English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
pool ball هر یک از گویهای رنگی اسنوکر
Other Matches
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
colour چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colours چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
snooker اسنوکر
volunteer snooker اسنوکر انگلیسی با انتخاب ازادهر گوی
dye sublimation printer چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
duckpin بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
candlepins بازی بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
break shot نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
lagan کالایی که درته دریابا گویهای نگاه داشته باشد
cue ball گوی سفید اصلی که با ان ضربه به گویهای دیگربیلیارد زده میشود
hazarding امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazards امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
hazarded امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
shake bottle بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
hazard امتیاز با به کیسه انداختن هرکدام از گویهای بیلیارد قسمت بدون چمن زمین گلف
pill pool billiard بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
pyramid spot نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
solids رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
line up billiard بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
trichroism سه رنگی
achromia بی رنگی مو
hued رنگی
trichromat سه رنگی
trichromatism سه رنگی
ingrain نخ رنگی
coloured رنگی
colored رنگی
dichromatism دو رنگی
coloration رنگی
achromatism بی رنگی
achromatization بی رنگی
chromatic رنگی
achroma بی رنگی مو
achroma بی رنگی
chromaticity رنگی
achromatisation بی رنگی
pigmental رنگی
dichroism دو رنگی
tinct رنگی
discoloration بی رنگی
pleochroism چند رنگی
color code رمز رنگی
color graphics گرافیک رنگی
color printer چاپگر رنگی
color television تلویزیون رنگی
color trace recorder رسام رنگی
colored glass شیشه رنگی
cingulum خط رنگی ومارپیچ
polychroism چند رنگی
aqua relle نقاشی اب و رنگی
aquarelle نقاشی اب و رنگی
color camera دوربین رنگی
chroma مشخصههای رنگی
chromatic aberration خطای رنگی
chromophotograph عکس رنگی
photochrome عکس رنگی
colored pencil مداد رنگی
pentachromic پنج رنگی
pigment dye ماده رنگی
opalescence شیری رنگی
oleograph عکس رنگی
ocellus حلقه رنگی
monotint عکس یک رنگی
heliochrome عکس رنگی
heliochrome عکاسی رنگی
monotint نگار یک رنگی
kinemacolour سینمای رنگی
dyestuff ماده رنگی
coloured cement سیمان رنگی
pigment cell یاخته رنگی
photochromy عکاسی رنگی
paraffin wax موم رنگی
dye stuff ماده رنگی
stined glass شیشه رنگی
pigments ماده رنگی
black سیاه رنگی
pallor زرد رنگی
blacked سیاه رنگی
pastel خمیرمواد رنگی
vitta نوار رنگی
pastel مداد رنگی
unifiable قابل هم رنگی
lake لاک رنگی
lakes لاک رنگی
pencil مداد رنگی
pencils مداد رنگی
pencilling مداد رنگی
trichromatic theory نظریه سه رنگی
blackest سیاه رنگی
blacks سیاه رنگی
colorant مواد رنگی
pigmentation رنگی شدن
blacker سیاه رنگی
pigment ماده رنگی
composite color signal پیام رنگی مرکب
indigotine ماده رنگی نیل
composite color monitor مونیتور رنگی مرکب
conventionalization هم رنگی با ایین و رسوم
contour خط فاصل درنقشههای رنگی
curcumin ماده رنگی زردچوبه
minus color signal پیام رنگی منفی
figurine مجسمه سفالین رنگی
figurines مجسمه سفالین رنگی
pigmentary رنگی رنگ دار
neutral density faceplate صفحه رنگی تلویزیون
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
false colour فیلم رنگی مصنوعی
encaustic tile or brick اجرکاشی هفت رنگی
orcin ماده رنگی گلسنگ
dyestuff مواد رنگی و رنگرزی
candy-striped دارای نوارههای رنگی
crayon مداد رنگی مومی
crayons مداد رنگی مومی
indigotin ماده رنگی نیل
pullicate یکجور دستمال رنگی
technicolour روش فیلم رنگی
simultaneous color television تلویزیون رنگی همزمان
carrier color signal پیام رنگی حامل
quercitron نوعی ماده رنگی
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
ring tailed دارای حلقههای رنگی در دم
bars خط یا بلاک ضخیم رنگی
bar خط یا بلاک ضخیم رنگی
safranin ماده رنگی زعفران
sequential color television تلویزیون رنگی مرحلهای
chromogen دانههای رنگی گیاهان
polychrome تهیه عکسهای رنگی
purpurin ماده رنگی روناس
color monitor صفحه نمایش رنگی
tetrachromatism دید چهار رنگی
color gate دریچه پیام رنگی
figurin مجسمه سفالین رنگی
chromophore عامل رنگی ملکول
chromophore گروه رنگی ملکول
Pear <adj.> رنگی مانند رنگ گلابی
slate <adj.> <noun> رنگی میان آبی و خاکستری
bacino سفال لعاب دار رنگی
ocher <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و زرد
pastel <adj.> رنگهای خفیف [با مداد رنگی]
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
Redviolet رنگی میان بنفش و قرمز
orthochromatic شبیه عکسهای رنگی طبیعی
Rosewood رنگی میان بنفش و قهوه ای
Rosybrown <adj.> <noun> رنگی میان صورتی وقهوه ای
color contrast تضاد رنگی در زمینه فرش
redorange <adj.> <noun> رنگی میان قرمز و نارنجی
Salmon <adj.> <noun> رنگی میان صورتی و نارنجی
Tan <adj.> <noun> رنگی میان قهوه ای و کرم
Blueviolet <adj.> <noun> رنگی بین آبی و بنفش
You have rubbed your coat against some wet paint . کت ات را مالیده یی به رنگ ( رنگی کرده ای )
pigment باماده رنگی رنگ کردن
pigments باماده رنگی رنگ کردن
carmine ماده رنگی قرمز دانه
colored progressive matrices test ازمون ماتریسهای مدرج رنگی
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
tone [ذات و خلوص رنگی یک رنگینه]
black will take no other hue بالای سیاهی رنگی نیست
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
cga وفق دهنده نگاره سازی رنگی
chromatolysis تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
color graphics adapter وفق دهنده نگاره سازی رنگی
ocellus خال رنگی که مانند چشم باشد
Christmas trees جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
pigment رنگ غیر محلول ماده رنگی
confetti کاغذ رنگی برای تزئین درجشنها
xanthin ماده رنگی روناس وگل زرد
pigments رنگ غیر محلول ماده رنگی
colours سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
colour سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
color band نوار رنگی روی جعبه مهمات
celure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
pal line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
ceilure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
fastness of bleaching ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
disperse [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
cellure [قسمت تزئین شده و رنگی سقف کلیسا]
pals line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
propolis ماده صمغی قهوهای رنگی شبیه موم
fucus رنگی که برای زیبایی پوست بکار میرود
pastellist پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
cudbear ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود
MCGA استاندارد آداپتور گرافیک رنگی در کامپیوترهای IBM PC
coloury دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
lutein ماده زرد رنگی بفرمول 2O65H 04C
areas گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
multicolour استاندارد آداپتور گرافیک رنگی مناسب در کامپیوترهای IBM PC
colours صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
area گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
colour صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
dual صفحه LCD رنگی که تصویر را در دو مرحله بهنگام میکند
chromoplast یاخته رنگی که حاوی رنگ قرمز یا زرد میباشد
pullicate پارچهای که برای درست کردن دستمال رنگی بکارمیرود
efflore scence قشر سفید رنگی که در سطح بتن بوجود میاید
chromolithograph عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com