Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English
Persian
cypres
هرچه نزدیکتر
Other Matches
with all speed
باشتابی هرچه بیشتر باسرعتی هرچه تمامتر
i ran as quick as i could
هرچه میتوانستم تند دویدم به تندی هرچه بیشتر دویدم
nearest him
از همه نزدیکتر به او
hithermost
نزدیکتر به اینطرف
unlap
یک دور به حریف نزدیکتر شدن
The deadline is coming closer.
مهلت مقرر نزدیکتر می شود.
i waved him nearer
با دست اشاره کردم که نزدیکتر بیا
kern
تنظیم فضای بین جفت حرفهایی تا نزدیکتر بهم به نظر آینه
so far forth as
هرچه
whatsoever
هرچه
whatever
هرچه
as much as possible
هرچه میتوان
kalon
هرچه زیباست
the sooner the better
هرچه زودتربهتر
what
هرچه انچه
bethatari may
هرچه باداباد
early as possible
هرچه زودتر
come what may!
هرچه میخواهیدبشود
lawn bowling point
یک امتیاز برای رساندن گوی خود به گوی جک نزدیکتر ازگوی حریف
full drive
بسرعت هرچه تمامتر
at all adventures
هرچه پیش اید
to a hair
بادقتی هرچه تمامتر
to ride hell for leather
باتندی هرچه بیشترتاختن
as soon as possible
بزودی هرچه بیشتر
However much he tried .
هرچه سعی کرد
At the top of ones voice .
با صدای هرچه بلند تر
at all hazard
هرچه بادا باد
come what may!
هرچه بادا باد
full drive
باشتاب هرچه بیشتر
let him do his worst
هرچه ازدستش برمیاید بکند
pay the piper
هرچه پول میدهی اش میخوری
pot luck
هرچه دردیگ پیدا شود
he sold the good ones
هرچه خوب داشت فروخت
full pelt
با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
All his belongings were stolen .
هرچه داشت بردند (دزدیدند)
With utmost care.
با دقت تمام (هرچه تمامتر )
After all, she is your mother.
هرچه باشد بالاخره مادرت است.
whatsoever he doeth shall p
هرچه میکند نیک انجام خواهد شد
come and take p luck with us
بفرمایدبرویم منزل هرچه پیداشدباهم می خوریم
soon ripe soon rotten
هرچه زود براید دیر نپاید
i lent him what money i had
هرچه پول داشتم به او وام دادم
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
ventre a terre
سراسیمه باشتاب هرچه بیشتر شکم بزمین
anticlimaxes
بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
anticlimax
بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
gibus
کلاه نرمی که دراپرابرسرمیگذارندبرای اینکه هرچه بران مشت بزنند
people who live in glass houses should not throw stones
<idiom>
هرچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم ب"سند
whateer
هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
accelerator winding
سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
Whatsoever
هرچه
[هر آنچه]
[آنچه ]
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com