Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (1 milliseconds)
English
Persian
i lent him what money i had
هرچه پول داشتم به او وام دادم
Other Matches
with all speed
باشتابی هرچه بیشتر باسرعتی هرچه تمامتر
i ran as quick as i could
هرچه میتوانستم تند دویدم به تندی هرچه بیشتر دویدم
i warned him of danger
او را از خطراگاهی دادم
I asked for ...
من سفارش ... را دادم.
i had a lettr from him
نامهای از او داشتم
i had him sing
وا داشتم بخوانم
i had twowins and onedefc
من دو برد داشتم و یک باخت
i had a great wish to see him
داشتم که اورا به بینم
i paid the debt plus interest
بدهی را با بهره ان دادم
i was busy at the moment
در ان وقت کار داشتم
i was in an awkword p
وضع بدی داشتم
i gave him some others
چندتای دیگر به او دادم
i lost the train
قطار را از دست دادم
i gave the beggar one rial
یک ریال به ان گدا دادم
I had a letter from my father .
از پدرم کاغذ داشتم
I was saying to myself that. . .
داشتم تو دلم می گفتم که ...
i kind of liked it
میشود گفت دوست داشتم
i had barely time to get out
همینقدروقت داشتم که بیرون بروم
i assured him of that
به او در این باره اطمینان دادم
i gave it a slight press
انرا کمی فشار دادم
i took up where he left
از جایی که او ول کرد من ادامه دادم
I asked for the child.
من یک برای بچه سفارش دادم.
That's not what I ordered.
آن چیزی نیست که من سفارش دادم.
i kind of liked it
من تا اندازهای انرا دوست داشتم
it is like that .i had before
مانند ان است که پیشتر داشتم
I asked for a small portion.
من یک پرس کوچک سفارش دادم.
whatsoever
هرچه
whatever
هرچه
so far forth as
هرچه
i parted from
تمام ان دارایی یا مال را ازدست دادم
I'd like to ask her out.
من دوست داشتم او
[زن]
را به بیرون دعوت کنم.
I listend but heard nothing .
گوش دادم ولی چیزی نشنیدم
I clinched a lucrative deal.
معامله چربی ( شیرینی ) انچام دادم
i paid his d. wages
مزد او را انچه لازم بود دادم
all that property
تمام ان دارایی یامال داازدست دادم
i did that last
ان کار را اخر از همه انجام دادم
my latehusband
شوهری که اخیر داشتم مرحوم شوهرم
I spoke my mind.
آنچه دردل داشتم بزبان آوردم
i had many books he had none
من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت
As for me , I was going crazy ( mad ) .
مرا می گویی داشتم دیوانه می شدم
kalon
هرچه زیباست
the sooner the better
هرچه زودتربهتر
what
هرچه انچه
early as possible
هرچه زودتر
cypres
هرچه نزدیکتر
come what may!
هرچه میخواهیدبشود
bethatari may
هرچه باداباد
as much as possible
هرچه میتوان
I had a very bad headache, a fever, and my whole body was shaking.
من سردرد شدید و تب داشتم و تمام بدنم می لرزید.
I missed the connection.
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
Could I have a word with you ?
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
My jaw dropped to the floor!
<idiom>
از تعجب داشتم شاخ در می آوردم!
[اصطلاح روزمره]
i floored the paper
پاسخ همه پرسشهایی را که در کاغذ بود دادم
I'd
مخفف should I و Iwouldبمعنی من میبایستی و Ihadبمعنی من باید و من داشتم
i swore him to secrecy
او را سوگند دادم که راز راپوشیده نگاه دارد
full drive
باشتاب هرچه بیشتر
At the top of ones voice .
با صدای هرچه بلند تر
However much he tried .
هرچه سعی کرد
come what may!
هرچه بادا باد
full drive
بسرعت هرچه تمامتر
at all hazard
هرچه بادا باد
at all adventures
هرچه پیش اید
as soon as possible
بزودی هرچه بیشتر
to ride hell for leather
باتندی هرچه بیشترتاختن
to a hair
بادقتی هرچه تمامتر
I foud myself in opposition to my friends on this question .
در مورد این موضوع نظریات مخالفی با دوستانم داشتم
i lost my friends
دوستان خود را از دست دادم دوستانم از من جدا شدند
i overpaid him for his work
مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
I wonder what lies in store for me in the future.
من دوست داشتم بدانم که برای من در آینده چه پیش می آید.
I did the work ,but he got the credit.
کار رامن انجام دادم ولی امتیازش ر ااوگرفت
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction.
د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
full pelt
با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
he sold the good ones
هرچه خوب داشت فروخت
let him do his worst
هرچه ازدستش برمیاید بکند
All his belongings were stolen .
هرچه داشت بردند (دزدیدند)
With utmost care.
با دقت تمام (هرچه تمامتر )
pay the piper
هرچه پول میدهی اش میخوری
pot luck
هرچه دردیگ پیدا شود
whatsoever he doeth shall p
هرچه میکند نیک انجام خواهد شد
soon ripe soon rotten
هرچه زود براید دیر نپاید
After all, she is your mother.
هرچه باشد بالاخره مادرت است.
come and take p luck with us
بفرمایدبرویم منزل هرچه پیداشدباهم می خوریم
anticlimax
بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
anticlimaxes
بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
ventre a terre
سراسیمه باشتاب هرچه بیشتر شکم بزمین
gibus
کلاه نرمی که دراپرابرسرمیگذارندبرای اینکه هرچه بران مشت بزنند
people who live in glass houses should not throw stones
<idiom>
هرچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم ب"سند
whateer
هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
accelerator winding
سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
Whatsoever
هرچه
[هر آنچه]
[آنچه ]
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com