English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 225 (12 milliseconds)
English Persian
freight prepaid هزینه حمل پیش پرداخت شده
Search result with all words
finance پرداخت هزینه
financed پرداخت هزینه
finances پرداخت هزینه
financing پرداخت هزینه
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
carriage and insurance paid to هزینه حمل و بیمه به حامل پرداخت شده
carriage paid to هزینه حمل به حامل پرداخت شده
charges forward هزینه هایی که بوسیله مشتری پرداخت خواهد شد مخارج حمل که بعد از تحویل کالا به مشتری از او دریافت میشود
charges prepaid هزینه پیش پرداخت شده
cip to paid insurance carriageand هزینه حمل وبیمه پرداخت شده
cost contract قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
dcp to paid carriage/freight هزینه حمل پرداخت شده
deferred charges پیش پرداخت هزینه
deferred dobit پیش پرداخت هزینه
deferred dobit تعویق در پرداخت هزینه
financed demand احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
fpad هزینه حمل درمقصد پرداخت میشود
freight and insurance paid to هزینه حمل و بیمه پرداخت شده
freight paid to هزینه حمل پرداخت شده
freight payable at destination هزینه حمل در مقصد پرداخت میشود
margin land حالتی که بازده زمین فقط جبران پرداخت هزینه ها واستهلاکات را بکند
unobligated هزینه پرداخت نشده
who will pay for it کی هزینه انرا خواهد پرداخت
stamped addressed envelope پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
Other Matches
progress payment پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
usance مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
lighterage هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fate پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage کسری پرداخت کسر پرداخت
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
economic of scale کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
claim for indemnification ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribing تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
dividend warrant چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
vouchers هزینه
expenditures هزینه ها
outlay هزینه
disbursement هزینه
outgoings هزینه
cost هزینه
levying هزینه
mise هزینه
outgoing هزینه
toll هزینه
tolling هزینه
levied هزینه
levies هزینه
tolls هزینه
eight bit system کم هزینه
benefit cost analysis هزینه
levy هزینه
battels هزینه
voucher هزینه
out goings هزینه
tab هزینه
goings-on هزینه ها
expenditure هزینه
tabs هزینه
cost expenditure هزینه
at someone expense به هزینه
light expense هزینه کم
charges هزینه
total cost هزینه کل
charge هزینه
at the expence of به هزینه
outlays هزینه
outgo هزینه
overall cost هزینه کل
cost benefit ratio هزینه
expense هزینه
overhead expenses به هزینه
overcharge اضافه هزینه
marketing cost هزینه بازاریابی
overcharged اضافه هزینه
overcharge هزینه اضافی
overcharging اضافه هزینه
overcharges هزینه اضافی
overcharging هزینه اضافی
overcharges اضافه هزینه
overcharged هزینه اضافی
margin cost هزینه جنبی
manufacturing cost هزینه تولید
manufacturing cost هزینه ساخت
marginal cost هزینه نهائی
nominal cost هزینه اسمی
operating cost هزینه عملیاتی
freight هزینه حمل
per capita expenditure هزینه سرانه
poundage هزینه اضافی
prime cost هزینه پایه
prime cost هزینه متغیر
private cost هزینه خصوصی
production cost هزینه تولید
program cost هزینه برنامه
public cost هزینه عمومی
recoupment اقساط هزینه
replacement cost هزینه جایگزینی
replacement cost هزینه تعویض
research cost هزینه تحقیق
specific cost هزینه مستقیم
social cost هزینه اجتماعی
cost of living هزینه زندگی
costs هزینه دادرسی
opportunity cost هزینه فرصت
faring هزینه عبور
fares هزینه عبور
fared هزینه عبور
fare هزینه عبور
cost ارزیدن هزینه
out of pocket expenses هزینه واقعی
outgo هزینه عزیمت
over head هزینه سربار
costing هزینه گذاری
overhead gharges هزینه اداری
specific cost هزینه ویژه
collection fee هزینه وصول
cost curve منحنی هزینه
cost estimate براورد هزینه
cost function تابع هزینه
cost of construction هزینه ساختمان
cost of distribution هزینه توزیع
cost of production هزینه تولید
cost of removal هزینه جابجایی
cost of reproduction هزینه بازسازی
cost push فشار هزینه
cost center تمرکز هزینه
cost center مرکز هزینه زا
cost category بخش هزینه
conduct money هزینه سفرشاهد
freight rate هزینه حمل
conversion cost هزینه تبدیل
conversion cost هزینه تسعیر
cost absoption هزینه موخر
cost allocation تخصیص هزینه
cost allocation بخش هزینه
cost calculation براورد هزینه
cost to entry هزینه ورود
cost variance نوسانات هزینه
explicit cost هزینه اشکار
expenditure credit اعتبار هزینه
defrayal تحمل هزینه
expenditure approach روش هزینه
estimated cost هزینه براوردی
energy expenditure هزینه انرژی
economic cost هزینه اقتصادی
differential cost هزینه نهایی
direct cost هزینه مستقیم
external cost هزینه خارجی
extra cost هزینه اضافی
decreasing cost هزینه نزولی
costs of proceedings هزینه دادرسی
freight forwarder هزینه حمل
current expenditure هزینه جاری
flow of expenditure گردش هزینه
flow of expenditure جریان هزینه
first cost هزینه اولیه
debit note سند هزینه
family expenditure هزینه خانوار
family expenditure هزینه خانواده
dockage هزینه اسکله
maintenance cost هزینه نگهداری
average expense هزینه متوسط
average total cost هزینه متوسط کل
average variable cost هزینه متوسط
initial expenses هزینه ابتدائی
initial expenses هزینه نخستین
initial cost هزینه اولیه
indirect materials هزینه موادغیرمستقیم
indirect cost هزینه غیرمستقیم
average cost میانگین هزینه
actual cost هزینه واقعی
living expenses هزینه زندگی
living cost هزینه زندگی
alternative cost هزینه جایگزین
least cost حداقل هزینه
labor cost هزینه کار
joint costs هزینه مشترک
job costing ارزیابی هزینه ها
average cost هزینه متوسط
incremental cost هزینه نهایی
historical costs هزینه واقعی
historical costs هزینه اولیه
handing charge هزینه باربری
certificate of expenditure صورت هزینه
certificate of expenditure سند هزینه
gross expenditure هزینه ناخالص
grant in aid کمک هزینه
freightage هزینه حمل
collection charge هزینه وصول
carring cost هزینه حمل
household expenditure هزینه خانوار
carriage paid to ... با هزینه حمل تا ...
incremental cost هزینه اضافی
incremental cost هزینه نهائی
income and expenditure درامد و هزینه
capital cost هزینه سرمایه
cost of capital هزینه سرمایه
capital expenditure هزینه سرمایهای
capitalized cost هزینه سرمایهای
carriage costs هزینه باربری
carriage freight paid to ... با هزینه حمل تا ...
collection charges هزینه وصول
social spending هزینه هایسرویسهایرفاهاجتماعی
export tariff هزینه صادرات
wharfage هزینه باراندازی
incremental cost هزینه نهایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com