Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 232 (13 milliseconds)
English
Persian
spindle
هرچیزی شبیه دوک
spindles
هرچیزی شبیه دوک
Search result with all words
crumb
هرچیزی شبیه خرده نان
crumbs
هرچیزی شبیه خرده نان
lancet
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
lancets
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
breast
نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breasts
نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
stirrup
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
stirrups
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
whiplash
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
whiplashes
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
button
هرچیزی شبیه دکمه
buttoned
هرچیزی شبیه دکمه
buttoning
هرچیزی شبیه دکمه
spool
هرچیزی شبیه قرقره
spools
هرچیزی شبیه قرقره
blade
هرچیزی شبیه تیغه
skein
کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
skeins
کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
boat
کرجی هرچیزی شبیه قایق
boats
کرجی هرچیزی شبیه قایق
shoulder
هرچیزی شبیه شانه
shouldered
هرچیزی شبیه شانه
shouldering
هرچیزی شبیه شانه
shoulders
هرچیزی شبیه شانه
petticoat
هرچیزی شبیه شلیته
petticoats
هرچیزی شبیه شلیته
nates
هرچیزی شبیه کفل
pilaster
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
rattail
هرچیزی شبیه دم موش
steelyard
هرچیزی شبیه قپان
Other Matches
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
aught
هرچیزی
crown
بالای هرچیزی
crowns
بالای هرچیزی
palms
کف هرچیزی پهنه
loose ends
انتهای شل هرچیزی
loose end
انتهای شل هرچیزی
palm
کف هرچیزی پهنه
sheeting
هرچیزی بشکل ورقه
knife-edges
لبه تیز هرچیزی
knife-edge
لبه تیز هرچیزی
knife edge
لبه تیز هرچیزی
broadsides
سطح پهن هرچیزی
broadside
سطح پهن هرچیزی
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
w
هرچیزی بشکل حرف w
cores
مغز ودرون هرچیزی
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
core
مغز ودرون هرچیزی
backboard
تخته یا صفحهء پشت هرچیزی
facture
عمل یا طریقه ساختن هرچیزی
blazing star
هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
blinds
هرچیزی که مانع عبورنور شود
blinded
هرچیزی که مانع عبورنور شود
blind
هرچیزی که مانع عبورنور شود
bonnet
کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
bolus
قطعه کوچک وگردی از هرچیزی
bonnets
کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
anathema
هرچیزی که مورد لعن واقع شود
world is one's oyster
<idiom>
هرکس هرچیزی را میتواند بدست بیاورد
bond
عهد ومیثاق هرچیزی که شخص رامقیدسازد
what have you
<idiom>
هرچیزی که شخص میخواهد و دوست دارد
insigne
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
insignia
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
tub
حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
in the clear
<idiom>
رها از هرچیزی که موجب حرکت یا دیدمشکل شود
tubs
حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
crow's foot
هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
utilitarianism
بدی هرچیزی بسته بدرجه سودمندی ان برای عامه مردم است
c
سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
analogous
شبیه
pygidial
شبیه دم
anthoid
شبیه به گل
simulant
شبیه
wifelike
شبیه زن
quasi
شبیه
similes
شبیه
simile
شبیه
similar to that
شبیه به ان
makes
شبیه
make
شبیه
feathery
شبیه به پر
similar
شبیه
similiar
شبیه
near-
شبیه
akin
<adj.>
شبیه
alike
<adj.>
شبیه
similar
<adj.>
شبیه
luteous
شبیه گل
medals
شبیه
more like;most like
شبیه تر
medal
شبیه
nears
شبیه
related
<adj.>
شبیه
nearing
شبیه
nearest
شبیه
nearer
شبیه
neared
شبیه
near
شبیه
imitation
شبیه
personator
شبیه
like
<adj.>
شبیه
womanlike
شبیه زن
imitations
شبیه
papilionaceous
شبیه
palmate
شبیه پنجه
limaciform
شبیه نرم تن
like
شبیه همچون
palating
شبیه کاخ
liked
شبیه همچون
likes
شبیه همچون
panduriform
شبیه ویولون
sloughy
شبیه دله
lilied
شبیه سوسن
popish
شبیه کاتولیک
lacertilian
شبیه مارمولک
oleaginous
شبیه روغن
keel shaped
شبیه ته کشتی
ophitic
شبیه مار
ichthyoid
شبیه ماهی
osteal
شبیه استخوان
nomological
شبیه قانون
ovine
شبیه گوسفند
libriform
شبیه لیف
liker to god than man
شبیه تر بخداتاادم
airily
شبیه هوا
alike
شبیه یکسان
snakelike
شبیه مار
rivals
نظیر شبیه
rivalling
نظیر شبیه
rivalled
نظیر شبیه
rivaling
نظیر شبیه
rivaled
نظیر شبیه
rival
نظیر شبیه
platinoid
شبیه پلاتین
spheroid
شبیه کره
molluscoid
شبیه نرم تن
likens
شبیه شدن
likening
شبیه شدن
snuffy
شبیه انفیه
limacine
شبیه نرم تن
more like;most like
شبیه ترین
lupin
شبیه گرگ
soupy
شبیه ابگوشت
astral
شبیه ستاره
bovine
شبیه گاو
fiddleback
شبیه ویولون
lupine
شبیه گرگ
spathulate
شبیه مرهم کش
spatulate
شبیه مرهم کش
likens
شبیه کردن
henny
شبیه بمرغ
polypous
شبیه بواسیرلحمی
plexiform
شبیه شبکه
for all the world like
کاملا` شبیه
computer simulation
شبیه سازی
claustral
شبیه حجره
citied
شبیه شهر
chylaceous
شبیه کیلوس
platy
شبیه بشقاب
chochleate
شبیه صدف
pisiform
شبیه نخود
piscine
شبیه ماهی
reniform
شبیه کلیه
rhizome
شبیه ریشه
crystalloid
شبیه بلور
dermoidal
شبیه پوست
quasi easement
حق شبیه به حق ارتفاق
epithelioid
شبیه بشرهای
eugenoid
شبیه اوگانا
polypose
شبیه بواسیرلحمی
farfetched
شبیه بعید
epithelial
شبیه بشرهای
encephaloid
شبیه مغز
prismoidal
شبیه منشور
protean
شبیه Proteus
psittaceous
شبیه طوطی
fiddleback
شبیه کمانچه
plumy
شبیه پر کرکی
plexiform
شبکهای شبیه رگ
chartaceous
شبیه کاغذ
cervine
شبیه گوزن
goosey
شبیه غاز
stellar
شبیه ستاره
goosy
شبیه غاز
grapy
شبیه انگور
haematoid
شبیه بخون
scotic
شبیه اسکاتلندیها
haemoid
شبیه خون
dermoid
شبیه پوست
simulated
شبیه ساخته
screwlike
شبیه اچار
sculpturesque
شبیه مجسمه
semblable
شباهت شبیه
phylloid
شبیه برگ
nebulous
شبیه سحاب
adrenergic
شبیه ادرنالین
rooty
شبیه ریشه
carinal
شبیه زورق
butyraceous
شبیه کره
berrylike
شبیه توت
b
هرشکلی شبیه به B
assonant
شبیه در صدا
argillaceous
شبیه خاک رس
sagittate
شبیه تیر
alkaloid
شبیه قلیا
aliform
شبیه بال
ghostliness
شبیه به روح
ophidian
شبیه مار
shrubby
شبیه بوته
simulant of
مانند شبیه
simulations
شبیه سازی
simulation
شبیه سازی
trapezium
شبیه ذوذنقه
trichoid
شبیه موی
trochal
شبیه چرخ
spongy
شبیه اسفنج
typal
شبیه نمونه
adenoidal
شبیه غده
the d.
فن شبیه سازی
the drama
فن شبیه سازی
cattiest
شبیه گربه
catty
شبیه گربه
the profession
اهل شبیه
image
شبیه سازی
images
شبیه سازی
humanoids
شبیه انسان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com