English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (9 milliseconds)
English Persian
bunk هرگونه تختخواب تاشو
bunks هرگونه تختخواب تاشو
Other Matches
all هرگونه همگی
all- هرگونه همگی
free of all average معاف از هرگونه خسارت
hoppers هرگونه حشره جهنده
to make all doubts even هرگونه شک را مرتفع کردن
hopper هرگونه حشره جهنده
cleanest هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
clean هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
cleans هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
stenosed دچار هرگونه تنگی مجرا
cleaned هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
aeromotor هرگونه دستگاهی که با جریان هواکار کند
beards هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
beard هرگونه برامدگی تیزشبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان
at the owner's risk با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
channels هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
channelled هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
channeling هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
channeled هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
channel هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
all right reserved هرگونه حقی محفوظ است اعم از چاپ یا تقلید یاترجمه
bedsteads تختخواب
bedstead تختخواب
flexible تاشو
foldaway تاشو
jackknife تاشو
fold-up تاشو
flxible تاشو
lissom or some تاشو
collapsible تاشو
slippers تاشو
slipper تاشو
folding تاشو
fold-away تاشو
limber تاشو خم شو
bedspread روپوش تختخواب
bedspring فنر تختخواب
sleigh bed تختخواب سورتمهای
bedstand چهارچوب تختخواب
bedspreads روپوش تختخواب
Bed and Breakfast [B&B] تختخواب و صبحانه
footboard پایه تختخواب
crib تختخواب بچه
waterbeds تختخواب آبی
waterbed تختخواب آبی
twin beds تختخواب یکنفره
twin bed تختخواب یکنفره
bedsteads چهارچوب تختخواب
bedroll تختخواب سفری
counterpane روپوش تختخواب
hay تختخواب پاداش
cots تختخواب سفری
cribbing تختخواب بچه
cribbed تختخواب بچه
bedding تختخواب و ملافه ان
cribs تختخواب بچه
cot تختخواب سفری
hammocks تختخواب سفری
bedstead چهارچوب تختخواب
counterpanes روپوش تختخواب
hammock تختخواب سفری
folding bicycle دوچرخه تاشو
deckchairs صندلی تاشو
deckchair صندلی تاشو
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
yard stick خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
double meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
carpenter's rule خط کش تاشو [ابزار]
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
folding ladder نردبان تاشو
yardstick خط کش تاشو [ابزار]
collapsible table میز تاشو
lissom تاشو چالاک
jack knife bridge پل متحرک تاشو
folding seat صندلی تاشو
articulated pipe لوله تاشو
foldboat قایق تاشو
campstool عسلی تاشو
flxible لوله تاشو
flexible pipe لوله تاشو
fanfold paper کاغذ تاشو
lissome تاشو چالاک
splays زاویه تاشو پخ
splaying زاویه تاشو پخ
splayed زاویه تاشو پخ
splay زاویه تاشو پخ
flexibility تاشو نرم
sleeper واگن تختخواب دار
charpoy تختخواب سبک هندی
sleepers واگن تختخواب دار
cot تختخواب سفری نظامی
bunk covers روکش نسوز تختخواب
cots تختخواب سفری نظامی
box spring فنر مارپیچ تختخواب
bedpost پایه یا ستون تختخواب
coverlets لحاف روپوش تختخواب
coverlet لحاف روپوش تختخواب
sleeping carriage واگن تختخواب دار
bunk bed تختخواب چند طبقه
bunk beds تختخواب چند طبقه
folding rulers خط کش های تاشو [ابزار]
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
pliant دمدمی مزاج تاشو
faltboat نوعی قایق تاشو
deck chair صندلی حصیری تاشو
couchette نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
sofa-bed نیمکت که تبدیل به تختخواب میشود
couchettes نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
sofa-beds نیمکت که تبدیل به تختخواب میشود
traversed مانع حائل درب تاشو
traverses مانع حائل درب تاشو
traversing مانع حائل درب تاشو
traverse مانع حائل درب تاشو
articulated machine lamp چراغ مطالعه با گردن تاشو
step stool چارپایه پله دار تاشو
sleeping cars واگن تختخواب دار راه اهن
stateroom اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
bunk تختخواب نفرات در کشتی رختخواب بندی
bunks تختخواب نفرات در کشتی رختخواب بندی
sleeping car واگن تختخواب دار راه اهن
trundle bed تختخواب چرخکدار کوتاهی که زیرتختخواب بزرگتری جا بگیرد
for full board برای تختخواب و تمام وعده های غذا
for half board برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
vortex tube وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
Could you put a cot in the room? آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
convalescent center یکان بهداری که فرفیت 0051 تختخواب را داشته باشد
wire roll نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
kaldor criterion ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
folding knife کارد جیبی تاشو [کارد سوئیسی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com