English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (5 milliseconds)
English Persian
octingentenary or octocen هشتصدمین جشن سالیانه
Other Matches
annual سالیانه
annuals سالیانه
yearly سالیانه
annually سالیانه
annum سالیانه
annual payment پرداخت سالیانه
annuallyy هر ساله سالیانه
annual training اموزش سالیانه
annual report گزارش سالیانه
annual precipitation بارندگی سالیانه
year to year fluctuation نوسانات سالیانه
per annum هر سالی سالیانه
annual payment قسط سالیانه
growth ring دایره سالیانه
anniversary سوگواری سالیانه
annuity مستمری سالیانه
anniversaries سوگواری سالیانه
yearly instalmernts اقساط سالیانه
yearly allowance مقرری سالیانه
p.a مخفف سالیانه
anniversaries جشن سالیانه عروسی
annuality factor ضریب مستمر سالیانه
annuitant گیرنده مستمری سالیانه
miaasl کتاب نماز سالیانه
annual payment factor ضریب بازپرداخت سالیانه
annals وقایع سالیانه سالنامه
annual general meeting مجمع عمومی سالیانه
annual general inspection بازدید عمومی سالیانه
annual food plan برنامه غذایی سالیانه
quinquagenary پنجاهمین جشن سالیانه
anniversary جشن سالیانه عروسی
mass book کتاب نماز سالیانه
annuity حقوق یا مقرری سالیانه گذراند
rentlen دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
peter penny زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
quater cent nary جشن سالیانه چهارصدمین سال گردش
to take inventory صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
peter pence زکات سالیانه که پیشتربه پاپ میداند
parentalia جشن سالیانه بافتخار نیاکان و مردگان
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
to settle an a برای کسی مقر ری سالیانه معین کردن
wet year سالی که میزان بارندگی از حد معمول سالیانه بیشتراست
encaenia جشن سالیانه تاسیس شهر یاتقدیر کلیسا یا معبدی
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
isothermal line خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
withholding taxes مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
isotherm خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
withholding tax مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
quingentenary پانصدمین سال گردش پانصدمین جشن سالیانه
anniversary مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
anniversaries مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
wedding day روز عروسی جشن سالیانه عروسی
almanacs تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacks تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanac تقویم سالیانه تقویم نجومی
admision rate میزان اعزام به بهداری نواخت سالیانه اعزام به بهداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com