Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (3 milliseconds)
English
Persian
concordant
همگام
synchronous
همگام
Other Matches
synchronous computer
کامپیوتر همگام
synchronous circuit
مدار همگام
running mates
اسب همگام
synchronizer
همگام کننده
synchronous device
دستگاه همگام
synchronous machine
ماشین همگام
synchronous operation
عمل همگام
running mate
اسب همگام
mainlining
همگام بااکثریت
mainlines
همگام بااکثریت
mainline
همگام بااکثریت
synchronous transmission
مخابره همگام
mainlined
همگام بااکثریت
synchronous system
سیستم همگام
synchro
همگام ساز
sync character
کاراکتر همگام
parallelled
همگام قرینه
parallelling
همگام قرینه
parallels
همگام قرینه
paralleling
همگام قرینه
paralleled
همگام قرینه
parallel
همگام قرینه
resonances
حالت همگام
synchronized
همگام شده
resonance
حالت همگام
sync
کاراکتر همگام
covariation
تغییر همگام
async
غیر همگام
tape synchronizer
همگام کننده نوار
synchronous multiplexor
تسهیم کننده همگام
synchronous time division multiplexing
تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
synchronous data link control
کنترل پیوند دادهای همگام
stdm
SynchronousTime-Devision تسهیم زمانی همگام ultiplexing
clock
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clock
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clocks
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clocks
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clock
مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
clocks
مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
In the fullness lf time .
به موقع خود ( به موقع مقرر همگام با گذشت زمان )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com