Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
He is jack of all trades . he can cope with any thing .
همه فن حریف است
Search result with all words
assorted
همه فن حریف همسر
hooking
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
dump
شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
walkover
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
walkovers
برد به سبب نداشتن حریف مسابقهای که فقط یک اسب بعلت حذف دیگر اسبها باقی مانده
competitor
حریف
competitors
حریف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
lap
رسیدن به حریف جلویی
lapped
رسیدن به حریف جلویی
utility
ذخیره همه فن حریف
charge
حمله به حریف
charges
حمله به حریف
bind
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
binds
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
hand
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
handing
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
blank
ممانعت از امتیاز گیری حریف
blankest
ممانعت از امتیاز گیری حریف
knockout
با ضربت بیهوش کنندهای حریف رابزمین زدن ضربه فنی
knockouts
با ضربت بیهوش کنندهای حریف رابزمین زدن ضربه فنی
slashing
چرخاندن چوب به طرف حریف
impeding
خطا روی حریف بدون توپ
dribble
رد کردن توپ از حریف
dribbled
رد کردن توپ از حریف
dribbles
رد کردن توپ از حریف
dribbling
رد کردن توپ از حریف
protection
سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
strip
کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
drop
جاگذاشتن حریف
drop
پشت سر گذاشتن حریف دو
dropped
جاگذاشتن حریف
dropped
پشت سر گذاشتن حریف دو
dropping
جاگذاشتن حریف
dropping
پشت سر گذاشتن حریف دو
drops
جاگذاشتن حریف
drops
پشت سر گذاشتن حریف دو
away
زمین حریف
away
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
croquet
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
covered
گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
clinch
بغل کردن حریف
clinch
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
بغل کردن حریف
clinched
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
بغل کردن حریف
clinches
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
بغل کردن حریف
clinching
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
odd
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
standstill
در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
charging
خطای مهاجم خطای ناشی از یورش به حریف
block
سدکردن غیرمجاز حریف
blocked
سدکردن غیرمجاز حریف
blocks
سدکردن غیرمجاز حریف
hold
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
glide
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
headman
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
headmen
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forcing
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
hack
ضربه خطای دست به بازوی حریف
hacked
ضربه خطای دست به بازوی حریف
hacks
ضربه خطای دست به بازوی حریف
squeeze
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing
سد کردن مدافع حریف با دونفر
submarine
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
submarines
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
guard
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guarding
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
tackle
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackled
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
Other Matches
underhook
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
head and arm
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
loops
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
rivals
حریف
rival
حریف
match
حریف
rivaled
حریف
rivaling
حریف
adversarial
حریف
rivalled
حریف
matches
حریف
rivalling
حریف
d. cut d.
حریف
adversary
حریف
adversaries
حریف
foes
حریف
foe
حریف
challengers
حریف
challenger
حریف
opponents
حریف
opponent
حریف
shadowing
چسبیدن به حریف
coped
حریف شدن
sell a dummy
فریفتن حریف
razzle dazzle
فریفتن حریف
shadow
چسبیدن به حریف
playing the man
بازی با حریف
shadowed
چسبیدن به حریف
shadows
چسبیدن به حریف
i cannot manage him
حریف او نمیشوم
deliver a series of blows
بمباران حریف
he was too much for me
من حریف او نبودم
adversaries
حریف کشتی
adversary
حریف کشتی
downfield
زمین حریف
target
سینه حریف
targeted
سینه حریف
targeting
سینه حریف
targets
سینه حریف
targetted
سینه حریف
targetting
سینه حریف
head butt
با سر به حریف زدن
copes
حریف شدن
opponent
حریف طرف
jack of all trades
همه فن حریف
victim
حریف ضعیف
opponents
حریف طرف
jacks of all trades
همه فن حریف
victims
حریف ضعیف
copings
حریف شدن
ends
زمین حریف
ended
زمین حریف
swingman
همه فن حریف
cope
حریف شدن
end
زمین حریف
outclassing
شکست فاحش حریف
deciding
نزدیک به دروازه حریف
assault
حمله بدنی به حریف
outclasses
شکست فاحش حریف
go behind
به پشت حریف رفتن
burns
امتیاز گرفتن از حریف
outclassed
شکست فاحش حریف
outclass
شکست فاحش حریف
unanswered
همردیف نبودن حریف
assaulted
حمله بدنی به حریف
deceived
فریب دادن حریف
burn
امتیاز گرفتن از حریف
hindering
مانع حریف شدن
mark
نشانه کردن حریف
bluffs
حریف را از میدان درکردن
scout
ارزیابی حریف اینده
intercepts
قطع پاسکاری حریف
intercepting
قطع پاسکاری حریف
hinder
مانع حریف شدن
hinders
مانع حریف شدن
intercepted
قطع پاسکاری حریف
intercept
قطع پاسکاری حریف
deceive
فریب دادن حریف
deceiving
فریب دادن حریف
scouted
ارزیابی حریف اینده
scouts
ارزیابی حریف اینده
action on the blade
تماس با شمشیر حریف
marks
نشانه کردن حریف
hindered
مانع حریف شدن
draw
رویارویی دو حریف در اغار
cut down
زمین زدن حریف
draws
رویارویی دو حریف در اغار
bluff
حریف را از میدان درکردن
circle dodge
گریز از حریف در مسیرمنحنی
bluffed
حریف را از میدان درکردن
back sacrifice throw
افکندن حریف ازپشت
bluffing
حریف را از میدان درکردن
deceives
فریب دادن حریف
shut down
شکست دادن حریف
assaults
حمله بدنی به حریف
onside
پا به توپ در زمین حریف
manage a person
حریف کسی شدن
they are well matched
حریف یکدیگر هستند
stomach throw
افکندن حریف از پشت
outplay
بازی بهتر از حریف
outroll
شکست دادن حریف
put the ball on the floor
رد کردن توپ از حریف
sparring partner
حریف مشت بازی
personal foul
خطای بدنی به حریف
pattern offense
موضعگیری در برابر حریف
kukutsu dachi
ایستادن در مقابل حریف
to stand up to one's opponent
با حریف روبرو شدن
jink
فریب دادن حریف
kin geri
لگد به بیضه حریف
hinders
جلوگیری از ضربه زدن حریف
hindering
جلوگیری از ضربه زدن حریف
clothes lines
ضبه زدن و انداختن حریف
clothes line
ضبه زدن و انداختن حریف
hindered
جلوگیری از ضربه زدن حریف
simple leg ride
شگک خراب کردن حریف
to overcrow one's rival
از پیروزی بر حریف شادی کردن
trompement
گریز شمشیرباز از ضربه حریف
dummies
گول زدن حریف در تجمع
dummy
گول زدن حریف در تجمع
underdogs
فرصت برد به حریف ندادن
underdog
فرصت برد به حریف ندادن
slashes
چرخاندن چوب به طرف حریف
slashed
چرخاندن چوب به طرف حریف
slash
چرخاندن چوب به طرف حریف
unlap
یک دور به حریف نزدیکتر شدن
win by retirement
پیروزی با کنار رفتن حریف
hinder
جلوگیری از ضربه زدن حریف
shut out
مانع پیروزی حریف شدن
gang tackle
با چند بازیگر حریف را فروداوردن
parrying
دفع کردن حمله حریف
interference
سد کردن غیرمجاز راه حریف
shoulder block
سد کردن حریف با ضربه شانه
finger hold
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
parries
دفع کردن حمله حریف
double hi
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
parry
دفع کردن حمله حریف
double touch
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
shut off
بهم زدن نقشه حریف
bootleg
نوعی حمله با فریفتن حریف
bait the hole
گول زدن مدافع حریف
box out
موضعگیری بین حریف و سبد
holding and hitting
گرفتن حریف و ضربه زدن
hand out
حریف دریافت کننده سرویس
hip rool
تاباندن حریف از روی باسن
outside hook
فت پا و بهم زدن تعادل حریف
out of distance
دور بودن شمشیرباز از حریف
parried
دفع کردن حمله حریف
hip check
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
wraparound check
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
to backtrack
<idiom>
<verb>
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
to row back
<idiom>
<verb>
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
stances
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
hand off
کنار زدن حریف بوسیله توپدار
to be second to no one
<idiom>
هیچکس حریف او نمی شود
[اصطلاح]
to be second to none
<idiom>
هیچکس حریف او نمی شود
[اصطلاح]
to row back
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
to backtrack
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
front underlock
خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
stances
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
wipe out
شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
direct free kick
مکث مهاجم برای فریفتن حریف
deropement
مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
deke
گول زدن حریف برای تغییرمحل
open ice
قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
sweat out
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
compound parry
دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
stationary tactics
دردروازه ضربه ازاد از حریف گرفتن
close in
نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
change of engagement
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
multiple foul
خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
near all
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
overplayed
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
hole job
شکست دادن حریف با شروع بهتر
hole shot
شکست دادن حریف با شروع بهتر
hook check
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
forcing shot
ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
kneeing
خطای سد کردن راه حریف بازانو
triple team
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
loose ball foul
خطا روی حریف بدون توپ
play control foul
خطا روی حریف بدون توپ
man up
بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
power forward
مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
stance
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
chanced
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chance
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
overplays
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
peel
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
tripping
با خطا تعادل حریف را بهم زدن
overplay
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
chances
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
matches
وصلت دادن حریف کسی بودن
stance
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
chancing
فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
peels
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com