Total search result: 248 (13 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
as much as possible |
هر قدر ممکن است |
|
|
Search result with all words |
|
elegant |
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند |
perhaps |
ممکن است |
perchance |
ممکن است |
matrix |
آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند |
matrixes |
آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند |
totalitarianism |
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد |
mesh |
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال |
meshes |
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال |
meshing |
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال |
immunity |
به طوری که توقیف و اعمال مجازات درمورد چنین ماموری ممکن نیست مگر به وسیله تحویل دادنش به دولت متبوع وی |
logical |
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد |
logic |
یکی از دو سطح ممکن مدار دیجیتال . سطح ها به صورت 1 و 0 هستند یا درست و نادرست |
warning |
که روشن میشود تا نشان دهد یک چیز خط رناک ممکن است رخ دهد |
warning |
توجه به خط ر ممکن |
warnings |
که روشن میشود تا نشان دهد یک چیز خط رناک ممکن است رخ دهد |
warnings |
توجه به خط ر ممکن |
crash |
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند |
crashed |
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند |
crashes |
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند |
crashing |
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند |
crashingly |
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند |
symbolic |
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد |
symbolically |
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد |
shift |
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز |
shifted |
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز |
shifts |
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز |
adjudicate |
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح |
adjudicated |
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح |
adjudicates |
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح |
adjudicating |
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح |
multiple |
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن |
media |
زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد |
cipher |
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست |
ciphers |
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست |
cyphers |
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست |
available |
ممکن الحصول |
ambiguous |
آنچه دو معنای ممکن دارد |
dedication |
در CL ممکن است این تاسیس به وسیله فعل صریح و رسمی مالک ایجادشود و یا به موجب قانون از برخی از افعال مالک |
dedications |
در CL ممکن است این تاسیس به وسیله فعل صریح و رسمی مالک ایجادشود و یا به موجب قانون از برخی از افعال مالک |
aristocracies |
حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد |
aristocracy |
حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد |
acrobat |
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند |
acrobats |
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند |
super- |
پیشرفت در سیستم نمایش گرافیکی استاندارد VGAکه renolution تا x پیکسل با میلیون ها رنگ را ممکن می سازد |
path |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
paths |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
channel |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
channel |
اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند |
channeled |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
channeled |
اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند |
channeling |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
channeling |
اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند |
channelled |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
channelled |
اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند |
channels |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
channels |
اتصال مستقیم بین کانالهای اصل ورودی / خروجی در کامپیوتر تا ارسال داده با سرعت زیاد را ممکن کند |
dual |
حافظه با دو مجموعه از داده و خط وط حافظه که ارتباطات بین CPU ها را ممکن می سازد |
external |
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود |
externals |
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود |
anti- |
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند |
conceivable |
ممکن |
posse |
ممکن |
posses |
ممکن |
foreground |
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری |
possible |
ممکن |
possibilities |
چیز ممکن شق |
possibility |
چیز ممکن شق |
maximised |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximises |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximising |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximize |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximized |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximizes |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximizing |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
surge |
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود |
surged |
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود |
surges |
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود |
algebra |
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن |
interactive |
را ممکن میکند |
switch |
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود |
switched |
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود |
switches |
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود |
table |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
tabled |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
tables |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
tabling |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
leg |
مسیر ممکن در یک تابع |
legs |
مسیر ممکن در یک تابع |
capacities |
انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است |
capacity |
انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است |
sedan |
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود |
sedans |
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود |
frustration |
غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه |
frustrations |
غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه |
may |
ممکن است میتوان |
user |
یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن |
users |
یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن |
contingencies |
چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد |
contingency |
چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد |
feasible |
ممکن |
Other Matches |
|
perpetuting testtimony |
تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود |
armistise |
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد |
feasible <adj.> |
ممکن |
makable [spv. makeable] <adj.> |
ممکن |
makeable <adj.> |
ممکن |
manageable <adj.> |
ممکن |
possible [doable, feasible] <adj.> |
ممکن |
practicable <adj.> |
ممکن |
doable <adj.> |
ممکن |
contrivable <adj.> |
ممکن |
achievable <adj.> |
ممکن |
thinkable |
ممکن |
executable <adj.> |
ممکن |
workable <adj.> |
ممکن |
makable <adj.> |
ممکن |
impossible |
غیر ممکن |
as far as possible |
هر چه ممکن است |
possible capacity |
گنجایش ممکن |
probable error |
خطای ممکن |
ternary |
با سه حالت ممکن |
to be posible |
ممکن بودن |
multilevel |
با مقادیر ممکن |
inexecutable <adj.> |
غیر ممکن |
impracticable <adj.> |
غیر ممکن |
mayhap |
ممکن است |
unfeasible <adj.> |
غیر ممکن |
an impossible act |
کار غیر ممکن |
feasible solutions |
راه حلهای ممکن |
to the nth degree <idiom> |
بالاترین وجه ممکن |
pron to |
با حداکثر سرعت ممکن |
i may go |
ممکن است بروم |
minimise |
کوچک کردن تا حد ممکن |
nemo tenetur ad impossible |
غیر ممکن وادارکرد |
probable error |
خطای ممکن [ریاضی] |
Excuse me. May I get by? |
ببخشید. ممکن است رد شوم؟ |
perhaps you have seen it |
ممکن است انرادیده باشید |
Can you help me? |
ممکن است کمکم کنید؟ |
ramp weight |
حداکثر وزن ممکن هواپیما |
ultimate strength |
حاصلضرب بیشترین بار ممکن |
Could you bring me ... ? |
ممکن است ... برایم بیاورید؟ |
may i go yes you may |
ایا ممکن است من بروم |
he may come late |
ممکن است دیر بیاید |
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. |
ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید |
Can you help me with my luggage? |
ممکن است بارم را حمل کنید؟ |
ccd |
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند |
boolean operation |
یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست |
Can you tell me where ... is? |
آیا ممکن است به من بگویید ... کجاست؟ |
May I park there? |
ممکن است اینجا پارک کنم؟ |
phoneme |
که ممکن است کلمهای را ایجاد کند |
bistable |
که در موقعیت ممکن روشن و خاموش دارد |
bifurcation |
سیستمی که در آن فقط دو نتیجه ممکن است |
Can you give me an estimate? |
ممکن است یک برآورد هزینه به من بدهید؟ |
Can you lend me ... |
آیا ممکن است ... را به من امانت بدهید؟ |
it is not p to climb it |
نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست |
Can you give me the key, please? |
لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟ |
May I have an iron? |
ممکن است یک اتو برایم بیاورید؟ |
May I have an ashtray? |
ممکن است یک زیرسیگاری برایم بیاورید؟ |
Could you put us up for the night ? |
ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟ |
May I have my bill, please? |
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟ |
May I have a blanket? |
ممکن است یک پتو برایم بیاورید؟ |
Would you wait for me, please? |
ممکن است لطفا منتظرم باشید؟ |
By hook or by crook. somehow. |
هر جوری شده ( بهر طریق ممکن ) |
you have perhaps seen it |
ممکن است انرا دیده باشید |
Would you mind filling in this registration form? |
آیا ممکن است این فرم را پر کنید؟ |
Can you get it repaired? |
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟ |
three state logic |
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد |
full rubber |
حرکت هریک از این سطوح تااخرین حد ممکن |
May I have some soap? |
ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟ |
i speak under correction |
انچه می گویم ممکن است درست نباشد |
give a catch |
زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود |
May I have a bath towel? |
ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟ |
Could you drive more slowly, please? |
ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟ |
Could we have a fork please? |
ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟ |
Could we have a table in the corner? |
آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟ |
May I change this? |
آیا ممکن است این را عوض کنم؟ |
She has everything a woman can wish for. |
اوتمام چیزهایی را که یک زن ممکن است آرزوکند دارد |
May I have some ...? |
آیا ممکن است کمی ... برایم بیاورید؟ |
May I have a word with you? |
ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟ |
Can you send a breakdown lorry, please? |
آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟ |
Will you tell me when to get off? |
ممکن است به من بگویید چه موقع پیاده شوم؟ |
optimize |
کار کردن چیزی با حداکثر کارایی ممکن |
May I have some ...? |
آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟ |
Can you send a mechanic, please? |
آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟ |
Could we have a plate please? |
ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟ |
Can you serve me immediately? |
آیا ممکن است غذایم را فورا بیاورید؟ |
Could we have a table outside? |
آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟ |
Can you help me with my luggage? |
ممکن است اسباب و اثاثیه ام را حمل کنید؟ |
an accessible place |
جایی که راه یافتن بدان ممکن است |
Could you check the tyre pressure? |
آیا ممکن است باد تایر را کنترل کنید؟ |
Would you change the tyre please? |
آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟ |
Could we have a table by the window? |
آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟ |
May I have the drink list, please? |
ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟ |
Could we have a napkin please? |
ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟ |
Could we have some matches please? |
ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟ |
Could you help me carry my luggage? |
ممکن است در حمل اسباب و اثاثیه ام به من کمک کنید؟ |
Could you move the table a little bit ? |
ممکن است این میز راقدری تکان بدهی ؟ |
May I trouble you to pass the salt please. |
ممکن است بی زحمت حرف نزنی ( درمقام طعنه ) |
Can I have some more ...? |
آیا ممکن است کمی دیگر ... برایم بیاورید؟ |
Would you call the head waiter, please? |
لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟ |
May I have the menu, please? |
ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟ |
Could we have a table on the terrace? |
آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟ |
concentrator |
گرهای که دسترسی را از یک یا چند ایستگاه به شبکه ممکن می سازد |
Would you change the lamp please? |
آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟ |
May I have some hangers? |
ممکن است چند تا چوب لباسی برایم بیاورید؟ |
Will you have our luggage sent up? |
آیا ممکن است اسباب و اثاثیه من را بالا بفرستید؟ |
Could you put a cot in the room? |
آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟ |
Would you post this for me, please? |
ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟ |
May I have some toiletpaper? |
ممکن است چند تا کاغذ توالت برایم بیاورید؟ |
branchpoint |
نقط های در برنامه که در آن ممکن است جهش رخ دهد |
Could you put an extra bed in the room? |
آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟ |
back level |
نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند |
Could we have a table in the non-smoking section? |
آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟ |
But his body was eventually recovered. |
اما ممکن بود او [مرد] فقط مرده بازیافته شود. |
Could we have a plate for the child? |
آیا ممکن است بشقابی برای بچه مان به ما بدهید؟ |
prohibitive tax |
مالیات گزافی که صدور یاورود کالا را غیر ممکن می سازد |
rated through put |
ماکزیمم توان عملیاتی ممکن برای یک دستگاه داده پردازی |
Can you show me on the map where I am? |
آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟ |
dense binary code |
کدی که تمام حالتهای ممکن الگوی دودوئی در ان بکار برده میشود |
defensive computing |
روش برنامه سازی که همه نوع خطای ممکن را در نظر می گیرد |
limit load |
بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود |
petitioning creditor |
بستانکاری که به دادگاه اعلام میکند که ممکن است مدیون ورشکسته باشد |
supervening impossibility of performance |
غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه |
truth table |
روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن |
diplexer |
وسیلهای که استفاده از یک انتن را بصورت همزمان یامجزا توسط دو فرستنده ممکن میسازد |
irrationlism |
اصول عقایدکسانی که رسیدن به مرحله یقین را از طریق اشراق والهام ممکن می دانستند |
The culpable action may be done wilfully or by negligence. |
عمل قابل مجازات ممکن است آگاهانه یا با سهل انگاری انجام شود. |
relief hole |
سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد |
Would you let me know before we get to Durham? |
ممکن است خواهش کنم قبل از رسیدن به شهر دورهام مرا خبر کنید؟ |
hazards |
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است |
hazarded |
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است |
hazard |
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است |
absorptive terrace |
این تراس معمولا به منظورنگهداری و پخش اب دربیشترین سطح ممکن طرح وساخته میشود |
hazarding |
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است |
prolixity |
بی ربط یاغیرلازم در اقرارنامه یااستشهادیه که ممکن است انرا از عداد دلایل خواهان خارج کند |
sense switch |
سوئیچ حساس کنسول کامپیوتری که ممکن است یک برنامه برای پاسخ گیری به ان سیگنال بفرستد |
intervener |
در CL علت وروددعوی ثالث ممکن است نفع شخصی یا لزوم حفظ منافع جامعه باشد |
cylinder baffles |
صفحات نازک قلزی برای هدایت هوا از میان تیغههای خنک کننده و جذب حداکثر گرمای ممکن از جدارسیلندر |
crested |
دیدبانی غیر ممکن غیر قابل دید به وسیله مانع |
write protect |
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن |
may i go yes you may |
بله ممکن است بله می توانیدبروید |
quarter session |
محاکمی که چهار بار در سال تشکیل می شوند این محاکم صلاحیت رسیدگی به جرایمی را که شخص ممکن است به علت ارتکاب انها به اعدام یاحبس ابد محکوم شود ندارند |
beta software |
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد |
say's law |
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد |
ISP |
شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند |
deletion |
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد |
power down |
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید |
tacit collusion |
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد |