English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
Seven solid years. هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
Other Matches
consecutive پیاپی
succession پیاپی
serial پیاپی
serials پیاپی
successive پیاپی
successions پیاپی
serial access دستیابی پیاپی
continuous reinforcement تقویت پیاپی
serial numbers شماره پیاپی
consecutive پیاپی متوالی
serial number شماره پیاپی
serializer پیاپی ساز
vomiturition استفراغ پیاپی
biotic succession پیاپی زیستی
successively پیاپی پشت سر هم
serial correlation همبستگی پیاپی
serial feeding خورش پیاپی
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate تمام شدن تمام کردن
terminated تمام شدن تمام کردن
terminates تمام شدن تمام کردن
consecutive number of the chart شماره پیاپی نقشه
accumulative sampling نمونه گیری پیاپی
serial access memory حافظه با دستیابی پیاپی
burst گروهی از خطاهای پیاپی .
bursts گروهی از خطاهای پیاپی .
serialised نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialises نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialize نوبتی کردن پیاپی ساختن
meteoric shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
meteor shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
serialising نوبتی کردن پیاپی ساختن
pepper فلفلی باضربات پیاپی زدن
peppers فلفلی باضربات پیاپی زدن
quick firer تفنگی که پیاپی میتواندتیراندازی کند
serializes نوبتی کردن پیاپی ساختن
peppering فلفلی باضربات پیاپی زدن
serializing نوبتی کردن پیاپی ساختن
continual آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
sample size مدت زمان بین دوالگوی پیاپی
continuous سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
alliteration اغاز چند کلمه پیاپی با یک حرف متشابه الصورت
spliced ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
splicing ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
splice ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
splices ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
sprocket چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
sprocket wheel چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
defragmentation سازماندهی مجدد فایل ها روی شیاری دیسک سخت به صورت پیاپی
jabber سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
byte ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
jabbered سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbers سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
carriers حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
bytes ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
jabbering سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
optical شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
perforations خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
soak اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
soaks اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sequential حالتی که هر دستور برنامه در برنامه در محلهای پیاپی ذخیره شده اند
lockouts مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
lockout مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
lapped یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
panoramas تمام نما اینه تمام نما
panorama تمام نما اینه تمام نما
full track تمام شنی خودرو تمام شنی
permanent تشکیل شده از شیارهای دیسک پیاپی که از فایل جابجایی برای نرم افزار که حافظه مجازی را پیاده سازی میکند استفاده میشود مثل ویندوز ماکرو سافت
main مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
worded سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word wrap سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
wraparound سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
whole length تمام قد
fullest تمام
full length تمام قد
thru تمام
thorough تمام
off تمام
yame تمام
completed تمام
completes تمام
all night در تمام شب
completing تمام
entire تمام
lion's share تمام
full-length تمام قد
full-face تمام رخ
full face تمام رخ
through تمام
whole تمام
out-and-out تمام
out and out تمام
complete تمام
it is all up تمام شد
full تمام
It's over. تمام شد.
rounded پر تمام
incomplete نا تمام
dyed-in-the-wool تمام و کمال
dyed-in-the-wool به تمام معنی
dyed-in-the-wool تمام عیار
fully automatic machine تمام اتومات
par excellence به تمام معنی
yearlong یکسال تمام
yean round در تمام سال
through تمام شده
hade شیب تمام
full-time تمام وقت
rounds complete تیر تمام شد
wrap up تمام شدن
give out تمام شدن
get through تمام کردن
full-page تمام صفحه
spring-clean تمام وکمالتمیزکردن
A whole week یک هفته تمام
attains تمام کردن
attaining تمام کردن
attained تمام کردن
attain تمام کردن
round d. دوجین تمام
in full تمام وکمال
in full fig درلباس تمام
pukka تمام عیار
pucka تمام عیار
mast high تمام افراشته
processor تمام کننده
payment in full پرداخت تمام
over with تمام شده
integrates تمام کردن
holosymmetric تمام وجه
integrate تمام کردن
lie-in تمام شدن
lie in تمام شدن
fulfils تمام کردن
fulfills تمام کردن
fulfilling تمام کردن
fulfilled تمام کردن
to see through تمام کردن
fulfil تمام کردن
he is fifty تمام دارد
holohedral تمام وجه
integrating تمام کردن
holohedron تمام وجهی
unfinished تمام نشده
end of mission ماموریت تمام
full duplex تمام دو رشتهای
full moon ماه تمام
the full of the moon ماه تمام
the game is up بازی تمام شد
an a fact تمام شده
ammo zero مهمات تمام
the whole world تمام دنیا
all this تمام اینها
full mouthed تمام دندان
all out باشدت تمام
full orbed تمام روشن
full pay حقوق تمام
full pay مواجب تمام
all d. در تمام روز
full blown تمام کامل
full blown تمام شکفته
full automatic تمام اتوماتیک
depletable تمام شدنی
f. and fell تمام بودن
f. sixmiles 6میل تمام
fiddle away تمام کردن
short measure full measure پیمانه تمام
cosecant قطرفل تمام
finisher تمام کننده
consumptible تمام شدنی
consummative تمام کننده
run out of تمام کردن
completive تمام کننده
fulfill تمام کردن
full adder تمام افزایشگر
by all means با تمام وسائل
full scale تمام عیار
full screen تمام صفحه
all risks تمام خطرات
to run away with تمام کردن
to see out تمام کردن
peter تمام شدن
fullest تمام قدرت
fullest تمام تکمیل
full تمام قدرت
full تمام تکمیل
use up تمام کردن
whole hog تمام راه
full wave تمام موج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com