English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (5 milliseconds)
English Persian
synchronized همگام شده
Search result with all words
resonance حالت همگام
resonances حالت همگام
parallel همگام قرینه
paralleled همگام قرینه
paralleling همگام قرینه
parallelled همگام قرینه
parallelling همگام قرینه
parallels همگام قرینه
clock باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clock سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clock مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
clocks باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clocks سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clocks مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
sync کاراکتر همگام
async غیر همگام
concordant همگام
covariation تغییر همگام
stdm SynchronousTime-Devision تسهیم زمانی همگام ultiplexing
sync character کاراکتر همگام
synchro همگام ساز
synchronizer همگام کننده
synchronous همگام
synchronous circuit مدار همگام
synchronous computer کامپیوتر همگام
synchronous data link control کنترل پیوند دادهای همگام
synchronous device دستگاه همگام
synchronous machine ماشین همگام
synchronous multiplexor تسهیم کننده همگام
synchronous operation عمل همگام
synchronous system سیستم همگام
synchronous time division multiplexing تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
synchronous transmission مخابره همگام
tape synchronizer همگام کننده نوار
mainline همگام بااکثریت
mainlined همگام بااکثریت
mainlines همگام بااکثریت
mainlining همگام بااکثریت
running mate اسب همگام
running mates اسب همگام
In the fullness lf time . به موقع خود ( به موقع مقرر همگام با گذشت زمان )
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com