English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
Other Matches
there is a time for everything هرکاری وقتی
bedding بنیاد و اساس هرکاری
One must tackle it in the right way. هرکاری را باید از راهش وارد شد
walk (all) over <idiom> انجام هرکاری که دوست داشته باشه
catch-22 <idiom> هرکاری انجام بدی نتیجهاش بد است
following my lead یک جور بازی که هر بازیکن را وادار میکنند هرکاری که استاد کرد او نیز بکند
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
classification yard line دو راهی
siding دو راهی
sidings دو راهی
explosive bolt سه راهی
aberration کج راهی
interchanging پل چند راهی
knees سه گوشه سه راهی
waif بچه سر راهی
aberration کج راهی انحراف
departs راهی شدن
departing راهی شدن
depart راهی شدن
slideway راهی که دران سر
interchange پل چند راهی
foundlings بچه سر راهی
knee سه گوشه سه راهی
interchanged پل چند راهی
interchanges پل چند راهی
foundling بچه سر راهی
explosive bolt سه راهی انفجاری
y track سه راهی در خط اهن
jct چند راهی
n way switch گزینه N راهی
fall back <idiom> راهی شدن
socket دو راهی لوله
non-cooperation ناسر به راهی
distributing tee سه راهی توزیع کننده
great divide دو راهی مرگ و زندگی
collecting tee سه راهی جمع کننده
by hook or by crook <idiom> بههر راهی ،به هر طریقی
to take a course راهی را پیش گرفتن
fostering بچه سر راهی پرستار
fosters بچه سر راهی پرستار
socket putty [بطانه دو راهی لوله]
foster بچه سر راهی پرستار
fostered بچه سر راهی پرستار
go درصدد بودن راهی شدن
break fresh ground <idiom> از راهی تازه به جایی رسیدن
goes درصدد بودن راهی شدن
to fret a passage راهی رابوسیله سایش بازکردن
companion hatchway راهی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
way station ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
dials راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dial راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialled راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialed راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
dediction of way هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
has دارد
chains دارد.
he has a rage for money دارد
there is a time for everything دارد
heavy fighting is in progress دارد
chain دارد.
he is ill with fever تب دارد
are there any remarks? دارد
hast او دارد
he has worms دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
he has an axe to grind غرض دارد
walls have ears گوش دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
multungulate که بیش از دو سم دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
it depends [on] بستگی دارد [به]
he has a spite against me بامن لج دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
our library is well stocked خوبی دارد
Windows GDI بیتی دارد
figure on <idiom> بستگی دارد به
what hurt is there in that چه زیانی دارد
god is خداوجود دارد
what the odds چه اهمیت دارد
what matter? چه اهمیت دارد
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
he is 0 years old او ده سال دارد
he has a maggot in his head وسواس دارد
viruses وجود دارد
virus وجود دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
not a patch on چه دخلی دارد
it has sides سه پهلو دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
the reason is two fold دودلیل دارد
the reason is manifold چنددلیل دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
the probability is احتمال دارد
it is usual with him عادت دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
he is fifty تمام دارد
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
rubrician کتاب نماز دارد
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
back که یک باتری پشتیبان دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
to bring grist to the mill نان دراب دارد
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
significance معنای مخصوص دارد
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
basses کسی که صدای بم دارد
bass کسی که صدای بم دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
the switch is on برق جریان دارد
length خط با طول جر حرف دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
in all like احتمال کلی دارد
it askes for attention توجه لازم دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
it is of frequent خیلی مورد دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
likelihood احتمال کلی دارد
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
and there an end. و پایان وجود دارد.
delectus برای ترجمه دارد
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
he has much merit خیلی قابلیت دارد
he insists on going اصرار دارد برفتن
he is f. of money پول فراوان دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
he has much merit بسیار شایستگی دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
it is very important بسیار اهمیت دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
battery که یک باتری پشتیبان دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
biased آنچه اریب دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
photorealistic که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
pavonazzo مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
post town شهری که پستخانه مستقل دارد
accessor شخصی که به داده دسترسی دارد
water exists in three phases اب درسه نمود وجود دارد
he has a small p in shimran او ملک کوچکی درشمیران دارد
he has a spite against me بامن کینه یاعداوت دارد
puntist راننده کرجی نام دارد
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
cornet a pistons یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
he has a fine p in the town اوخانه خوبی در شهر دارد
requesting چیزی که کسی تقاضایش را دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com