English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (5 milliseconds)
English Persian
rigid cores هستههای مقاوم
Other Matches
hardened site حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
association nuclei هستههای ارتباطی
yoke هستههای مغناطیسی اطراف تیوب تلویزیون برای کنترل محل اشعه تصویر
resistor مقاوم
resisters مقاوم
renitent مقاوم
resistant مقاوم
resister مقاوم
plasma plating مقاوم
refractory مقاوم
resistors مقاوم
tolerant مقاوم
stand up <idiom> مقاوم بودن
resisting moment لنگر مقاوم
moment of resistence لنگر مقاوم
counterpoise نیروی مقاوم
hardened site پایگاه مقاوم
forcing cone مخروط مقاوم
resistive force نیروی مقاوم
weatherproof مقاوم در برابرهوا
adamantly مقاوم یکدنده
water resistant مقاوم در برابر اب
adamant مقاوم یکدنده
stabile مقاوم در برابرگرما
torsion resistant مقاوم در برابر پیچش
resistance to failure مقاوم در برابر ترک
heat resisting steels فولادهای مقاوم حرارتی
heat fast paint رنگ مقاوم گرما
wear resistant مقاوم در بربر سائیدگی
resistance to tempering مقاوم در برابر بازپخت
swelling resistant مقاوم در برابر تورم
passive earth pressure فشار مقاوم خاک
passive earth pressure رانش مقاوم خاک
windproof مقاوم در مقابل باد
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
resistance to cracking مقاوم در برابر شکستگی
resistant to heat مقاوم در برابر گرما
internal resisting moment لنگر مقاوم درونی
lightfast مقاوم در برابر نور
drag force نیروی مقاوم حرکت
drag chain conveyor نقاله با زنجیر مقاوم
creep resistant مقاوم در برابر خزش
thermistor الت مقاوم درمقابل برق
defendants مقاوم درمقابل زور و فشار
resistor اسباب مقاوم دربرابر برق
defendant مقاوم درمقابل زور و فشار
resistance to corrosion مقاوم در برابر زنگ زدگی
resistors اسباب مقاوم دربرابر برق
resisters اسباب مقاوم دربرابر برق
resistance to plastic deformation مقاوم در برابر تغییر شکل
acid resistant ماده مقاوم در برابر اسید
resister اسباب مقاوم دربرابر برق
insulant ماده مقاومت کننده مقاوم
fracture proof مقاوم در برابر شکستگی نشکن
deadman پایه استقرارسنگر دستک مقاوم
earthquake proof foundation غیر مقاوم درمقابل زلزله
stainless steel فولاد مقاوم در برابر خوردگی
phosphate esters مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
acid fast مقاوم در برابر رنگ بری اسید
resistance to deflaction مقاوم در برابر تغییر شکل خمشی
incolen الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
bomb proof پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
cold wet clothing لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
cassette پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
cassettes پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
monel الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
pressure cabin هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
immune مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
stiffer مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
plasma plating ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
stiff مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffest مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
cylinder liner رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
photoresist روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود
carbon seal وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
accelerators ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
accelerator ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com