Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (9 milliseconds)
English
Persian
frequenter
همیشه رو
Search result with all words
ever
همیشه
ever-
همیشه
always
همیشه
stack
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
forever
برای همیشه
permanent
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
permanently
انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
date
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
dates
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
solid
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solids
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
still
راکد همیشه
stiller
راکد همیشه
stillest
راکد همیشه
stills
راکد همیشه
evergreen
همیشه سبز همیشه بهار
evergreens
همیشه سبز همیشه بهار
abjure
برای همیشه ترک گفتن
abjured
برای همیشه ترک گفتن
abjures
برای همیشه ترک گفتن
abjuring
برای همیشه ترک گفتن
tipple
همیشه نوشیدن
tippled
همیشه نوشیدن
tipples
همیشه نوشیدن
tippling
همیشه نوشیدن
resident
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
resident
که همیشه درکامپیوتراست
residents
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents
که همیشه درکامپیوتراست
permafrost
همیشه یخبسته
exceptional
متفاوت ونه مثل همیشه
temporarily
برای زمان مشخص یا نه همیشه
evermore
همیشه
evermore
برای همیشه
marigold
گل همیشه بهار
marigolds
گل همیشه بهار
window
فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
window
فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
incessantly
همیشه
hot
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hotter
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hottest
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
absolute address
مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
adinfinitum
برای همیشه
alway
همیشه
everywhen
همیشه
amaranth
همیشه بهار
as ever
مانند همیشه
as usual
مانند همیشه
at all times
همیشه
ay
همیشه
ay
برای همیشه
ayŠaye
همیشه
calendula
گل همیشه بهار
chucker
پرتابگر همیشه خطازن
clearance fit
اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
command.com
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
danger warning level
مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
dead load
همیشه بار
douglas fir
یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
eer
همیشه
everblooming
همیشه بهار همیشه شکوفا
evergreen trees
درختان همیشه سبز
for ever and aday
همیشه
for evermore
همیشه
for good
برای همیشه
he is always a little peculiar
او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
hen and chickens
همیشه بهار همیشه بهار باغی
i always photograph badly
عکس من همیشه بد در می اید
i have got him on my brain
همیشه به اوفکر میکنم
immortally
تا جاودان همیشه
insenescible
همیشه جوان
japanese andromeda
بوته همیشه سبزاسیایی
love lies bleeding
گل همیشه بهار
man a bout town
ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
non scrollable
که همیشه نمایش داده میشود.
perennially
بطور ماندگاریا دائمی همیشه
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
sempre
همیشه
she always had her way
همیشه موافق میل اوعمل می شد
sinedie
برای همیشه
tout temps prist
تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
year in year out
همیشه
ad infinitum
برای همیشه
I always stick to my word.
من همیشه سر حرفم می ایستم
It is yours for keeps .
این برای همیشه پیش خودت باشد
He always gives in to his wife.
همیشه تسلیم زنش است
I am always ready to help my friends.
همیشه حاضرم بدوستانم کمک کنم
She is always making trouble for her friends.
همیشه برای دوستانش درد سر بوده
I always fulfil my promises .
من همیشه به قولم عمل می کنم
I always make a point of being on time . I always try to be punctual .
همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
at someone's beck and call
<idiom>
همیشه آماده پذیرایی
cast the first stone
<idiom>
همیشه آماده جنگیدن است
eager beaver
<idiom>
شخص همیشه داوطلب کار اضافه
forever and a day
<idiom>
برای همیشه
for good
<idiom>
برای همیشه ،پایدار
for keeps
<idiom>
تا ابد ،برای همیشه
give someone the benefit of the doubt
<idiom>
همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
Other Matches
at all hours
<adv.>
همیشه
anytime
<adv.>
همیشه
at any time
<adv.>
همیشه
any time
<adv.>
همیشه
immortality
برای همیشه
infinite time
برای همیشه
forever
برای همیشه
aeon
برای همیشه
foreverness
برای همیشه
once and for all
<idiom>
برای همیشه
on tap
<adj.>
همیشه در دسترس
eternality
برای همیشه
eternity
برای همیشه
perpetuity
برای همیشه
sempiternity
برای همیشه
to get straight A's
همه درسها را
[همیشه]
۲۰ گرفتن
never to be at a loss for an answer
همیشه حاضر جواب بودن
to pledge one's troth
قول همیشه وفادار را دادن
Sara always wanted a puppy.
سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
nervous Nelly
آدم همیشه نگران و دلواپس
panicky person
آدم همیشه نگران و دلواپس
to always look for things to find fault with
همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
jitterbug
آدم همیشه نگران و دلواپس
as ... as ever
<adv.>
آنطور ... مثل همیشه
[سابق]
The shell does not always contain a pearl.
<proverb>
همیشه در صدف گوهر نباشد .
go steady
<idiom>
همیشه بایک نفر قرارگذاشتن
in a rut
<idiom>
همیشه کار مشابه انجام دادن
couch potato
کسی که همیشه در خانه بیکار می نشیند
He has always lived there.
او همیشه آنجا زندگی کرده است.
A bad workman always blames his tools.
<proverb>
کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
on tap
<adj.>
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
A constant guest is never welcome .
<proverb>
به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
to always find something to gripe about
همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
He is trying to prove himself all the time.
او
[مرد]
همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
He's always moaning that we use too much electricity.
او
[مرد]
همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
You should always be careful walking alone at night.
همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
The grass is always greener on the other side of the fence.
<proverb>
مرغ همسایه غازه
[مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
Carrie is her own worst enemy, she's always falling out with people.
کری همیشه با همه بحث و جدل می کند و برای خودش دردسر می تراشد.
kratom
[درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts.
مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back.
بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
straight "A " student
دانش آموزی
[دانش جویی]
که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
Better late than never.
<proverb>
آهسته برو همیشه برو.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com