English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (2 milliseconds)
English Persian
condisciple هم شاگرد
Search result with all words
mate شاگرد
mated شاگرد
mates شاگرد
trainee شاگرد
trainees شاگرد
apprentice شاگرد
apprentices شاگرد
truant شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
truants شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
buttons شاگرد
boots شاگرد مهمانخانه
assignment تکلیف درسی و مشق شاگرد
assignments تکلیف درسی و مشق شاگرد
page خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
pages خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
boarder شاگرد شبانه روزی
boarders شاگرد شبانه روزی
pupil شاگرد
pupils شاگرد
student شاگرد اهل تحقیق
student شاگرد
students شاگرد اهل تحقیق
students شاگرد
boy خانه شاگرد
boys خانه شاگرد
disciple شاگرد
disciples شاگرد
an idle pupil شاگرد بیکار یا تنبل
assistant driver شاگرد شوفر
coach and pupil method روش مربی و شاگرد دراموزش
cook's mate شاگرد اشپز
counter jumper شاگرد دکان
driver's mate شاگرد راننده
errand boy شاگرد
famulus شاگرد
follwer شاگرد
footboy شاگرد
gentleman commoner شاگرد ممتازدانشگاه اکسفوردو کمبریج که شهریهای بیشترازشاگردان عادی میپردازد
grader جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
grummet شاگرد خانه
horseboy شاگرد مهتر
journey man شاگرد یا کارگر روزمزد
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
loblolly boy or man شاگرد جراح
parlour boarder شاگرد شبانه روزی که نزدخانواده رئیس شبانه روزی زندگی میکند
protege حمایت شده شاگرد
resident school مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
scholastic agent شاگرد پیدا کن
shop boy شاگرد دکان
shop boy شاگرد
shop girl شاگرد دکان
shop girl شاگرد پادو
student of law شاگرد دانشکده حقوق
to be at the foot of any one پیرو یا شاگرد کسی بودن
underclassman شاگرد سالهای اول و دوم دانشگاه
undergrad u te شاگرد درجه نگرفته شاگردپایین رتبه
votary شاگرد
houseboy خانه شاگرد
houseboys خانه شاگرد
schoolgirl شاگرد
schoolgirls شاگرد
helper شاگرد قالیباف
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com