Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (7 milliseconds)
English
Persian
national expenditures
هزینههای ملی
Search result with all words
surcharge
درصد هزینههای اضافی
surcharges
درصد هزینههای اضافی
outlays
هزینههای سرمایهای مخارج
analysis
یات هزینههای محصول جدید
overheads
هزینههای بالاسری
overheads
هزینههای عمومی
correlation
جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
aggregate expenditures
هزینههای کل
anchor dues
هزینههای لنگر
average cost
میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
avoidable costs
هزینههای قابل اجتناب
bank charge
هزینههای بانکی
bank charges
هزینههای بانکی
building costs
هزینههای ساختمان
business expenses
هزینههای کار و کسب هزینههای شرکت
capital charges
هزینههای سرمایه
capital expenditure
هزینههای سرمایهای
capital expenditures
هزینههای سرمایهای
capital outlays
هزینههای تاسیساتی هزینههای سرمایهای
capital outlays
هزینههای تاسیساتی
comparative costs
هزینههای نسبی
competition cost
هزینههای رقابتی
constant cost industry
صنعت هزینههای ثابت
consumption expenditures
هزینههای مصرفی
contango
هزینههای دیرکرد خرید سهم
contingent fund
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
cost analysis
تجزیه تحلیل هزینههای کار
cost category
هزینههای انجام شده
cost fraction
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
crowding out effect
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
deferred charges
هزینههای انتقالی
deferred expense
هزینههای پیش بینی شدهای که هنوز موعد پرداختشان نرسیده است
demurrage
هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
design costs
هزینههای طراحی
differential cost analysis
تحلیل هزینههای تفاضلی سیستمی که در ان هزینههای روشهای مختلف برسی میگردد
direct materials costs
هزینههای مواد اولیهای که مستقیما در کالا بکار برده میشود
discounted cash flow
ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
dock charges
هزینههای حوض dock-dues : syn
dock dues
هزینههای لنگرگاه
docl pass
گواهی که پس از پرداخت هزینههای لنگرگاه به صاحب کشتی داده میشود
engels law
ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
financial expenses
هزینههای مالی
fixed costs
هزینههای ثابت
fixed costs
هزینههای سرمایهای
fixed costs
هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
freight charges
هزینههای حمل
government expenditures
هزینههای دولت
handling charges
هزینههای جابجایی کالا
implicit costs
هزینههای ضمنی
implicit costs
هزینههای نامرئی
incidental expenses
هزینههای واقعی
increasing cost
هزینههای فزاینده
increasing cost
هزینههای صعودی
increasing cost industry
صنایع با هزینههای افزایشی
joint costs
هزینههای مشترک
life cycle costs
هزینههای دوره عمر یک محصول
loading for contingencies
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
loading participation in profits
هزینههای مشارکت در سود
material costs
هزینههای مواد
on costs
هزینههای غیرمستقیم
operational costs
هزینههای عملیاتی
opportunity cost
هزینههای کالای تولیدی
ordering costs
هزینههای مربوط به سفارش کالا
ordering costs
هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
overhead costs
هزینههای بالاسری
overhead costs
هزینههای اضافی
overhead costs
هزینههای حاشیهای
overhead costs
هزینههای عمومی
personal outlays
هزینههای شخصی
pilot charges
هزینههای راهنما
preliminary expenses
هزینههای مقدماتی
preliminary expenses
هزینههای ابتدائی
prime costs
هزینههای اولیه
privy purse
اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
production overheads
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
real costs
هزینههای واقعی
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
secondary costs
هزینههای غیر مستقیم یاثانوی
selling costs
هزینههای فروش
selling costs
هزینههای فروش کالا
spillover costs
هزینههای خارجی
standard costs
هزینههای استاندارد
standard costs
هزینههای نرمال
stevedoring charges
هزینههای بارگیری وباراندازی
storage costs
هزینههای انبارداری
sunk cost
هزینههای اضافی
supplementary costs
هزینههای مکمل
supplementary costs
هزینههای اضافی
tangible costs
هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
taxation of costs
ارزیابی هزینههای دعوی
transaction costs
هزینههای معاملاتی
unforeseen expenses
هزینههای پیش بینی نشده
unliquidated obligation
هزینههای پرداخت نشده
pad the bill
<idiom>
اضافه شدن هزینههای کاذب
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com