English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Whichever she chooses . هر کدام را که انتخاب کند
Other Matches
polarities بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarity بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
framing یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
which one کدام یک کدام یکی
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
wherefrom از کدام
any کدام
which کدام
what کدام
ilka هر کدام
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
Which line goes to ... ? کدام خط به ... میرود؟
which way are you going? از کدام راه
whichsoever هر کدام که هریک که
On what day? در کدام روز؟
what instrument can you play? کدام ساز را ...
whichever هر کدام که هریک که
what is your preference کدام را میل دارید
Which of your tunes shall I dance?. <proverb> به کدام سازت برقصم ؟.
Pick, what you like [want] ! هر کدام را می خواهی بردار!
which way [to go] ? به کدام طرف [برویم] ؟
to which side do I have to turn? به کدام طرف باید بپیچم؟
stump هر کدام از سه میله عمودی کریکت
Where the hell is he? او [مرد] کدام گوری است؟
Where is carriage no ...? واگن شماره ... کدام است؟
Which line goes to ... ? کدام خط راه آهن به ... میرود؟
what is the score هر کدام چند بازی داریم
whichever is the sooner هر کدام که زودتر رخ بدهد [قانون]
stumped هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumping هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumps هر کدام از سه میله عمودی کریکت
What foreign language do you speak ? با کدام زبان خارجی آشناهستید ؟
What can one do about it? چاره کدام است ( چیست ) ؟
None of the boys ( children ) came . هیچ کدام از بچه هانیامدند
Which bank do you bank with? در کدام بانک حساب دارید؟
ana ازهر کدام بمقدار مساوی
Which bank do you bank with? با کدام بانک کار می کنید؟
Which is the best way to Tehran ? بهترین راه به تهران کدام است ؟
What foreign language do you know? کدام زبان خارجی رامی دانید ؟
What's your insurance company? شرکت بیمه شما کدام است؟
Which bus goes to the town centre? کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
opener هر کدام از دو توپزن اول بازی کریکت
Which son of a bitch (son of a gun)did it? کار کدام شیر پاک خورده ای است ؟
What platform does the train from York arrive at? قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
what is your nationality ملیت شما چیست از کدام ملت هستید
I dont know ( dont have the faintest idea) where the hell she has gone . نمی دانم کدام گوری رفته است
What platform does the train to York leave from? قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
Which is the odd one out? <idiom> کدام نسبت به همه در گروه نامشابه است؟
Which bus do I take for the opera? برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟
national component هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
field جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
pound cake کلوچه یا که وزت اجزا عمده هر کدام یک پاوندیا گیروانکه است
boxes هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
box هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
fields جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
fielded جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
Which bus do I take to Victoria Station? کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
cluster mill فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
controlled reprisal انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
race condition حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
franc حق انتخاب
francs حق انتخاب
franchise حق انتخاب
drafted انتخاب
option انتخاب
excerption انتخاب
franchises حق انتخاب
draft انتخاب
options انتخاب
selections انتخاب
option حق انتخاب
selection انتخاب
options حق انتخاب
delegacy انتخاب
drafts انتخاب
choicest انتخاب
choicer انتخاب
choices انتخاب
election انتخاب
choice انتخاب
selecting انتخاب
suffrage حق انتخاب
economic choice انتخاب اقتصادی
electing انتخاب کردن
choice of technology انتخاب تکنولوژی
freedom to choose ازادی در انتخاب
elect انتخاب کردن
cs انتخاب تراشه
cooptation انتخاب درونی
elects انتخاب کردن
faulty selection انتخاب غلط
freedom of choice ازادی انتخاب
screening, screenings انتخاب کردن
options شق انتخاب شده
screens انتخاب کردن
break انتخاب شود
elector انتخاب کننده
breaks انتخاب شود
impluse selection انتخاب ایمپولز
single انتخاب کردن
impluse action انتخاب شماره
elected انتخاب شده
get in انتخاب شدن
option شق انتخاب شده
check boxes چهارگوشهای انتخاب
eligible قابل انتخاب
eligible شایسته انتخاب
selectively مبنی بر انتخاب
choose انتخاب کردن
chooses انتخاب کردن
re-election تجدید انتخاب
selectively انتخاب کننده
re-election انتخاب مجدد
direct selection انتخاب مستقیم
selective انتخاب کننده
selective مبنی بر انتخاب
re election تجدید انتخاب
selective قابل انتخاب
chip select انتخاب تراشه
choiceless محروم از حق انتخاب
selectively قابل انتخاب
icon راهنمای انتخاب
icons راهنمای انتخاب
ikons راهنمای انتخاب
circuit switching انتخاب مدار
choosey انتخاب کننده
chooser انتخاب کننده
opt انتخاب کردن
opted انتخاب کردن
opting انتخاب کردن
opts انتخاب کردن
to make a choice of انتخاب کردن
sift انتخاب کردن
sifted انتخاب کردن
sifts انتخاب کردن
re election انتخاب مجدد
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
to have one's pick انتخاب کردن
the polls انتخاب گاه
hit انتخاب یک کلید
electors انتخاب کننده
electives دارای حق انتخاب
selector انتخاب کننده
selectors انتخاب کننده
switched line خط انتخاب شده
social selection انتخاب اجتماعی
seller's option انتخاب فروشنده
choosing انتخاب کردن
hits انتخاب یک کلید
hitting انتخاب یک کلید
pick out <idiom> انتخاب کردن
selects انتخاب کردن
selected انتخاب کردن
select انتخاب کردن
elective دارای حق انتخاب
election انتخاب نماینده
selectivity حسن انتخاب
pitch upon انتخاب کردن
dial انتخاب کردن
dialed انتخاب کردن
dialled انتخاب کردن
dials انتخاب کردن
pickup انتخاب رشد
screened انتخاب کردن
outvoter انتخاب کننده
impluse stepping انتخاب شماره
menus فهرست انتخاب
mischoose بد انتخاب کردن
mischoice انتخاب غلط
menu فهرست انتخاب
screen انتخاب کردن
selection switch گزینه انتخاب
selection of position انتخاب موضع
scracity and choice کمیابی و انتخاب
route selection انتخاب مسیر
reelection تجدید انتخاب
natural selection انتخاب طبیعی
project selection انتخاب پروژه
self service با انتخاب ازاد
choosy انتخاب کننده
chose انتخاب کرده
picked انتخاب شده
preselection انتخاب مقدماتی
self-service با انتخاب ازاد
selection عمل یا فرآیند انتخاب
user defined تعریف یا انتخاب کاربر
constituents انتخاب کننده موکل
electorates هیئت انتخاب کنندگان
constituent انتخاب کننده موکل
selections عمل یا فرآیند انتخاب
presidential election انتخاب رئیس جمهور
preselect قبلا انتخاب کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com