English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
English Persian
accompanist همراهی کننده
accompanists همراهی کننده
accompanier همراهی کننده
favourer همراهی کننده
Search result with all words
accompanist همراهی کننده با آواز یا سازی چون پیانو
accompanists همراهی کننده با اواز یاسازی چون پیانو
accompaniment ساز یا آواز همراهی کننده
accompaniments ساز یا اواز همراهی کننده
Other Matches
send-offs همراهی
favours همراهی
camaraderie همراهی
favouring همراهی
accompaniment همراهی
anent همراهی
concomitance همراهی
sodality همراهی
send-off همراهی
favoring همراهی
send off همراهی
favors همراهی
favored همراهی
accompaniments همراهی
companionship همراهی
favour همراهی
squires همراهی کردن
squire همراهی کردن
go along همراهی کردن
conpanion همراهی کردن
escort همراهی کردن
to render a ssistance همراهی کردن
accomodate همراهی کردن
escorted همراهی کردن
escorting همراهی کردن
escorts همراهی کردن
to accompany همراهی کردن
accompanies همراهی کردن
accompanied همراهی کردن
accompany همراهی کردن
to go along همراهی کردن
escorted همراهی یامحافظت کردن
escort همراهی یامحافظت کردن
suffrage کمک همراهی قبول
escorting همراهی یامحافظت کردن
escorts همراهی یامحافظت کردن
gain over با خود همراهی کردن
favored همراهی یا طرفداری کردن با
favoring همراهی یا طرفداری کردن با
favour همراهی یا طرفداری کردن با
favouring همراهی یا طرفداری کردن با
favours همراهی یا طرفداری کردن با
pall bearer کسیکه در همراهی با جنازه
to attend a funeral باجنازه همراهی کردن
favors همراهی یا طرفداری کردن با
to vow assistance قول همراهی دادن
please do me a service خواهشمندم یک همراهی بامن بکنید
to go along همراه رفتن همراهی کردن
accomodation تطبیق طرز زندگی با محیط همراهی
we sang them home ایشان را با اواز و سرود تامنزلشان همراهی کردیم
in tow <idiom> برده شدن ازجایی به جای دیگر ،همراهی با کسی
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
ponying همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
befriend دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriends دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriended دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriending دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
companion معاشرت کردن همراهی کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
deflective کج کننده
hoppers لی لی کننده
hopper لی لی کننده
refutative رد کننده
refuser رد کننده
solver حل کننده
rebutter رد کننده
prater پچ پچ کننده
trackers پی کننده
refutatory رد کننده
spurner رد کننده
syncopator غش کننده
repudiationist رد کننده
renunciant رد کننده
crusher له کننده
tracker پی کننده
deletive حک کننده
squasher له کننده
crepitant خش خش کننده
surfy کف کننده
swooner غش کننده
prattfall پچ پچ کننده
squelcher له کننده
solvent اب کننده
whisperer پچ پچ کننده
filler پر کننده
ear-splitting کر کننده
commulator یک سو کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com