
globularity
گردی
levorotation
چپ گردی
cylinderisity
گردی
roundness
گردی
roundest
گردی
heroism
گردی
rondure
گردی
hole circle
گردی سوراخ
sleep walking
خوابیده گردی
top radius
گردی سر دنده
colportage
دوره گردی
coal dust firing
اشتعال گردی
pub crawls
میخانه گردی
pedlary
دوره گردی
powderiness
خاصیت گردی
pub crawl
میخانه گردی
cylinderisity
دقت گردی
powder metallurgy
متالورژی گردی
cavetto
ربع گردی
What are you looking for ?
دنبال چی؟ می گردی ؟
somnambulation
خواب گردی
roundness
نسبت گردی
mountaineering
کوه گردی
gas lubrication
روغنکاری گردی
somnambulism
خواب گردی
dry galvanizing
اب روی دادن گردی
cadging
گدایی دوره گردی
to i. aroom with a powder
گردی درخانه پاشیدن
peregrination
جهان گردی دربدری
cadged
گدایی دوره گردی
pulverulent
ازهم پاشنده گردی
cadge
گدایی دوره گردی
cadges
گدایی دوره گردی
peregrinations
جهان گردی دربدری
rhapsode
دوره گردی که اشعار رزمی
bezant
پولک گردی که معمولا از طلااست
door to door selling
فروش کالا بصورت دوره گردی
walkabouts
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabout
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
console
کنسول
[نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
hock spanner
اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
pornerastic
هرزه
libertine
هرزه
sluttish
هرزه
tarts
زن هرزه
tart
زن هرزه
lewd
هرزه
rakehell
هرزه
rantipole
هرزه
rammish
هرزه
rakehelly
هرزه
bawdy
هرزه
immoral
هرزه
sloven
هرزه
harlots
هرزه
harlot
هرزه
libertines
هرزه
lascivious
هرزه
bitches
زن هرزه
bitching
زن هرزه
giglet
زن هرزه
giglot
زن هرزه
trollop
زن هرزه
rep
زن هرزه
prurient
هرزه
filth
هرزه
bitched
زن هرزه
bitch
زن هرزه
rake
هرزه
rakes
هرزه
raking
هرزه
foulmouthed
هرزه گو
lubricious
هرزه
profligate
هرزه
jade
زن هرزه
sordid
هرزه
rakish
هرزه
ribald
هرزه
minx
زن هرزه
dissolute
هرزه
lubricousor lubricious
هرزه
love alce
هرزه
limmer
زن هرزه
licentious
هرزه
scabrous
هرزه
salacious
هرزه
brush
علف هرزه
swivelled
هرزه گرد
brushes
علف هرزه
swivel
هرزه گرد
whoremaster
ادم هرزه
cackling
هرزه درایی
weedy
پر از علف هرزه
whoremonger
ادم هرزه
reprobates
هرزه محرومیت
goat
مرد هرزه
swivels
هرزه گرد
broader
پهناور زن هرزه
broadest
پهناور زن هرزه
broad
پهناور زن هرزه
pornography
هرزه نگاری
weeding
علف هرزه
goats
مرد هرزه
reprobate
هرزه محرومیت
weeded
علف هرزه
weed
علف هرزه
cackles
هرزه درایی
cackled
هرزه درایی
crapulent
هرزه خور
philistines
ادم هرزه
philistine
ادم هرزه
rep
مرد هرزه
lasciviously
هرزه وار
nighthawk
هرزه شب گرد
obscence
هرزه وقیح
loosest
هرزه بی بندوبار
looser
هرزه بی بندوبار
loose
هرزه بی بندوبار
perverse
گمراه هرزه
dander
هرزه گرد
debauchee
ادم هرزه
demimonde
زنان هرزه
famester
ادم هرزه
footle
هرزه درایی
forb
علف هرزه
foulmouthed
هرزه دهن
gamester
هرزه و مهمل
gangue
هرزه سنگ
philistia
ادم هرزه
prater
هرزه درای
lecher
ادم هرزه
graceless
هرزه بی فرافت
lechers
ادم هرزه
frivolity
هرزه درایی
palaver
هرزه درایی
prattfall
هرزه درای
cackle
هرزه درایی
roue
ادم هرزه
rankly
بطورهرزه یا هرزه
weediness
پوشیدگی ازعلف هرزه
pinion
دنده هرزه گرد
blackgurad
ولگرد ادم هرزه
pinioning
دنده هرزه گرد
gas bag
یاوه سرا هرزه گو
weedless
بدون علف هرزه
pinions
دنده هرزه گرد
weed
کندن علف هرزه
pruriently
از روی هرزه خیالی
slut
زن هرزه وشهوت پرست
perversely
بطور هرزه یافاسد
journal
شفت هرزه گرد
sluts
زن هرزه وشهوت پرست
he has a loose conduct
ادم هرزه ایست
weeding
کندن علف هرزه
Pica
[disorder]
هرزه خواری
[پزشکی]
weeded
کندن علف هرزه
journals
شفت هرزه گرد
ribald
بدزبان ادم هرزه
flim flam
هرزه درایی گزاف گویی
cocotte
زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
sprawling
گشاد نشستن هرزه روییدن
weeder
متصدی چیدن علف هرزه
sprawls
گشاد نشستن هرزه روییدن
straggled
هرزه روییدن سرگردان بودن
straggles
هرزه روییدن سرگردان بودن
sprawl
گشاد نشستن هرزه روییدن
straggling
هرزه روییدن سرگردان بودن
straggle
هرزه روییدن سرگردان بودن
crapulent
وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
spud
بیلچه مخصوص کندن علف هرزه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com