English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
cast the first stone <idiom> همیشه آماده جنگیدن است
Other Matches
in arms <idiom> آماده جنگیدن
take up arms <idiom> آماده جنگیدن
at someone's beck and call <idiom> همیشه آماده پذیرایی
on tap <adj.> همیشه آماده [برای ریختن از شیره بشکه]
evergreen همیشه سبز همیشه بهار
evergreens همیشه سبز همیشه بهار
everblooming همیشه بهار همیشه شکوفا
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
militate جنگیدن
fights جنگیدن
fight جنگیدن
militates جنگیدن
militating جنگیدن
militated جنگیدن
stand up for <idiom> جنگیدن برای
at loggerheads <idiom> باهم جنگیدن
come to grips with <idiom> با نظریهای جنگیدن
lay about one سخت جنگیدن
combat رزم جنگیدن با
combating رزم جنگیدن با
combats رزم جنگیدن با
combated رزم جنگیدن با
bone of contention <idiom> دلیل برای جنگیدن
come to blows <idiom> شروع به جنگیدن کردن
rough and tumble <idiom> با خشونت تمام جنگیدن
fight tooth and nail <idiom> باچنگ ودندان جنگیدن
fight tooth and nail <idiom> با چنگ و دندان جنگیدن
they itch for a fight کرم جنگیدن دارند
campaign رزم نبرد کردن جنگیدن
tactic روش جنگیدن در میدان جنگ
campaigning رزم نبرد کردن جنگیدن
campaigned رزم نبرد کردن جنگیدن
campaigns رزم نبرد کردن جنگیدن
close ranks <idiom> برای جنگیدن درکنارهم جمع شدن
hen and chickens همیشه بهار همیشه بهار باغی
cock :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
cocking :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
cocks :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
alway همیشه
evermore همیشه
at all times همیشه
ay همیشه
ayŠaye همیشه
eer همیشه
for ever and aday همیشه
for evermore همیشه
everywhen همیشه
incessantly همیشه
frequenter همیشه رو
sempre همیشه
at any time <adv.> همیشه
ever همیشه
anytime <adv.> همیشه
at all hours <adv.> همیشه
always همیشه
ever- همیشه
year in year out همیشه
any time <adv.> همیشه
perpetuity برای همیشه
immortality برای همیشه
eternity برای همیشه
infinite time برای همیشه
evermore برای همیشه
forever برای همیشه
foreverness برای همیشه
aeon برای همیشه
adinfinitum برای همیشه
sempiternity برای همیشه
marigolds گل همیشه بهار
on tap <adj.> همیشه در دسترس
tipple همیشه نوشیدن
tippled همیشه نوشیدن
tipples همیشه نوشیدن
marigold گل همیشه بهار
tippling همیشه نوشیدن
resident که همیشه درکامپیوتراست
residents که همیشه درکامپیوتراست
permafrost همیشه یخبسته
eternality برای همیشه
amaranth همیشه بهار
once and for all <idiom> برای همیشه
sinedie برای همیشه
for good برای همیشه
immortally تا جاودان همیشه
insenescible همیشه جوان
forever and a day <idiom> برای همیشه
love lies bleeding گل همیشه بهار
ad infinitum برای همیشه
forever برای همیشه
dead load همیشه بار
as usual مانند همیشه
still راکد همیشه
stiller راکد همیشه
stillest راکد همیشه
stills راکد همیشه
ay برای همیشه
calendula گل همیشه بهار
as ever مانند همیشه
I always stick to my word. من همیشه سر حرفم می ایستم
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
chucker پرتابگر همیشه خطازن
i have got him on my brain همیشه به اوفکر میکنم
i always photograph badly عکس من همیشه بد در می اید
japanese andromeda بوته همیشه سبزاسیایی
for good <idiom> برای همیشه ،پایدار
evergreen trees درختان همیشه سبز
for keeps <idiom> تا ابد ،برای همیشه
to always look for things to find fault with همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
Sara always wanted a puppy. سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
she always had her way همیشه موافق میل اوعمل می شد
to pledge one's troth قول همیشه وفادار را دادن
perennially بطور ماندگاریا دائمی همیشه
non scrollable که همیشه نمایش داده میشود.
The shell does not always contain a pearl. <proverb> همیشه در صدف گوهر نباشد .
He always gives in to his wife. همیشه تسلیم زنش است
I always fulfil my promises . من همیشه به قولم عمل می کنم
go steady <idiom> همیشه بایک نفر قرارگذاشتن
temporarily برای زمان مشخص یا نه همیشه
exceptional متفاوت ونه مثل همیشه
never to be at a loss for an answer همیشه حاضر جواب بودن
as ... as ever <adv.> آنطور ... مثل همیشه [سابق]
jitterbug آدم همیشه نگران و دلواپس
to get straight A's همه درسها را [همیشه] ۲۰ گرفتن
panicky person آدم همیشه نگران و دلواپس
abjuring برای همیشه ترک گفتن
abjures برای همیشه ترک گفتن
nervous Nelly آدم همیشه نگران و دلواپس
abjured برای همیشه ترک گفتن
abjure برای همیشه ترک گفتن
give someone the benefit of the doubt <idiom> همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
She is always making trouble for her friends. همیشه برای دوستانش درد سر بوده
A bad workman always blames his tools. <proverb> کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
in a rut <idiom> همیشه کار مشابه انجام دادن
I always make a point of being on time . I always try to be punctual . همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
eager beaver <idiom> شخص همیشه داوطلب کار اضافه
couch potato کسی که همیشه در خانه بیکار می نشیند
He has always lived there. او همیشه آنجا زندگی کرده است.
I am always ready to help my friends. همیشه حاضرم بدوستانم کمک کنم
It is yours for keeps . این برای همیشه پیش خودت باشد
dates افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
at one's fingertips <idiom> آماده
able آماده
to always find something to gripe about همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
He is trying to prove himself all the time. او [مرد] همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
danger warning level مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
he is always a little peculiar او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
permanently انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
solids خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solid خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
give-and-take آماده به توافق
set out <idiom> آماده سفرشدن
up in arms <idiom> آماده حمله
up to <idiom> آماده شیطنت
accommodate آماده کردن
in the pipeline [Colloquial] در آماده سازی
handshaking آماده دریافت
accessible آماده پذیرایی
make preparations آماده کردن
get ready <idiom> آماده شدن از
here goes nothing <idiom> آماده شروع
make arrangements آماده کردن
make provisions آماده کردن
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
He's always moaning that we use too much electricity. او [مرد] همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
douglas fir یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
in store <idiom> آماده بوقوع پیوستن
psyched up <idiom> آماده انجام کار
get set <idiom> آماده شروع شدن
red alert حالت آماده باش
go ahead <idiom> آماده کار شدن
fair game طعمهی حاضر و آماده
promise the moon <idiom> آماده انجام کار
preparation آماده کردن چیزی
up for grabs <idiom> آماده رقابت شدن
preparations آماده کردن چیزی
to prepare [for] آماده شدن [به یا برای]
red alerts حالت آماده باش
prone to do something آماده کردن برای
luncheon meat گوشت پخته و آماده
dinner etc. is served غذا آماده است
coldest بدون آماده بودن
colds بدون آماده بودن
to stand ready for [+ noun] آماده بودن برای
to stand ready to [+ verb] آماده بودن برای
cold بدون آماده بودن
colder بدون آماده بودن
The grass is always greener on the other side of the fence. <proverb> مرغ همسایه غازه [مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
retaking آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
As you are not ready ... چونکه هنوز آماده نیستی...
retaken آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retakes آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
retake آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
able آماده بودن آرایش دادن
on call <idiom> آماده برای ترک خدمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com