Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
uniparous
هر باریک تخم گذار
Other Matches
swath
ردیف باریک راه باریک
swathes
ردیف باریک راه باریک
swathe
ردیف باریک راه باریک
over-
گذار
transitions
گذار
over
گذار
transition
گذار
grounder
پایه گذار
depositor
امانت گذار
demographic transition
گذار جمعیت
deepositor
ودیعه گذار
differentiator
فرق گذار
discriminator
فرق گذار
dotter
نقطه گذار
encoder
رمز گذار
punctuator
نقطه گذار
grader
نمره گذار
graduator
درجه گذار
grounder
کار گذار
crossing site
محل گذار
coder
رمز گذار
bypassed
کنار گذار
bypass
کنار گذار
legislators
قانون گذار
legislator
قانون گذار
bailor
امانت گذار
heretics
بدعت گذار
heretic
بدعت گذار
innovators
بدعت گذار
innovator
بدعت گذار
bypasses
کنار گذار
bypassing
کنار گذار
tracked layer
ریل گذار
bailer
امانت گذار
assessor
خراج گذار
accomodating
منت گذار
salvers
مرهم گذار
salver
مرهم گذار
legislative
قانون گذار
contributory
خراج گذار
instaurator
بنیاد گذار
shelver
در تاقچه گذار
space bar
فاصله گذار
spotter
خال گذار
tapper
توپی گذار
tracklayer
ریل گذار
transit time
زمان گذار
transition period
دوره گذار
transition state
حالت گذار
zoogenic
بچه گذار
impressionistic
برداشت گذار
trend-setter
بدعت گذار
trend-setters
بدعت گذار
marker pen
علامت گذار
shelver
در قفسه گذار
prizer
قیمت گذار
insurant
بیمه گذار
legator
میراث گذار
mark sense
نشان گذار
legiskative
قانون گذار
legislatress
قانون گذار زن
legislatrix
قانون گذار زن
lienee
وثیقه گذار
lowpass
پایین گذار
mortgagor
رهن گذار
nomographer
قانون گذار
outdoor recreation
گشت و گذار
oviparous
تخم گذار
pawnor
رهن گذار
pledgor
رهن گذار
pledgor
وثیقه گذار
pracitcable
گذار کردنی
pricer
قیمت گذار
auctioneers
حراج گذار
handlers
دسته گذار
blazer
علامت گذار
blazers
علامت گذار
valuer
قیمت گذار
racer
مسابقه گذار
investor
سرمایه گذار
founder
بنیان گذار
founders
بنیان گذار
foundering
بنیان گذار
foundered
بنیان گذار
handler
دسته گذار
markers
نشان گذار
racers
مسابقه گذار
auctioneer
حراج گذار
swindlers
کلاه گذار
swindler
کلاه گذار
investors
سرمایه گذار
valuers
قیمت گذار
marker
نشان گذار
insured
بیمه گذار
testator
شاهد میراث گذار
spacebar
کلید فاصله گذار
position control
پیچ مرکز گذار
truster
ودیعه گذار اعتباردهنده
subcaliber
تفنگ اثر گذار
net laying ship
کشتی تور گذار
minelayer
کشتی مین گذار
minelayer
ناو مین گذار
miscreant
بدعت گذار خبیث
money lender
پول به بهره گذار
dot generator
مولد خال گذار
depositor
ودیعه گذار مودع
dan runner
کشتی بویه گذار
dan layers
شناوه بویه گذار
burst gate
لامپ پیام گذار
buoy tender
ناو بویه گذار
buoy tender
کشتی بویه گذار
free capital
سرمایه گذار پولی
mine layer
کشتی مین گذار
You are not pulling my leg , are you ?
نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
pathfinder
هواپیمای علامت گذار مسیر
pathfinders
هواپیمای علامت گذار مسیر
spademan
نفر خرج گذار توپ
parentheses free nataton
نشان گذار بدون پرانتز
truster
باور کننده امانت گذار
to mince matters
از گفتن راستی فرو گذار کردن
godmother
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
godmothers
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
range ladder
تنظیم تیربه روش نردبانی با شلیک گذار و کوتاه
loader
خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
encipher
تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
nomothetes
کسیکه گماشته میشد تا درقانون تجدیدنظر نماید قانون گذار
encrypt
تبدیل متن به حالت امن با استفاده از سیستم رمز گذار
thins
باریک
narrowest
باریک
reedy
باریک
trickly
باریک
reedier
باریک
thready
باریک
capillaries
باریک
reediest
باریک
thinners
باریک
thinnest
باریک
angustate
باریک
thinned
باریک
slat
باریک
thin
باریک
tenuous
باریک
capillary
باریک
attenute
باریک
lathy
باریک
narrow
باریک
tendered
باریک
straits
باریک
hairlike
باریک
strait
باریک
slices
باریک
tendering
باریک
needle-nose pliers
دم باریک
slats
باریک
slice
باریک
slender
باریک
narrow headed
سر باریک
leptocephalic
سر باریک
tenderest
باریک
narrowed
باریک
gracile
باریک
fine spun
باریک
long nose
دم باریک
fine drawn
باریک
tender
باریک
narrower
باریک
fasciculus gracilis
ستون باریک
fastidiousness
باریک بینی
asthenic body type
سنخ باریک تن
tapering
ستون سر باریک
asthenic physique
سنخ باریک تن
inswept
جلو باریک
pennant
پرچم باریک
stemmed
راه باریک
metaphisical
باریک بین
pennants
پرچم باریک
funnel
باریک شدن
subtleties
باریک بینی
strip
قطعه باریک
lane
راه باریک
lanes
راه باریک
slots
تخته باریک
paths
باریک راه
picksome
باریک بین
pencil beam
نور باریک
slot
تخته باریک
subtlety
باریک بینی
narrow goods
کاذی باریک
fastidious
باریک بین
barbicel
رشته باریک پر
d. of a situation
موقعیت باریک
crypta
طاق باریک
path
باریک راه
gracilis nucleus
هسته باریک
narrow necked
گردن باریک
dogtrot
راه باریک
gracile nucleus
هسته باریک
coomb
دره باریک
cat-walk
راهرو باریک
flagelliform
باریک ودراز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com