English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (8 milliseconds)
English Persian
annually همه ساله
perennial همه ساله
perennials همه ساله
year by year همه ساله
year-round <idiom> همه ساله
Search result with all words
seventies هفتاد ساله
seventy هفتاد ساله
decade دوره ده ساله دهدهی
decade 01 ساله
decades دوره ده ساله دهدهی
decades 01 ساله
brownie دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownies دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
mare مادیان 4 ساله یا بیشتر
mares مادیان 4 ساله یا بیشتر
derbies مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
derby مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
maturity مسابقه اسبهای 4 ساله
bicentennial جشن دویست ساله
bicentennials جشن دویست ساله
bicentenaries دویست ساله
bicentenaries جشن دویست ساله
bicentenary دویست ساله
bicentenary جشن دویست ساله
centenarian جشن صد ساله
centenarians جشن صد ساله
tercentenaries سه قرن سیصد ساله
tercentenary سه قرن سیصد ساله
colt اسب 3 یا 4 ساله
colts اسب 3 یا 4 ساله
fillies مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
filly مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
octogenarian هشتاد ساله
octogenarian وابسته به ادم 08 ساله
octogenarians هشتاد ساله
octogenarians وابسته به ادم 08 ساله
annual یک ساله
annuals یک ساله
teens نوجوان ده تا91 ساله
Grand Prix یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
Grands Prix یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
annuallyy همه ساله هر سال
annuallyy هر ساله سالیانه
bimillenary دو هزار ساله
chiliad هزار ساله
decennry ده ساله
f.year old پنج ساله
half yearly نیم ساله
semiyearly نیم ساله
he is 0 years old او ده ساله است
indiction مالیات پانزده ساله املاک
indiction دوره پانزده ساله
junior college دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
juniorate مدرسه شبانه روزی متوسطه محصلین دو ساله مقدماتی یسوعیون
lustrum دوره پنج ساله
men affifty and above مردان پنجاه ساله به بالا
millenarian معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenial وابسته به دوره هزار ساله
millenium دوره هزار ساله
millennial جشن هزار ساله
mother goose stakes مسابقه کره مادیانهای سه ساله
nonagenarian ادم نود ساله
nonagenarian نود ساله
nursey race مسابقه اسبهای 2 ساله
octennial هشت ساله
oedipal وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
one thousand guineas مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
pricket sister گوزن ماده دو ساله
pythiad دوره چهار ساله جشنهای ورزشی " پیتین "
quadrangena rian چهل ساله
quadrangena rian ادم چهل ساله
quinquagenarian پنجاه ساله
quinquagenarian شخص پنجاه ساله
quinquagenary پنجاه ساله
quinquagenary شخص پنجاه ساله
quinquenniad دوره پنج ساله
quinquennium دوره پنج ساله
quinquennial پنج ساله دوره پنج ساله
sepennial هفت ساله
septennate دوره هفت ساله
septennial هفت ساله
septennium دوره هفت ساله
septuagenarian هفتاد ساله
sexagesimal شصتم دوره شصت ساله
sexennial شش ساله
sexennium دوره شش ساله
sorrel گوزن نر سه ساله
tercentennial سیصد ساله
ten years old ده ساله
tenant from year to year مستاجر یک ساله
triennal سه ساله
triennial سه ساله
triennium دوره سه ساله
two thousands guineas مسابقه شرطبندی بین اسبهای اصیل 3 ساله انگلیسی
vicennial 02 ساله
yearling گیاه یک ساله
year-long یک ساله
strike it rich <idiom> یک شبه ره صد ساله رفتن
She must be at least 40. او [زن] کم کمش باید ۴۰ ساله باشد.
a man in his forties مرد چهل و خورده ساله
Khotan rug فرش ختن [این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
Ushak medallion ترنج عشاق [این ترنج مربوط به شهری به همین نام در ترکیه است که دارای سابقه پانصد ساله در بافت فرش است.]
the 28 year-old nurse-turned-independent insurance consultant پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com