English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
tinea هر نوع مرض قارچی پوست
Other Matches
mycosis ناخوشی قارچی بیماری قارچی
fungal قارچی
fungous قارچی
fungoid قارچی
agaricaceous قارچی
antifungal ضد قارچی
mold کپک قارچی
mushroom roof سقف قارچی
mushroom rivet پرچ قارچی
fungus گیاه قارچی
fuzz ball گیاه قارچی
flat slab floor سقف قارچی
fungosity خاصیت قارچی
flat slab دال قارچی
ringworm عفونت قارچی
agaric گیاه قارچی
actinomycosis مرض قارچی ارواره
fungiform papillae پرزهای قارچی شکل
mycotic دچار ناخوشی قارچی
mushroom anchor لنگر قارچی شکل
fungus فونجی بیماری قارچی
schizomycetous شبیه ارگانیسمهای قارچی
bunt ناخوشی قارچی گندم
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
athlete's foot نوعی مرض قارچی انگشتان
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
favus نوعی بیماری پوستی قارچی واگیردار
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
ergotism مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
peel پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
peels پوست انداختن پوست
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
shelling پوست
peels پوست
tunc پوست
shell پوست
tegmentum پوست
parer پوست کن
peel پوست
shale پوست
dermatalgia پوست
scalp پوست سر
cortex پوست
cortices پوست
peltry پوست
cuticle پوست
crustal پوست
shells پوست
rind پوست
flayer پوست کن
encrustation پوست
skinned پوست
skinning پوست
hides پوست
husk پوست
husks پوست
hide پوست
skins پوست
skin پوست
goat پوست بز
peeling پوست
skinless بی پوست
goats پوست بز
tegmen پوست
skinner پوست کن
swanskin پوست قو
rinds پوست
encrustations پوست
dermis پوست
strippers پوست کن
hulls پوست
goatskins پوست بز
barking پوست
goatskin پوست بز
neurilemma or lema پوست پی
stripper پوست کن
barked پوست
integument پوست
glume پوست
bark پوست
barks پوست
hull پوست
skins پوست پوستی
erythema التهاب پوست
molt پوست اندازی
moleskin پوست کورموش
skinner پوست فروش
flench پوست کندن
flense پوست کندن
hard shell سخت پوست
exuviate پوست انداختن
skin پوست پوستی
slipe پوست کندن از
fellmonger دلال پوست
excoriation پوست رفتگی
excoriate پوست کندن از
ethiopian سیاه پوست
ethiope سیاه پوست
skinning پوست پوستی
excorticate پوست کندن
skiver پوست تراش
unhusk پوست کندن
chafe پوست رفتگی
chafes پوست رفتگی
negress زن سیاه پوست
fellmonger پوست فروش
skinned پوست پوستی
mesoderm میان پوست
melanotic سیاه پوست
melanic سیاه پوست
scalp پوست فرق سر
scrotums پوست بیضه
scrotum پوست بیضه
scrota پوست بیضه
in plain english پوست کنده
thick skinned پوست کلفت
scabs پوست زخم
taxidermist پوست ارا
impassiveness پوست کلفتی
scab پوست زخم
moulting پوست اندازی
mantles پوست روکش
mantle پوست روکش
thin skinned پوست نازک
scalp پوست سر بامو
scalp پوست کندن از سر
beavers پوست سگ ابی
beaver پوست سگ ابی
malicorium پوست انار
tegmentum پوست طبیعی
malacodermous نرم پوست
kipskin دسته پوست
glumaceous پوست دار
kid skin پوست بزغاله
crusted پوست دار
peeled پوست کنده
hardshell سخت پوست
scalps پوست کندن از سر
scalps پوست سر بامو
scalps پوست فرق سر
hypodermis پوست زیرین
parachroma بیرنگی پوست
decorticate پوست کندن از
debark پوست کندن از
percutaneous از راه پوست
cutis پوست زیرین
cuticular پوست مانند
cuticular وابسته به پوست
desquamate پوست ریختن
papillose مانندبرامدگی پوست
periderm پوست برونی
periderm پوست اطراف
phyma برامدگی پوست
husked پوست کنده
calfskin پوست گوساله
calf skin پوست گوساله
drum head پوست طبل
desquamate پوست انداختن
derm زیر پوست
dermotropic پوست گرای
dermoid شبیه پوست
dermatozoa انگلهای پوست
dermatosis اماس پوست
dermatopathy ناخوشی پوست
parer پوست تراش
dermatology پوست شناسی
peltmonger پوست فروش
dermoid پوست مانند
parchmenty پوست مانند
dermoidal شبیه پوست
dermatoid پوست مانند
dermatography شرح پوست
dermoidal پوست مانند
dermatographia پوست نگاری
dermotropic متمایل به پوست
pityriasis شوره پوست
broadtail پوست بره
albinism سفیدی پوست
pachydrmatous پوست کلفت
pachydermatous پوست کلفت
pachydermatous ستبر پوست
oxhide پوست گاو
endoderm درون پوست
scscalable پوست کندنی
entoderm درون پوست
onionskin پوست پیاز
aboveboard پوست کنده
picked پوست کنده
taxidermy پوست ارایی
shuck پوست نخودوغیره
skin and bone پوست واستخوان
egg shell پوست تخم
alphosis بیرنگی پوست
scarf skin پوست برونی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com