English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (6 milliseconds)
English Persian
coparcenery هم ارثی
Search result with all words
bequest ارثی که بنابوصیت رسیده
bequests ارثی که بنابوصیت رسیده
successive ارثی
geneticist ارثی نگر
geneticists ارثی نگر
recapitulate صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulated صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulates صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulating صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
gene عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
genes عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
inherited ارثی
congenital ارثی
prerogative امتیاز مخصوص حق ارثی
prerogatives امتیاز مخصوص حق ارثی
genetic ارثی
hereditary ارثی
amphiploid دارای حداقل کرموسوم ارثی
diathesis بیماری پذیری ارثی
dysgenic مضر برای صفات وخصوصیات ارثی
genetic endowment ساز و برگ ارثی
genetic endowment موهبت ارثی
geneticism ارثی نگری
hereditarianism ارثی نگری
genomotives انگیزههای ارثی
genotype سنخ ارثی
heritable ارثی
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
legitimism هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
patrimonial ارثی
recombinant موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
sex linked واقع در کروموزم جنسی ارثی
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
be in one's blood <idiom> ارثی بودن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com