English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
cost of reproduction هزینه نوسازی و ترمیم
Other Matches
cost of maintenance هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
modernization نوسازی
novation نوسازی
reconstructions نوسازی
rehabilitation نوسازی
instauration نوسازی
reconstruction نوسازی
rebuilt نوسازی
renovation نوسازی
remakes نوسازی
remake نوسازی
gentrification نوسازی
mending نوسازی
rebuilding نوسازی کردن
reconstructs نوسازی کردن
invisible refresh نوسازی نامرئی
renovation اصلاح نوسازی
reconstructing نوسازی کردن
reconstructed نوسازی کردن
reconstruct نوسازی کردن
economic reconstruction نوسازی اقتصادی
economic modernization نوسازی اقتصادی
renewals نوسازی تاسیسات
renewal نوسازی تاسیسات
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
rebuild نوسازی کردن قطعات
rebuild نوسازی تعمیر مجدد
rebuilds نوسازی کردن قطعات
rebuilds نوسازی تعمیر مجدد
modification number شماره نوسازی وسیله
modification work order برگ درخواست نوسازی
modification work order حکم کار نوسازی
lighterage هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconstructions ترمیم
regeneration ترمیم
recovery ترمیم
recoveries ترمیم
amendments ترمیم
amendment ترمیم
restoration ترمیم
reconstruction ترمیم
betterment ترمیم
recover ترمیم شدن
amending ترمیم کردن
amended ترمیم کردن
rehabilitating ترمیم کردن
amend ترمیم کردن
reform ترمیم کردن
reforms ترمیم کردن
recovering ترمیم شدن
cabinet reshuffle ترمیم کابینه
reshuffling ترمیم کردن
reshuffles ترمیم کردن
reshuffle ترمیم کردن
restoring ترمیم کردن
rehabilitates ترمیم کردن
rehabilitated ترمیم کردن
recovers ترمیم شدن
rehabilitate ترمیم کردن
file recovery ترمیم فایل
restore ترمیم کردن
restored ترمیم کردن
reshuffled ترمیم کردن
restoration اعاده ترمیم
restores ترمیم کردن
error recovery ترمیم خطا
toft محلی که سابقا" در ان خانه ساخته شده بود و نوسازی نشده است
recoverable error خطای قابل ترمیم
recoverable error خطای ترمیم پذیر
error recovery procedures رویههای ترمیم خطا
read restore cycle چرخه خواندن و ترمیم
relief ترمیم اسایش خاطر
e r p برنامه ترمیم اروپا
hot تشخیص و ترمیم خطا
hotter تشخیص و ترمیم خطا
hottest تشخیص و ترمیم خطا
irrecoverable error خطای غیر قابل ترمیم
to recover from something ترمیم شدن [مثال از بحرانی]
orthopaedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
patching ترمیم سنگفرش لکه گیری
orthopedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
cost contract قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
acoustic حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
maintainability توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
hardest که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
hard که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
remedial maintenance باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
harder که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels. صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
logic ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
halt دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
troubleshoot 1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
self- سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
maintenance 1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
self- سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
plug [نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
dental restoration ترمیم دندان [دندان پزشکی]
dental filling ترمیم دندان [دندان پزشکی]
safe format عملیات فرمت که داده موجود را خراب نمیکند ودرصورتی که یسک اشتباه را فرمت کرده باشید امکان ترمیم داده وجود دارد
cost benefit ratio هزینه
vouchers هزینه
eight bit system کم هزینه
outgoing هزینه
mise هزینه
at the expence of به هزینه
overhead expenses به هزینه
light expense هزینه کم
out goings هزینه
at someone expense به هزینه
battels هزینه
benefit cost analysis هزینه
outgo هزینه
disbursement هزینه
overall cost هزینه کل
outgoings هزینه
cost هزینه
cost expenditure هزینه
tabs هزینه
charge هزینه
goings-on هزینه ها
levying هزینه
levy هزینه
levies هزینه
levied هزینه
expenditures هزینه ها
expense هزینه
outlays هزینه
outlay هزینه
expenditure هزینه
tab هزینه
tolling هزینه
total cost هزینه کل
tolls هزینه
voucher هزینه
toll هزینه
charges هزینه
flow of expenditure جریان هزینه
freight rate هزینه حمل
freight forwarder هزینه حمل
freightage هزینه حمل
flow of expenditure گردش هزینه
grant in aid کمک هزینه
gross expenditure هزینه ناخالص
handing charge هزینه باربری
joint costs هزینه مشترک
initial expenses هزینه ابتدائی
initial expenses هزینه نخستین
initial cost هزینه اولیه
indirect materials هزینه موادغیرمستقیم
indirect cost هزینه غیرمستقیم
incremental cost هزینه نهایی
incremental cost هزینه نهائی
income and expenditure درامد و هزینه
household expenditure هزینه خانوار
historical costs هزینه واقعی
historical costs هزینه اولیه
job costing ارزیابی هزینه ها
first cost هزینه اولیه
cost variance نوسانات هزینه
cost to entry هزینه ورود
cost push فشار هزینه
additional costs [expenses] هزینه نهایی
cost of reproduction هزینه بازسازی
cost of removal هزینه جابجایی
cost of production هزینه تولید
extra expenses هزینه نهایی
incremental cost هزینه نهایی
cost of distribution هزینه توزیع
cost of construction هزینه ساختمان
at the expense of recovery در هزینه های بازیابی
cost indexes شاخص هزینه
cost function تابع هزینه
per capita expenditure هزینه سرانه
costs of proceedings هزینه دادرسی
incremental cost هزینه اضافی
current expenditure هزینه جاری
family expenditure هزینه خانوار
family expenditure هزینه خانواده
extra cost هزینه اضافی
external cost هزینه خارجی
explicit cost هزینه اشکار
expenditure credit اعتبار هزینه
expenditure approach روش هزینه
estimated cost هزینه براوردی
energy expenditure هزینه انرژی
economic cost هزینه اقتصادی
dockage هزینه اسکله
direct cost هزینه مستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com